چگونه زندگی را سخت نگیریم؟ ۴۰ درس برای داشتن زندگی بهتر


چگونه زندگی را سخت نگیریم؟ ۴۰ درس برای داشتن زندگی بهتر

در این که زندگی سخت است، هیچ شکی نیست. در واقع این سخت بودن زندگی نوعی روند است که ما هر از چندگاهی آن را طی می کنیم. بله زندگی سخت است، اما فراموش نکنیم که زندگی جنبه های دیگری هم دارد و با چیزهای بد همیشه خوبی هایی همراه است، حتی اگر در آن زمان چنین احساسی نداشته باشیم.

در این مطلب از مجله آلامتو، ابتدا ۵ دلیل سخت بودن زندگی و در ادامه ۴۰ درس از زندگی را باهم مرور می کنیم. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


۵ دلیل سخت بودن زندگی


  1. خودخواه هستید

اگر شما فرد خودخواهی هستید، طبیعی است که زندگی برایتان سخت تر از بقیه بگذرد. فردی که خودخواه است همیشه تمرکزش را روی خودش می گذارد و توجه چندانی به بقیه ندارد. این تمرکز بیش از حد روی خود، باعث می شود سختی زندگی را بیشتر از دیگران لمس کند.

وقتی تمرکزتان را از خود دور می کنید و به دیگران فکر می کنید، این امر باعث می شود متوجه شوید که زندگی خودتان چقدر خوب است و این به شما کمک می کند تا قدردان چیزهایی که زندگی دارید باشید.

وقتی تمرین شکرگزاری می کنیم نه تنها از جهان به خاطر همه چیزهایی که داریم تشکر می کنیم، بلکه به طور کلی از زندگی سپاسگزاریم و این باعث می شود سختی زندگی خیلی کمتر شود.


  1. آدم ریاکار و متظاهری هستید

فرد ریاکار فردی است که حرف می زند بدون آنکه به حرف هایش عمل کند.

قطعا برای فردی با این خصوصیات جنبه سرگرم کننده زندگی کمرنگ تر است و آنطور که باید از زندگی لذت نمی برد. به عنوان مثال می گویید می خواهید در سال جدید ۱۰ کیلوگرم از وزنتان را کم کنید. این حرف را می زنید اما هیچ کاری برای عملی کردن آن انجام نمی دهید. این همان چیزی است که زندگی را سخت تر از آن که باید باشد، می کند.

اگر کارهایی که در موردشان حرف می زنید را عملی کنید، زندگی بسیار ساده تری خواهید داشت، حتی اگر گاهی اوقات احساس ناراحتی کنید.


  1. آنطور که فکر می کنید آزاد نیستید

در حالی که انسان ها دوست دارند آزاد باشند و طبق اراده خودشان پیش بروند، حقیقت این است که عوامل زیادی در تصمیم گیری و انتخاب ما در زندگی نقش دارند. ما حجم عظیمی از اطلاعات را با خود حمل می کنیم که اراده کنترل آن دست خودمان نیست. این افکار اغلب نحوه تصمیم گیری و نحوه زندگی را تعیین می کنند.

وقتی نحوه تفکر و احساس خود را بررسی می کنید، ممکن است دریابید که اراده آزاد شما با اطلاعاتی که نمی دانید از کجا به درون شما رسوخ کرده، به خطر افتاده است. شاید وقت آن رسیده که طرز تفکر را در پیش بگیریم. نه؟


  1. مسئولیت پذیر نیستید

من فکر می کنم مسئولیت پذیری قوی ترین ویژگی ما در زندگی است. زیرا واقعیت این است که شما در نهایت مسئول همه اتفاقات زندگی خود، از جمله شادی و ناراحتی، موفقیت ها و شکست ها و کیفیت روابط خود هستید.

با این حال، تعداد کمی از مردم مسئولیت زندگی خود را بر عهده می گیرند. آنها ترجیح می دهند دیگران را سرزنش کرده و قربانی کنند و به همین دلیل است که زندگی برای آنها بسیار سخت است.


  1. تحت تاثیر افراد دیگر هستید

مهم نیست که چقدر روی خودتان کار می کنید، زیرا در پایان روز شخص دیگری منتظر خواهد بود تا حباب شما را بترکاند.

بار بزرگ زنده بودن این است که نمی توانیم افراد دیگر را کنترل کنیم. ما فقط می توانیم احساس خود و نحوه واکنش نشان دادن در برابر شرایطی که برای ما پیش می آید، را کنترل کنیم.


۴۰ درس بی رحمانه درباره زندگی

یکی از دردناک ترین تجربیاتی که من تا به حال تجربه کرده ام، درگذشت یک دوست صمیمی بود. او سرطان داشت و ماههای آخر زندگی اش را وقف خدمت به دیگران کرده بود. در روز آخر زندگی اش، او به من گفت که بزرگترین حسرت زندگی اش این است که چرا زندگی با هدف و اشتیاق را زودتر شروع نکرده است.

از آن روز، من سعی کردم زندگی خود را به بهترین نحو سپری کنم و هرگز روزی را در راهی که او پشیمان شده بود تلف نکنم. در اینجا ۴۰ حقیقت سخت وجود دارد که از توصیه های او گرفته شده است، ممکن است از خواندن برخی از آنها ناراحت شویم، اما این حقیقت زندگی است.

  1. تغییر ناراحت کننده است. تغییر همیشه عجیب و غریب و ناراحت کننده خواهد بود، ماهیت تغییر این است. صبور باشید و منتظر بمانید تا تغییر به یک قاعده تبدیل شود.
  2. نحوه واکنش شما به یک موقعیت مهمتر از خود موقعیت است. اگر فکر می کنید زندگی باید ساده و بدون مشکل باشد، خودتان را دست انداخته اید. همیشه انتخاب های دشوار و موقعیت های سخت وجود خواهد داشت و بازی درست با کارت ها بهترین راه برای پیشرفت در زندگی است.
  3. شما بدترین منتقد خودتان هستید. شما هرگز اعتباری را که شایسته آن هستید به خودتان نمی دهید و باید آن را تصدیق کنید. شما می توانید بیش از حد به خودتان سخت بگیرید و باید از قدرت خود احساس خوبی داشته باشید.
  4. بیش از حد از خودتان غافل می شوید. این کاری است که همه ما انجام می دهیم. مراقب خودتان، نیازها و خواسته هایتان باشید. زمانی که به خودتان اهمیت بدهید زندگی شما از هر نظر بسیار بهتر خواهد شد.
  5. وقت و انرژی خود را برای چیزهایی که به آنها اهمیت نمی دهید هدر ندهید. به راحتی می توان خود را در تلاش های بیهوده خسته کرد. اما زندگی کوتاه تر از آن است که آن را وقت انجام کارهای بیهوده کنیم.
  6. اگر توجه نکنید حواس پرتی می تواند زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد. به خودتان نگاهی بیندازید: آیا زندگی شما پر از حواس پرتی است؟ آیا می توانید بدون آنها کار کنید؟ برای تسلط بر زندگی خود عوامل حواس پرتی را کاهش بدهید و بیشتر تمرکز کنید.
  7. اضطراب بخشی از زندگی است. شما هرگز احساس اعتماد به نفس واقعی نخواهید کرد، بنابراین منتظر آن سطح خیالی دست نیافتنی از اعتماد به نفس نباشید، زیرا از آن به عنوان بهانه استفاده می کنید.
  8. انتظار برای شرایط مناسب، زندگی شما را تلف می کند. همیشه در انتظار رسیدن به بهترین شرایط، بهترین روزهای زندگی مان را از دست می دهیم. باید یاد بگیریم که تا وقتی خودمان دستبه کار نشویم شرایط تغییری نمی کند.
  9. خیال پردازی خطرناک است. یادآوری گذشته یا خیال پردازی درباره آینده می تواند باعث شود که تنها قسمت مهم زندگی یعنی زمان حال خود را از دست بدهید.
  10. شما به چیزهایی که نمی خواهید بشنوید گوش نمی دهید. بسیاری از ما با حبابی از نظرات و حقایق خودمان را احاطه کرده ایم که به ما احساس راحتی می دهند. ما شکست می خوریم زیرا هرگز آنچه را که نمی خواهیم بشنویم به کار نمی گیریم.
  11. سخت ترین دیوارها در رشد بیشتر شما کمک می کنند. هر شرایط سختی به شما کمک می کند تا کمی بالاتر بروید و کمی قوی تر شوید. چالش ها را بپذیرید و خودتان را قوی تر کنید.
  12. حتی بهترین استادان شطرنج می دانند چه زمانی باید عقب نشینی کنند. زندگی یک بازی مانند شطرنج است که باید بدانید چه زمانی باید جلو بروید و عقب نشینی کنید. همه چیز در مورد قدم گذاشتن در موقعیت برنده است، صرف نظر از جایی که ممکن است باشد.
  13. توجه کنید. هرکسی، می تواند چیزی به ما یاد بدهد. هر مانع و هر تعاملی می تواند معلم شما باشد. دقتتان را بالا ببرید.
  14. همیشه به آنچه می خواهید نمی رسید. این موضوع را بپذیرید. یاد بگیرید که به جای امتناع از بازی، با چیزهایی که دارید بازی کنید.
  15. مانند قربانی رفتار کردن، شما را به یکی از آنها تبدیل می کند. دست از شکایت کردن بردارید؛ زندگی عادلانه نیست. از رفتار کردن مانند یک قربانی دست بکشید و کمی قوی تر بودن را یاد بگیرید.
  16. گاهی اوقات نیاز است فقط عبور کنیم. در زندگی مواقعی پیش می آید که ما مجبوریم از افراد یا بخشهای خاصی از زندگی خود عبور کنیم. این را بپذیرید و سعی نکنید هر طور که شده چیزی را حل کنید. گاهی حل کردن یک مشکل یعنی گذشتن از آن!
  17. شکستن عادت ها سخت ترین چیزهای دنیاست. مراقب عادت های روزانه خود، به ویژه عادات منفی باشید. دائماً به الگوهای سمی، که همیشه سعی می کنند به زندگی شما بازگردند، باز نگردید.
  18. قدرت ذهنی خود را دست کم نگیرید. ذهن شما می تواند هر کاری را که روی آن تمرکز کنید انجام دهد. از قدرت ذهنی خود تا حد بالقوه استفاده کنید.
  19. نمی توانید یک شبه عادت های مثبت ایجاد کنید. تغییر مدتی طول می کشد. اگر برای بهتر شدن خود تلاش می کنید، صبر داشته باشید و انتظار یک شبه ره صد ساله رفتن را نداشته باشید.
  20. صبر و انتظار چیزهای متفاوتی هستند. منتظر اتفاقات نباشید؛ صبر این است که خودتان را یک قدم جلو ببرید و در این مورد مثبت فکر کنید.
  21. مردم همیشه در مورد احساسات خود نسبت به شما صادق نیستند. کارهایی که انجام می دهند مهمتر از حرفهایی است که می زنند. افراد را با کارها و اعمالشان بسنجید.
  22. اجازه ندهید عوامل سطحی نحوه قضاوت درباره دیگران را مشخص کند. برای عناوین، پول و دستاوردها را ارزشمند ندانید؛ در عوض، برای فروتنی، مهربانی و صداقت ارزش قائل شوید.
  23. محبوبیت مهم نیست. زندگی خود را بدون توجه به محبوبیت در بین دیگران سپری کنید. کاری را که می خواهید انجام دهید را برای رسیدن به هدفتان انجام بدهید، نه جلب توجه دیگران!
  24. منابع اعتبارسنجی خود را ارزیابی کنید. زندگی خود را با ناامیدی در جستجوی اعتبار دیگران پیش نبرید. اعتبارسنجی واقعی فقط می تواند از درون ایجاد شود.
  25. به حس خودتان اعتماد کنید. آنچه را که واقعاً احساس می کنید و آنچه واقعاً می خواهید را فراموش نکنید؛ در دنیای پر از دغدغه امروز به راحتی می توان ارزش های واقعی خود را از دست داد.
  26. “سرم شلوغه” بدترین بهانه است. ما همیشه “بیش از حد مشغول” هستیم. اما یافتن زمان برای انجام کاری نشان می دهد که برای آن ارزش قائل هستید.
  27. به چیزهایی چسبیده اید که شما را از بین می برد. افراد و چیزهایی را که در زندگی دارید، ارزیابی کنید: اگر آنها به شما در پیشرفت کمک نمی کنند، پس یعنی شما را پایین می کشند.
  28. بزرگترین ابرقدرت شما حفظ آرامش است. بیش از حد واکنش نشان ندهید و مسائل را شخصی نکنید. آرام بودن و حفظ آرامش را یاد بگیرید.
  29. افکار منفی بخشی از زندگی هستند. اجازه دادن به جولان روزهای بد شما را از رسیدن به رویاهایتان باز می دارد. بله افکار منفی هم بخشی از زندگی هستند، اما باید راه کنترل آن را بیاد بگیرید.
  30. استرس از درون ناشی می شود. مهم نیست که یک موقعیت چقدر سخت یا دشوار باشد، نحوه واکنش شما به آن از درونتان ناشی می شود. فشار و استرس را از روی خودتان بردارید و زندگی را ساده تر کنید.
  31. زندگی همیشه خواهد داد و خواهد گرفت. وقتی زندگی چیز مهمی را از شما می گیرد، به یاد داشته باشید که چیزهای جدیدی را نیز به شما می دهد که باید دوستش داشته باشید. زندگی در حال تغییر مداوم است.
  32. از طریق بخشش به آرامش برسید. کینه توزی بیش از دیگران به خودتان آسیب می زند. آشفتگی درونی خود را با بخشیدن کسانی که به شما ظلم کرده اند حل کنید.
  33. هیچ کس برای همیشه بد نمی ماند. ما همیشه در حال تغییر هستیم. قضاوت کسی بر اساس سابقه او و بی توجهی به اینکه چقدر تغییر کرده، بی انصافی است. به دیگران فرصت رشد دهید.
  34. اجازه ندهید اختلافات به نفرت تبدیل شود. حل اختلافات و جلوگیری از تبدیل آن به نفرت یکی از بهترین راههای رسیدن به آرامش است.
  35. انسان بودن را بیاموزید. جهان مدرن مقداری از انسانیت ما را از ما گرفته است. انسانیت را تمرین کنید. لبخند بزنید، با دیگران صحبت کنید و به حرف هایشان گوش کنید. تمام وقت روزتان را صرف خیره شدن به صفحه گوشی نکنید.
  36. ما وقت جنگیدن نداریم. عمر ما آنقدر کوتاه است که جنگیدن با دیگران وقت آن را بیهوده تلف می کند. پس چرا به جای لذت بردن از آن، وقت خود را با مشاجره و دعوا تلف کنیم؟
  37. انتظارات از دیگران فقط شما را دل شکسته می کند. هیچوقت و از هیچکس انتظار نداشته باشید؛ فقط به خاطر چیزهایی که دارید و کارهایی که دیگران برایتان انجام می دهند، قدردانی کنید.
  38. همه به شیوه شما پاسخ نمی دهند و عمل نمی کنند. اگر فکر می کنید مردم همانطور که شما با آنها رفتار می کنید با شما رفتار خواهند کرد، فقط خودتان را برای ناامیدی آماده می کنید.
  39. افراد مثبت یکدیگر را جذب می کنند. طرز فکر و عمل شما اطرافیانتان را تعیین می کند. اگر می خواهید افراد خوبی در اطرافتان باشند، پس شما نیز باید خوب باشید.
  40. هیچ چیز برای همیشه دوام ندارد. به اطراف خود نگاه کنید و تشکر کنید. قدر داشته های خود را بدانید. عشق، زندگی و شادی موهبت هایی است که خدا به ما داده و باید قدردان آن باشیم.
همچنین بخوانید: چگونه زندگی را ساده بگیریم



منبع

راه های پرورش ذهن برای موفقیت


راه های پرورش ذهن برای موفقیت

داشتن یک ذهن خلاق و آماده برای رسیدن به موفقیت ضروری است اما چگونه ذهن خود را به این شرایط ایده آل برسانیم؟

می‌خواهید مغز خود را برای رسیدن به موفقیت آموزش دهید؟ فکر خوبی است. این افکار شما هستند که مشخص می‌کنند چه کاری انجام بدهید و چگونه نسبت به وضعیت‌های زندگی واکنش نشان ‌دهید. در نتیجه، این که نحوه تفکر شما، تاثیر عظیمی بر روی سطح موفقیت و شادی تان خواهد داشت و خوشبختانه، این امکان وجود دارد که ذهن خود را به هر شکلی که دوست دارید، قوی‌تر کنید.

با این حال، تغییر روشی که فکر می‌کنیم، مانند پیاده‌روی در پارک راحت نیست. در حقیقت، سالها عادت های و الگوهای فکری  بد، ناخودآگاه می تواند آموزش مغز شما را بسیار چالش برانگیز کند. بنابراین این سوال مطرح می شود که چگونه می توان روند تغییر تفکر را شروع کرد؟

در این مقاله، با هفت تمرین آموزش ذهن و سه نکته ضروری در مورد آموزش مغز شما می آموزید که چگونه ذهن خود را برای رسیدن به موفقیت آماده کنید. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


چگونه ذهنمان را برای قوی‌تر شدن پرورش بدهیم؟

قبل از اینکه به سراغ تکنیک‌های خاص برای آموزش ذهن برویم، بیایید نگاهی سریع به نحوه آموزش ذهن خود بیندازیم.

دکتر John N. Morris معتقد است که سه دستورالعمل اصلی وجود دارد که باید هنگام پرورش ذهن خود رعایت کنید:

  • چیزی را به چالش بکشید: هر کاری برای تربیت مغز خود انجام می دهید، باید چالش برانگیز باشد و شما را از منطقه راحتی خود خارج کند.
  • فعالیت های پیچیده را انتخاب کنید: تمرینات خوب پرورش مغز باید شما را ملزم به تمرین فرایندهای فکری پیچیده مانند تفکر خلاق و حل مسئله کند.
  • به طور مداوم تمرین کنید: می دانید که تمرین بهترین راه برای رسیدن به یک هدف است! دکتر موریس می‌گوید: “اگر تمرین نکنید نمی‌توانید حافظه خود را بهبود بخشید. هرچه زمان بیشتری را برای درگیر کردن مغز خود اختصاص دهید، از مزایای بیشتری برخوردار خواهید شد. “

نکته مهم دیگری که باید به یاد داشته باشید این است که نباید سعی کنید چندین تمرین آموزش مغز را همزمان انجام دهید. تمرینات مداوم این کار را بسیار دشوارتر می کند. درعوض، یک فعالیت تمرینی ذهنی را انتخاب کنید و به مدت یک ماه یا هر روز به طور مداوم آن را انجام دهید و زمانی که به یک عادت تبدیل شد، چیز جدیدی به آن اضافه کنید.


۷ تکنیک آموزش ذهن:

کال نیوپورت، استاد علوم کامپیوتر و نویسنده پرفروش، معتقد است که دو استعداد اصلی برای پیشرفت در اقتصاد جدید وجود دارد:

  • توانایی تسلط سریع بر کارهای سخت
  • توانایی تولید در سطح ممتاز، هم از نظر کیفیت و هم از نظر سرعت

به عبارت دیگر، شما باید یاد بگیرید که چگونه: تعلل کردن را متوقف کنید، سریع بیاموزید، تمرکز دقیق داشته باشید و بهره وری بیشتری داشته باشید.

بسیار خوب، حال می خواهید بدانید که چطور می‌توانید این کار را انجام دهید؟ در قسمت زیر هفت تمرین آموزش ذهنی برای رسیدن به این اهداف وجود دارد:


  1. تک کاره (سینگل تسک) باشید

این روزها به ندرت پیش می‌آید که افراد در یک زمان واحد، تنها یک کار را انجام بدهند: به عنوان مثال آیا برایتان اتفاق افتاده که در حال تماشای تلویزیون مشول وب گردی یا چک کردن شبکه‌های اجتماعی باشید؟ یا در حالیکه قهوه صبحگاهی‌تان را می‌نوشید شروع به چک کردن ایمیل‌ها کنید؟

مسئله اینجاست که انجام چند کار به صورت همزمان (مولتی تسکینگ) و جست و خیز از یک کار به کار دیگر ممکن است موثر به نظر برسد، اما در واقعیت عکس این قضیه صادق است.

توانایی تولید در سطح ممتاز و داشتن بازدهی بالا نیاز به تمرکز دارد. بنابراین، اگر می خواهید مغز خود را آموزش دهید تا بتوانید در استاندارد بالاتری بازدهی بیشتری داشته باشید، باید در آن واحد فقط یک کار را انجام بدهید. سرعت خود را کم کنید و ۱۰۰٪ روی وظیفه پیش رو تمرکز کنید.


  1. مدیتیشن کنید

پروفسور جان تورنتون می‌گوید: “مراقبه برای ذهن به منزله ورزش برای بدن است، چرا که باعث گرم شدن و نشاط می شود.”

تحقیقات علمی نشان داده است که مراقبه ذهن آگاهی به ایجاد مسیرهای عصبی جدید در مغز کمک می کند. این مسیرها می توانند مهارت های بصری و انعطاف پذیری ذهنی که دو ویژگی مهم برای موفقیت محسوب می شوند را بهبود بخشند.

علاوه بر این، یک مطالعه دیگر نشان داد که مدیتیشن کوتاه مدت و روزانه باعث افزایش توجه، حافظه، خلق و خو و تنظیم احساسات می شود. این مطالعه همچنین نشان داده که هشت هفته مدیتیشن کوتاه و مداوم و روزانه برای بهره مندی از این مزایا لازم است.


  1. افکار منفی را از خود دور کنید

بیشتر افراد هر از گاهی درگیر افکار منفی می شوند، اما باید بدانید که این افکار می توانند مانع رسیدن شما به اهدافتان شوند. Marcus Aurelius، فیلسوف رومی در این زمینه می نویسد: “زندگی ما همان چیزی است که افکار مان آن را می سازند.”

خوشبختانه این امکان وجود دارد که هر وقت متوجه شدید در حال فرو رفتن به افکار منفی هستید، می توانید مغز خود را به سمت موضوعات مثبت منحرف کنید. چطور؟ خودآگاهی را تمرین کنید.

هر زمان که احساس کمبود می کنید، کنترل خودتان را به دست بگیرید و سعی کنید حلقه تفکر منفی موجود در بازی را تشخیص دهید. شاید شما وقتی در حلقه تفکر منفی گیر بیفتید به چیزهایی مانند “چه کسی اهمیت می دهد؟” ، “من هرگز نمی توانم این کار را درست انجام بدهم”، “این راه حل درستی نیست”، و یا هر موضوع منفی دیگر فکر کنید.

وقتی این افکار منفی و مایوس کننده به ذهن تان آمد، تمرین کنید که آنها را با افکار جدید جایگزین کنید، مانند: “تمرین عالی پیش می رود”، “من خوبم”، “شکست فقط بازخورد است”، “اگر من به سختی کار کنم، به هدفم خواهم رسید”

اگر هنگام شروع این کار کمی ساختگی به نظر برسد، اشکالی ندارد! به دنبال شواهدی برای حمایت از دیدگاه جدید خود باشید.


  1. از حافظه خود بیشتر استفاده کنید

ممکن است واضح به نظر برسد، اما یکی از بهترین راه های پرورش مغز این است که بیشتر به حافظه خود اعتماد کنید.

به عنوان مثال، اگر لیست کارها یا لیست خرید دارید، سعی کنید قبل از بررسی لیست، مورد بعدی را به خاطر بیاورید. همچنین می توانید شماره کارت، شماره تلفن دوستان تان و اطلاعات این چنینی را به خاطر بسپارید.

عادت کنید که چیزهایی را به خاطر بسپارید. این تمرینات ساده شفاف سازی ذهن به احتمال زیاد درک شما را هنگام یادگیری چیزهای دیگر افزایش می دهد.


  1. مطالعه کنید

روش دیگر برای پرورش مغز شما این است که ترجیحاً هر روز مطالعه کنید.

علم ثابت کرده است که مطالعه می تواند عملکرد شناختی شما را افزایش دهد، مهارت های زبانی شما را توسعه دهد و میزان توجه شما را افزایش دهد. به علاوه، نه تنها مطالعه مغز شما را برای موفقیت تربیت می کند، بلکه چیزهای جدیدی را نیز خواهید آموخت!

بیل گیتس، بنیانگذار مایکروسافت می گوید: “مطالعه کردن هنوز هم مهم‌ترین راه برای یادگیری چیزهای جدید و آزمایش میزان درک من است.”


  1. چیز جدیدی یاد بگیرید

چه راهی بهتر از یادگیری چیز جدید برای تمرین پرورش ذهن وجود دارد؟  اگر می خواهید مغز خود را برای رسیدن به موفقیت آموزش بدهید، در اینجا باید بدانید چه کاری باید انجام دهید: تعیین کنید چه چیزی می خواهید به دست آورید، سپس قدم هایی را که باید برای رسیدن به آن بردارید مهندسی معکوس کنید و سپس در مورد هر مرحله ای که باید طی کنید چیزهای جدید یاد بگیرید.

به عنوان مثال بگویید که می خواهید یک بیزینس راه اندازی کنید. بیایید مهندس معکوس نحوه انجام این کار را انجام دهیم:

  • با روش های کسب درآمد آشنا شوید تا بتوانید نوع شغل را برای شروع انتخاب کنید.
  • درباره مدل کسب و کار انتخابی خود اطلاعات کسب کنید، به عنوان مثال در مورد نحوه دراپ شیپینگ (یک روش مدیریت زنجیره تامین) اطلاعات کسب کنید.
  • اولین گامی که برای شروع باید بردارید را مشخص کنید و در مورد آن اطلاعات کسب کنید. (به عنوان مثال، نحوه پیدا کردن کالایی برای فروش)

  1. از برنامه های آموزش ذهن استفاده کنید

اگر به بازی کردن علاقه مند هستید، با انتخاب بازی هایی که برای پرورش ذهن مفید هستند می توانید به هدفتان برسید.

بسیاری از برنامه های مختلف آموزش ذهن وجود دارد که بسیاری از آنها رایگان هستند.

۳  نکته اساسی برای کمک به شما در پرورش ذهن

اکنون که روش های مختلفی را برای آموزش مغز خود برای موفقیت می دانید، بیایید برخی روش ها را برای به حداکثر رساندن نتایج بررسی کنیم.

کمتر در معرض رسانه قرار بگیرید

مصرف زیاد رسانه می تواند بر توانایی های شناختی شما تأثیر منفی بگذارد.

Sandra Bond Chapman، بنیانگذار مرکز سلامت مغز می گوید: ” هرچه اطلاعات بیشتری دانلود کنیم و یا در نظر بگیریم، تفکر ما کم‌ عمق تر می شود و سیستم‌های مغزی ما بیشتر متلاشی می شوند.”

تحقیقات بسیاری نشان می دهند که وقتی ما در جریان چک کردن مداوم شبکه های اجتماعی یا رسانه قرار می‌گیریم تمرکز کمتری برای انجام کارهای مهم مان خواهیم داشت  و این می‌تواند به راتی عامل حواس پرتی ما باشد.

زندگی اجتماعی خود را توسعه دهید

مغز ما به طور مداوم سیگنال و اطلاعات جدید دریافت می کند. بنابراین ، اگر می خواهید مغز خود را به طور موثرتری آموزش بدهید، باید مواردی که ذهن شما را تحت تأثیر قرار می دهند را بهبود ببخشید. و یکی از قوی ترین تأثیرات در ذهن ما افرادی است که با آنها وقت می گذرانیم.

مصداق این حرف، جمله معروف Jim Rohn نویسنده و کارآفرین آمریکایی است که می گوید”شما میانگین ۵ نفری هستید که بیشترین وقت را با آنها می گذرانید.”

با این تفاسیر می توانید ارزیابی کنید و ببینید که چگونه زندگی اجتماعی شما بر نحوه تفکر و عملکردتان تأثیر می گذارد.  در حالت ایده آل، باید خودتان را با یک گروه از افراد باهوش و باانگیزه که باعث می شوند شما نیز انگیزه بگیرید و اهداف تان را دنبال کنید، احاطه کنید.

سبک زندگی سالم را دنبال کنید

وضعیت سلامت جسمی شما تأثیر شگرفی بر ذهن شما دارد. یک مطالعه نشان می دهد که ورزش منظم می تواند حافظه و عملکرد مغز را با گذشت زمان بهبود بخشد. مطالعه دیگری نیز نشان داد که ۲۰-۳۰ دقیقه ورزش به صورت ۳ بار در هفته، حافظه طولانی مدت شما را بهبود می بخشد.

رژیم غذایی سالم را برای دو تا سه هفته امتحان کنید، این بدان معنی است که تمام غذاهای فرآوری شده و شکر را از برنامه غذایی تان حذف کنید. سپس یک به یک غذاها را به آرامی وارد رژیم خود کنید و احساس خود را از افزودن آن ها بررسی کنید. در مجموع شما می توانید با یک رژیم غذایی سالم و مقداری ورزش، تلاش های مغزی خود را بهبود ببخشید.



منبع

صفات و ویژگی های یک دوست خوب


صفات و ویژگی های یک دوست خوب

قبلا در مقاله ای درمورد نشانه های رفتاری یک دوست بد صحبت کرده ایم اما بد نیست که روی دیگر سکه را هم بررسی کنیم یعنی خصوصیات و ویژگی های یک دوست خوب.

در عین حال ما چند دوست صمیمی داریم؟ من در موبایلم مخاطبین بسیار زیادی دارم اما تعداد کمی از این افراد هستند که می توانم به عنوان دوست واقعی از آن ها یاد کنم. آن ها همان کسانی هستند که وقتی من همه چیزم را از دست دادم و یا در شرایط سخت زندگی ام، رابطه شان را با من قطع کردند.

من هرکسی را به عنوان دوست صمیمی یا بهترین دوست نمی شناسم، مگر اینکه معیارهای زیر را داشته باشند.


صفات و ویژگی های یک دوست خوب

گوش دادن به صحبت دوستان

  1. یک دوست خوب به شما گوش می ‌دهد.

مهم نیست که چند بار همان موضوعات تکراری همیشگی را گفته اید، یک دوست واقعی هرگز از شنیدن داستان های تکراری و مضحک شما خسته نمی شود.

بهترین دوست شما کسی است که به موضوعات کاری شما گوش می‌ دهد، حتی اگر آن ها را درک نکند.


  1. دوستان خوب همیشه هوای هم را دارند.

بعضی از مردم نسبت به شما رفتاری دوستانه دارند، اما وقتی که نوبت به هواداری می رسد به راحت پشت تان را خالی می کنند.

یک دوست واقعی همیشه و در هر شرایطی کنار شما حضور دارد.

همچنین بخوانید: داشتن دوست خوب چه مزایایی دارد؟

  1. یک دوست واقعی شما را در شرایط بد هم قبول میکند

آیا تا به حال فکر کرده اید که دوستانتان واقعی هستند یا خیر؟ هنگامی که کار بدی انجام بدهید مشخص می شود که دوستانتان واقعی هستند یا نه. دوستان غیرواقعی نمی توانند با عیوب و یا تصمیمات اشتباه شما کنار بیایند.

کسی که در هنگام تصمیمات اشتباه و یا کارهای بدتان کنار تان است بی شک بهترین دوست شماست.


صفات و ویژگی های یک دوست خوب
  1. بهترین دوست شما را دوست دارد.

دوستت دارم، مثل یک بچه چاق که کیک را دوست دارد.

من باید اعتراف کنم که چند گرایش برومنس (یعنی نزدیک شدن عاطفی شدید و غیر جنسی) داشته ام.

آنها کسانی هستند که من آن ها را کمی بیشتر از حد معمول در آغوش نگه می دارم، در مهمانی ها و یا جمع ها با آن ها تماس چشمی برقرار می کنم و به طور کلی دوستشان دارم. این افراد بهترین دوستان باکیفیت من هستند.


  1. صحبت کردن در مورد موارد شخصی با یک دوست خوب

مهم ترین و صمیمانه ترین رابطه دوستی شما با کسی است که می توانید با او آزادانه از فعالیت های شخصی تان صحبت کنید.

در هنگام مکالمه با صمیمی ترین دوستتان شما از گفتن هیچ حرفی ابایی ندارید و به راحتی از احوال و فعالیت های روزمره تان سخن می گویید.

همچنین بخوانید: چگونه دوستی را محکم کنیم

  1. بهترین دوست می داند چگونه شما را بخنداند.

همه ما فاکتورها و عوامل خاصی داریم که باعث لبخند و یا خنده ما می شود. بهترین دوستان شما مرجع لحظات مشترکی هستند که لبخند بر روی چهره تان دارید.


صفات و ویژگی های یک دوست خوب

دوست خوب میداند چطوری شما را بخنداند

  1. یک دوست خوب نظر صادقانه می دهد.

هر غریبه‌ ای می‌ تواند مودب باشد، به عنوان یک انسان شایسته، شما باید نسبت به افراد به عنوان یک تنظیم پیش‌فرض مودب باشید.

چیزی که بهترین دوست با کیفیت بالا را می‌ سازد ، صدای معتبر و موثق اوست. او صرف نظر از اینکه دوست شماست بسیار صادقانه در مورد مسائل نظر می دهد.


  1. بهترین دوست شما، همیشه در سمت شماست.

در زندگی شما مسائل سخت و گاها دیوانه واری را تجربه خواهید کرد. من متوجه شده ام که وقتی فرد بیش از حد ناراحت است مردم از او دوری می کنند.

کسی که درگیر یک وضعیت پزشکی بزرگ بوده است می تواند به تو بگوید که دوستانت در بیمارستان به ملاقات تو می آیند، اما بهترین دوستانت وقتی که تو خواب هستی کنارت می نشینند.


صفات و ویژگی های یک دوست خوب
  1. بهترین دوست حتی زمانی که با شما موافق نیست به شما کمک می ‌کند.

در هنگامی که بسیاری از دوستان و خانواده من با تصمیمات من موافق نیستند و از این رو با من همراه نمی شوند، بهترین دوستان من آن هایی هستند که چه با من موافق بودند و چه نبودند، من و تصمیمات زندگیم را پذیرفته و در این راستا به من کمک می کنند.

همچنین بخوانید: چگونه دوست واقعی خود را بشناسیم

  1. یک دوست خوب شما را تشویق می‌ کند.

همه ما در زندگی مان افرادی را داریم که می خواهند ما را شکست بدهند، از ما پیشی بگیرند و یا ما را پایین بکشند. این خوب است که رقابتی باشید، اما افرادی که بهترین منافع شما را در دل ندارند، دوستان شما نیستند. بهترین دوست واقعی شما را در تلاش ‌هایتان تشویق می‌ کند.


صفات و ویژگی های یک دوست خوب
  1. دوست واقعی، اسرار شما را می داند.

همکاران، همکلاسی ها و مشتریان همه در زندگی ما جای خودشان را دارند. ما زمان، فضا و تجربیاتمان را با این افراد به اشتراک می ‌گذاریم.

دوستان واقعی شما زمانی که کارهایی را انجام دادید که لزوما برای عموم انتشار نیستید ، آنجا بوده‌ اند. یک دوست صمیمی همه رازهای کوچک شما را می ‌داند و آن ‌ها را اینگونه نگه می ‌دارد.


  1. بهترین دوست از بعد زمان و مکان خارج می شود.

من هفته پیش یکی از دوستان صمیمی ام را ملاقات کردم. از آخرین باری که همدیگر را دیده بودیم سه سال گذشته بود و در این مدت شاید دو و یا سه بار با همدیگر صحبت کرده بودیم.

دلایل زیادی برای این فاصله دور وجود داشت اما وقتی که او را دیدم هیچ کدام از این دلایل مهم نبودند، ما همدیگر را در آغوش کشیدیم، انگار همین دیروز بود که همدیگر را دیده بودیم.


صفات و ویژگی های یک دوست خوب
  1. یک دوست خوب، قابل اعتماد است.

بهترین دوست با کیفیت بالا کسی است که می‌ توانید روی او حساب کنید.

بهترین دوستان من می ‌دانند که می توانند از من چه انتظاری داشته باشند و من می‌ دانم که از آن‌ ها چه انتظاری می ‌توانم داشته باشم. ما از مرزهای یکدیگر عبور نمی ‌کنیم و از راه خود خارج می ‌شویم تا به یکدیگر کمک کنیم.

همچنین بخوانید: راه های دوستیابی و حفظ دوستان خوب

  1. دوستان خوب هرگز شما را قضاوت نمی کنند.

همه افراد از قضاوت شدن در شرایط بد متنفر هستند، اما همه ما مردم را قضاوت می کنیم. بهترین دوست شما خیلی قبل تر زمانی که شما را ملاقات کرده بود، با شما صحبت کرده و پیش داوری کرده بود پس حال دیگر نیازی به انجام این کار ندارد.


  1. بهترین دوست موفقیت شما را جشن می ‌گیرد.

بالاخره یک روز شما در زندگی تان موفق خواهید شد، خیلی از افرادی که فکر می کنید دوستان شما هستند، در حقیقت دوستتان نیستند.

بهترین دوستان شما کسانی هستند که به در روزهای شادی شما به جای غبطه خوردن به شما موفقیتتان را جشن می گیرند. یک دوست شما را از زندان آزاد می کند، اما بهترین دوست در سلول کنار شما است.

کیفیت همیشه قبل از کمیت می ‌آید و برای پیدا کردن بهترین دوستان، شما باید خودتان بهترین دوست برای آن ها باشید. تغییراتی باشید که دوست دارید در دنیا ببینید.



منبع

چرا تغییر سخت است؟ ۸ دلیل سختی تغییر کردن


چرا تغییر سخت است؟ ۸ دلیل سختی تغییر کردن

اگر از وضعیت کنونی خود راضی نیستید پس باید شرایط را تغییر دهید اما تغییر کردن همیشه آنقدر که به نظر میرسد ساده نیست!

تغییر رفتاری که در طولانی مدت جزئی از روتین زندگی مان بوده، یکی از سخت ترین چالش هایی است که هر کس می تواند با آن مواجه شود. منظور ما از تغییر، تغییرات کوچک نیست، بلکه تغییرهای بنیادی و اصولی است.

این تغییر هر چه که باشد، از رژیم غذایی و ورزش گرفته تا عادت ها و وابستگی ها، تغییر رفتار یکی از سخت ترین کارهایی است که هر یک از ما سعی در انجام آن داریم.

در مورد اینکه چرا تغییرات بزرگ و پایدار اغلب بسیار دشوار هستند تحقیقات بسیاری صورت گرفته و در این مطلب از مجله آلامتو به هشت مورد از دلایل دشوار بودن تغییر می پردازیم، لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


  1. از طریق احساسات منفی تحریک به تغییر می شویم

درست است که در حالت عادی فکر کردن به احساسات منفی شدید مثل پشیمانی، شرم، ترس و احساس گناه باید تغییر رفتار پایدار را تسریع کند اما واقعیت چیزی بر عکس این است.

احساسات منفی ممکن است ما را تحریک کند تا در مورد همه کارهایی که انجام نمی دهیم یا احساس می کنیم که اشتباه می کنیم، فکر کنیم اما این محرکی نامناسب برای ایجاد تغییرات ثابت است.

بررسی ۱۲۹ مطالعه تغییر رفتار نشان داد که حداقل استراتژی‌های تغییر موثر، وابسته به ترس و پشیمانی هستند. این در حالی است که اقدام به تغییر واقعی نیاز به یک بستر مثبت دارد و احساسات منفی محرک مناسبی برای تغییر محسوب نمی شوند.


  1. به دام خطاهای فکری گرفتار می ‌شویم

احساس سراسیمه بودن ناشی از تلاش برای تغییر یک رفتار باعث می شود تفکر همه یا هیچ چیز تقویت شود: “من می خواهم تغییر کنم، اما اگر در این مسیر شکست بخورم، این بدان معناست که من دیگر قادر به انجام آن نیستم.”

این نوع تفکر ما را در موقعیت های دو سر باخت به دام می اندازد، زیرا احتمال حفظ حرکات چشمگیر برای تغییر رفتار، منطقی نیست.

این خطاهای فکری باعث می شوند تغییرات مثبت ما پایدار نباشند و نتوانیم در جهت تغییر پایدار آنطور که باید موفق عمل کنیم. اگر می خواهید واقعا در جهت بهبود یک رفتار تلاش کرده و نتیجه بگیرید و تغییر کنید باید خودتان را از خطاهای فکری خلاص کنید.


  1. اهداف غیر مشخصی و انتظارات نابجا داریم

تغییر رفتار یک پروسه زمان بر و تا حدودی دشوار است و در این مسیر نباید انتظار داشته باشیم خیلی زود و راحت به هدف مان دست یابیم.

این تغییر را باید از یک جایی شروع کنیم و با اقدامات همسو و قابل اندازه گیری در این مسیر گام برداریم. به عنوان مثال نگویید “من میخواهم امروز ورزش کنم.” بلکه بگویید ” من می خواهم امروز بعد از کار، به مدت نیم ساعت ورزش کنم.”

هر عمل خاص یک عامل تغییر رفتار است و مجموعه ای از این اقدامات در طول زمان منجر به تغییر تجمعی و کلی می شود.

برای همراهی با آن اقدامات تجمعی، ما به اهداف خاصی نیاز داریم، که تحقیقات تغییر رفتار نشان می دهد برای موفقیت ضروری هستند. توجه داشته باشید که این اهداف نیز باید واقع بینانه و خاص باشند.


  1. از ابزار موردنیاز غافل می شویم

اگر می خواهید ماشین خود را تعمیر کنید، به ابزار مناسب نیاز دارید. تغییر یک رفتار هم دقیقا مانند تعمیر ماشین ابزار خاص خودش را می خواهد. ابزار موردنیاز در جهت تغییر رفتار را بشناسید و سعی کنید آن ها را تهیه کنید.

موضوع این است که ما برای حمایت از تغییرات پایدار به برخی از ابزار و اقدامات قابل اعتماد نیاز داریم. به عنوان مثال برای تغییر رژیم غذایی مان حداقل چیزی که نیاز داریم این است که در مورد روش های سالم غذا خوردن و یک برنامه عملی برای تحقق آن، اطلاعات کسب کنیم.

شاید بخشی از این ابزار موردنیاز تغییر رژیم غذایی شامل نوشتن منوی غذاهای سالم در دفترچه یادداشت موبایل شما یا یادآوری های روزانه در تقویم شما باشد.

برخی از این ابزارها مختص فرد خواهد بود، در حالی که برخی دیگر به طور گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرند و برای هر کسی که به آنها نیاز داشته باشد در دسترس هستند. همه ما به یک جعبه ابزار با این چنین پشتیبانی هایی نیاز داریم تا در طولانی مدت به آنها اعتماد کنیم.


  1. سعی می کنیم بیش از حد تغییر کنیم

اگر می توانید متعهد شوید که یک رفتار را طولانی مدت تغییر دهید و واقعاً آن را ثابت نگه دارید، قابل تحسین است. اما تلاش برای انجام همزمان چندین رفتار راهی موثر برای تغییر پایدار نخواهد بود.

منابعی از جمله توجه، کنترل خود، انگیزه و … که ما برای ایجاد تغییر به آن متکی هستیم محدود است. تلاش برای تغییر بیش از حد مطالبات غیرواقعی نسبت به این منابع کار درستی نیست و تلاش های اولیه ما را محکوم به شکست خواهد کرد.

احتمالا زمانی که سعی در تغییر بیش از حد داریم، از سایر ابعاد زندگی مان غافل می شویم و این اتفاق خوبی نخواهد بود و ممکن است عواقب خوبی هم به دنبال نداشته باشد.


  1. ما این فرایند را دست کم می گیریم

تغییر یک رفتار، یک فرآیند ساده نیست.

تغییر پایدار نیاز به صرف وقت و پیمودن مراحلی مهم و تاثیرگذار دارد. ممکن است زمانی که تصمیم به تغییر رفتاری می گیریم با خودمان بگوییم این یک کار راحت است و من به راحتی از پس آن برمی آیم و همین دست کم گرفتن آن، باعث شود موارد و مراحلی مهم را نادیده بگیریم.

فرآیند تغییر یک رفتار را جدی بگیرید و مواردی که لازم است را رعایت کنید.


  1. فراموش می کنیم که شکست بخشی از فرایند تغییر است

همیشه در شروع هر فرایندی باید قبول کنید که حداقل یک بار شکست خوردن بخشی از این روند است و احتمالاً بیش از یک بار خواهد بود. به شکست به عنوان یکی از مراحل رسیدن به تغییر پایدار نگاه کنید، نه به عنوان پایان فرآیند یا بهانه ای برای پایان دادن به تلاش!

سعی کنید از شکست درس بگیرید و بعد با تجربه و تلاش بیشتر در جهت رسیدن به تغییر پایدار یک رفتار گام بردارید.


  1. ما تعهدی نمی دهیم

در نهایت، و شاید مهم ‌تر از همه، آنچه که بهترین تحقیقات تغییر رفتار به ما می‌گوید این است که اگر تعهدی برای انجام آنچه که می‌خواهیم انجام دهیم نداشته باشیم، این تغییر نخواهد افتاد. ما به تعهداتی احتیاج داریم که محکم مشخص کند که ما چه کاری را چگونه انجام خواهیم داد.



منبع

چگونه زندگی کنیم که پشیمان نشویم؟ ۱۰ راه جلوگیری از پشیمانی و احساس گناه


چگونه زندگی کنیم که پشیمان نشویم؟ ۱۰ راه جلوگیری از پشیمانی و احساس گناه

با اشتباهات گذشته زندگی کردن ، راحت است ، این‌که چه باید می‌کردیم و چه می‌توانستیم بکنیم. اما آن تجربیات ، مارا شکل می‌دهند. ترفندی که می‌توانیم به‌کار گیریم ، استفاده از آن‌ها برای رشد است.

با این طرز فکر ، در اینجا چند نکته را می‌آوریم که بتوانید افسوس چیزهایی را که نمی‌توانید تغییر دهید رها کرده و در عوض روی نوع زندگی امروزتان متمرکز شوید.


  1. مالک تقدیرتان باشید.

چیزی را که باعث تفاوت شما می‌شود ، با رغبت بپذیرید و به نفع خودتان استفاده کنید. شما در دنیا منحصربفردید ، از دیدگاه قانون عرضه و تقاضا ، معرکه و پُرشورید ، با خودتان اینگونه رفتار کنید !


  1. خجالت را کنار بگذارید.

شما نمی‌توانید عقاید دیگران در مورد خودتان را کنترل کنید. می‌توانید تمام زندگی‌تان را صرف این کنید که تاثیر و نقش خوبی برای دیگران داشته باشید و همچنان هم ناموفق باشید.

وقت‌تان را صرف راضی کردن کسانی نکنید که عقایدشان از عقاید خود شما اهمیت کمتری دارد. انتخاب‌هایی را که احساس می‌کنید درست است انجام دهید تا اعتمادبنفس‌تان رشد کند.


  1. تابع قانون سه ثانیه باشید.

هر وقت وسوسه شدید که از روی خشم و آزردگی واکنش نشان دهید ، سه ثانیه آرام بگیرید و فکر کنید اگر به کس دیگری آسیب برسانید چه احساسی خواهید داشت. هیچ‌وقت ارزشش را ندارد و موجب افسوس و پشیمانی در آینده خواهد شد.


  1. وقت‌تان را با افرادی که دوست‌شان ندارید تلف نکنید.

کاملا روشن است. اما هر چند وقت یک‌بار در مهمانی‌هایی شرکت می‌کنید یا کارهایی را انجام می‌دهید که دلیلش ” اجبار ” است؟ زمان ، بارزش‌ترین ثروت ماست ، و نباید صرف فعالیت‌ها یا افرادی شود که دوست نداریم.

در سالهای آخر زندگی ، بیشتر افراد افسوس این را می‌خورند که چرا برای افراد مورد علاقه‌شان وقت بیشتری نگذاشتند. همین الان آنها را در الویت قرار دهید ، همیشه بابت این‌کار شاد و راضی خواهید بود.


  1. به کارتان عشق بورزید.

ما بیشتر از هر چیز دیگری ، وقت‌مان را سر کارمان می‌گذرانیم. اگر کارتان توان‌تان را تحلیل می‌برد ، خسته و دلزده‌تان می‌کند ، و یا باعث غم و اندوه‌تان می‌شود ، کار مناسب شما نیست.

اگر مطمئن نیستید که دوست دارید چه کاری انجام دهید ، برای بازبینی و بررسی خوتان وقت بگذارید. حالا وقتش است که به سوی رویای‌تان قدم بردارید ، چه چیزی جلوی شما را می‌گیرد ؟


  1. به اشتباهات‌تان افتخار کنید.

اشتباهات ما ، به ما درس می‌دهند. شکست چیزی نیست که به‌خاطرش خودتان را سرزنش کنید و عقب بیاندازید ، شکست را باید جشن بگیرید ، شما تلاش کرده‌اید ، از شکست درس بگیرید ، خودتان را ببخشید و به جلو حرکت کنید.


  1. دنبال ستایش و تمجید نباشید.

انجام هر کاری اگر همراه با توقع تحسین باشد ، تقریبا حتما به ناامیدی و تلخی منتهی می‌شود. باید روی زمان‌تان بر اساس خشنودی و لذتی که از انجام آن کار نصیب‌تان می‌شود ، سرمایه گذاری کنید. سپس ، عقاید مثبت تبدیل به پاداش و عقاید منفی ، نامربوط می‌شوند.


  1. تا تهش بروید.

دادن دلگرمی‌های بیخود وعده‌های تو خالی ، مطمئنا باعث رنجش و ناامیدی آنهایی که دوست‌شان دارید می‌شود. تا جایی که امکان دارد به قول خود وفا کنید.

اگر در موقعیتی خاص ، مسئله اجتناب ناپذیری پیش آمد ، شرایط را توضیح دهید و سعی کنید یک جایگزین پیشنهاد دهید. این باعث می‌شود افراد احساس الویت داشتن بکنند ، حتی زمانی که مجبورید بهایش را بپردازید.


  1. با بدن‌تان درست رفتار کنید.

شما می‌دانید که در هواپیما به شما می‌گویند چطور ماسک اکسیژن‌تان را استفاده کنید قبل از آن‌که هر کس دیگری به شما کمک کند. این مفهوم را به سلامت‌تان تعمیم دهید. اگر مراقب خودتان باشید ، انسانی بسیار بهتر و خلاق‌تر خواهید بود.


  1. سپاس‌گزاری را تمرین کنید.

مهم نیست در لحظه‌ای ، چقدر همه چیز بد به‌نظر برسد ، همیشه چیزی برای قدردان بودن وجود دارد. آیا امروز آب آشامیدنی سالم در دسترس دارید ؟ در یخچال‌تا غذا هست ؟

توجه مدام به چیزهایی که می‌توانید بابت آنها سپاس‌گزار باشید ، می‌تواند جنبه‌های منفی را کوچک‌تر جلوه داده و از شدت و توان‌شان کم کند. آرزو کردن چیزی که ندارید ، وقت تلف کردن است. زمانی که برای قدردانی و سپاس امروز صرف می‌کنید ، به شما امتیاز و پاداش خواهد داد.



منبع

راز جذابیت مردان برای زنان


راز جذابیت مردان برای زنان

همۀ ما همیشه در حال پیشرفت هستیم. یکی از سخت‌ترین قسمت‌های این تلاش برای پیدا کردن خودی بهتر در زمانی است که می‌خواهید دنده عوض کنید. گاهی نیاز به نشانه‌ای از سوی سمتی یا کسی دیگر است تا باعث ترغیب انگیزۀ شما برای تغییر شود.

در این مقاله، ما ۱۰ نشانه را مرور می‌کنیم که به شما کمک می کنند بفهمید که می‌توانید از نظر لباس پوشیدن، بهداشت و بدنی بهتر از اکنون خود باشید.


  1. شما همیشه در حال بالا کشیدن شلوار خود هستید

راز جذابیت مردان برای زنان

شاید شما به تازگی وزن کم کرده‌اید و هنوز لباس‌های جدیدی نخریده‌اید. شاید هم شلوار‌های گشاد را دوست دارید. در هر صورت، اگر که می‌بایست مرتب شلوار خود را در مکان‌های عمومی بالا بکشید مبادا که کامل بیافتد، وقتش رسیده است که کمد لباس خود را به روز کنید.

چکار باید بکنید: اگر که وزن کم کرده‌اید، از این ترس بگذرید که ممکن است دوباره چاق شوید و تمام لباس‌های بزرگ سایز خود را به خیریه ببخشید. اگر که طرفدار لباس‌های گشاد هستید، به این توجه کنید که اگر شلوار‌هایی به سایز خود بپوشید، مردم شما را بیشتر جدی می‌گیرند. پس، سری به مغازۀ مورد علاقۀ خود بزنید، شلوارهایی حداقل یک سایز کوچکتر از شلوار فعلی خود امتحان کرده و یک کمربند هم بخرید.


  1. ۹۵% از لباس‌های شما آبی، سفید، خاکستری یا سیاه هستند

راز جذابیت مردان برای زنان

حتی اگر که لباس‌هایی با دوخت بی‌نظیر و برندهای معروف هم داشته باشید، یک کمد لباس که تنها بر اساس رنگ‌های خنثی شکل گرفته باشد نه تنها خسته‌کننده که غیر اورجینال است.

چکار باید بکنید: یک سبک عالی شخصی را با استفاده از اضافه کردن رنگ‌های مختلف در لباس‌های خود بدست آورید. همچنین لوازمی‌مثل کمربند، کیف، کفش، ساعت و گردنبند راه‌های ساده‌ای برای فاصله گرفتن از رنگ‌هایی است که معمولا می‌پوشید.


  1. شما لباس‌های بزرگ می‌پوشید

راز جذابیت مردان برای زنان

این یک اشتباه معمول است که فکر کنید بهترین راه مخفی کردن وزن اضافه، پوشیدن لباس‌های بزرگتر است. متاسفانه، این استراتژی معمولا نتیجۀ معکوس ‌می‌دهد زیرا لباس‌های بزرگتر باعث می‌شوند که شما، خب، بزرگتر به نظر آیید.

چکار باید بکنید: به جای آنکه لباس‌هایی بخرید که بدن شما را غرق کنند، سعی کنید با توجه به اندازۀ خود لباس خریداری کنید. هیچ چیز نباید تنگ باشد، اما لباس‌ها می‌بایست روی بدن شما را بگیرند.


  1. شما در طول دو هفتۀ گذشته یک جور شلوار می‌پوشیدید

راز جذابیت مردان برای زنان

چه این شلوار جین باشد، چه کتان یا مخمل، اگر که بیشتر از دو هفته است که یک جور شلوار می‌پوشید، ممکن است در یکجور بم‌بست تیپی گیر کرده باشد. به علاوه، ممکن است دیگران احساس کنند که شما اهل تنوع نیستید و جرات آن را هم ندارید.

چکار باید بکنید: اگر که تنها یک نوع شلوار دارید، می‌بایست چند تا شلوار دیگر هم بخرید. سعی کنید به جای دنبال کردن یک روتین مشخص، هر روز یک شلوار جدید بپوشید. شاید این کار سختی باشد، اما تعریف‌های دیگران از شلوارهای شما باعث می‌شود به تلاش خود ادامه دهید.


  1. شما هیچوقت از موچین برای صورت خود استفاده نکرده‌اید.

راز جذابیت مردان برای زنان

وقتی که از ۲۵ سالگی بگذرید، کم‌کم موهای بی‌نظم شروع به پدیدار شدن بروی صورت شما می‌کنند و اغلب از گوش و دماغ شما بیرون می‌زنند. و برای اینکه این موهای زائد بروی صورت شما هستند، هر کس دیگری که با شما ارتباط داشته باشد هم آنها را می‌بیند، هر چند هیچکس قرار نیست به شما بگوئد که چقدر بد به نظر می‌آیند.

چکار باید بکنید: موی گوش و دماغ برای اکثر افراد زننده است و زنان نیز از آن بدشان می‌آید. پس با استفاده از موچین ظرف ۵ دقیقه این مشکل را حل کنید. یکبار در هفته، جلوی آینه بایستید، هر مویی که اضافه است را گرفته، و مصمم و به سرعت آن را بیرون بکشید.


  1. روی فُرم نیستید

به عبارتی وقتی آدم‌ها عکس‌های جوانی شما را می‌بینند از اینکه چقدر خوب به نظر می‌آمدید تعجب می‌کنند.

راز جذابیت مردان برای زنان

مسلما همۀ ما پیر می‌شویم و نمی‌توانید انتظار داشته باشید که در ۵۰ سالگی هم شکل ۲۵ سالگی خود باشید، اما وقتی دیگران عکس‌های ۵ یا ۱۰ سال پیش شما را می‌بینند و شوکه می‌شوند که چقدر خوش‌قیافه و خوش‌هیکل بوده‌اید – یا بدتر، آنها حتی شما را تشخیص نمی‌دهند – این یک نشانه است که شما خوب به خود نرسیده‌اید.

چکار باید بکنید: صرف‌نظر از سن واقعیتان، شما می‌توانید اقداماتی بکنید که به شما کمک می‌کند بیشتر شبیه جوانی خود شوید. اگر که چاق شدید، بفهمید که چرا؟ شروع به درست خوردن بکنید. مرتب ورزش کنید، به اندازه کافی بخوابید و استرس را در زندگی خود کاهش دهید.


  1. وقتی پیشانی خود را مالش می‌دهید، تکه‌های پوست می‌افتند.

راز جذابیت مردان برای زنان

تکه‌های پویست آنهایی هستند که به شدت خشک‌اند. یک صورت خشکیده به این معنی است که صورت شما به زودی افتاده و پر از چروک خواهد شد.

چکار باید بکنید: صورتی که به خوبی از آن مراقبت شود یک حس شادابی و سالمی‌را به انسان می‌دهد. برای داشتن پوستی عالی، شما باید سه کار بکنید: ۱) به اندازه کافی آب بخورید که یعنی ۸ لیوان آب در روز ۲) میوه و سبزیجات بیشتر خبورید ۳) سر صبح و قبل از خواب از مرطوب‌کنندۀ صورت استفاده کنید.


  1. شما در دو سال گذشته ورزش یکسانی را تکرار می‌کردید

راز جذابیت مردان برای زنان

متعهد بودن به ورزش کردن به طور مرتب باعث می‌شود بسیار به داشتن یک بدن قوی و سالم نزدیک شوید. اما چسبیدن به یک حرکت ورزشی مشخص شما را به بدن آرزو‌های خود نمی‌رساند، زیرا بدن شما به این تمرین‌ها عادت کرده و عضلاتی که فعال نیستند کم‌کم ضعیفتر می‌شوند.

چکار باید بکنید: سعی کنید هر ۴ تا ۶ هفته حرکات ورزشی خود را عوض کنید. لازم نیست که از پایه همه‌چیز را عوض کنید، بلکه می‌بایست آن را کمی‌تغییر دهید. مثلا یک دستگاه جدید در باشگاه را امتحان کنید یا حرکاتی را انجام دهید که عضلاتی ضعیفتر را درگیر می‌کنند.


  1. شما در نزدیکترین رستوران نهار را می‌خورید

راز جذابیت مردان برای زنان

شاید راحتی عامل نجات زندگی یک فرد با برنامۀ شلوغ باشد، اما می‌تواند یک دشمن قسم‌خورده برای دور کمر، پوست و انرژی شما باشد. همیشه خوردن غذاهای پرچرب و ناسالم می‌تواند باعث شود چاق شوید یا حداقل احساس کنید که باد شده‌اید.

چکار باید بکنید: خودتان ناهارتان را آمده کنید. درست کردن یک ناهار سالم تنها ۱۵ دقیقه بیشتر در صبح وقت شما را می‌گیرد و باعث می‌شود بدنی لاغرتر و رنگ پوستی یکدست‌تر داشته باشید.

سعی کنید سبزیجات زیادی و همچنین پروتئین را در غذای خود داشته باشید تا نتایج خوش‌قیافگی بیشتر خود را نشان دهند.


  1. ظاهر مورد پسندی ندارید

نمی‌توانید آخرین باری که شخصی در مورد ظاهر شما تعریف کرده است را به یاد آورید

راز جذابیت مردان برای زنان

تعریف‌های دیگران از ظاهر ما وقتی اتفاق می‌افتد که دیگران چیزی متفاوت در مورد ما حس کنند. بنابراین، بزرگترین دلیل برای دریافت نکردن هیچ تعریفی این است که شما هیچ کاری انجام نداده‌اید که توجه دیگران را جلب کنید.

چکار باید بکنید: با ایجاد یکی از تغییرهایی که در ذکر شد می‌توانید دوباره شاهد تعریف دیگران باشید: اگر لازم است وزن کم کنید، یک مدل موی جدید پیدا کنید، مدل لباس‌های فصل را بررسی کرده و آن یکی که بیشتر دوست دارید را انتخاب کنید. سپس همینکار را ۶ ماه بعد دوباره تکرار کنید.



منبع

چگونه حرفه ای رفتار کنیم؟ ۳۱ عادت غیرحرفه ای که همکاران شما را آزار خواهد داد


چگونه حرفه ای رفتار کنیم؟ ۳۱ عادت غیرحرفه ای که همکاران شما را آزار خواهد داد

ساعات کاری ما، ساعاتی است که در کنار همکاران و کافرمایمان سپری می کنیم، از آنجا که ساعت های زیادی از روزمان را با این افراد و در این محیط می گذرانیم، ارتباطی درست و رفتاری مناسب با همکاران از اصول اساسی کار کردن محسوب می شود.

قاعدتا هر شخص یک سری رفتار آزاردهنده دارد که در محیط هایی مانند محیط کار می تواند همکاران فرد را تحت تاثیر قرار داده و آزار دهد.

آیا تا به حال به رفتارهای بدتان که ممکن است برای همکاران تان آزاردهنده باشد، فکر کرده اید؟ در این مطلب از مجله آلامتو به معرفی ۳۱ رفتار نامناسب در محیط کار می پردازیم، لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


  1. دیر رسیدن به محل کار

وقت شناسی یکی از مهم ترین اصول کار است. ممکن است دیر رسیدن شما فشار کاری را روی همکاران تان افزایش داده و از این لحاظ باعث ناراحتی آن ها شوید.

رفتار حرفه ای این است که به موقع در محل کارتان حاضر باشید و آنچه وظیفه شماست و ازشما انتظار می رود را انجام دهید.


  1. تاخیر در رسیدن به جلسات

تاخیر در حضور در جلسات نشان می دهد که شما ارزشی برای وقت همکاران خود قائل نیستید و می تواند برای همکاران و کارفرمای شما بسیار آزاردهنده باشد.

منتظر نگه داشتن دیگران یکی دیگر از رفتارهای بد است که اگر شما هم درگیر آن هستید بهتر است هر چه زودتر در صدد اصلاح آن برآیید و به موقع در جلساتتان حاضر شوید.


  1. تظاهر دروغ به بیماری

برخی از افراد برای مرخصی گرفتن به دروغ متوسل می شوند و به این بهانه در محل کار حاضر نمی شوند.

اگر شما هم از آن دسته افراد هستید که به بهانه بیماری روزهایی از ماه را مرخصی می گیرید، این نیز یک رفتار غیر حرفه ای است، این رفتار غیرحرفه ای ثابت می کند که شما لیاقت ترفیع را ندارید.


  1. غذا خوردن پشت میز کار

کارشناسان معتقدند که هرگز نباید غذایتان را پشت میز کار میل کنید، چرا که برای سلامتی تان مضر است.

صرف نظر از ناسالم بودن این کار، غذا خوردن شما می تواند پشت میز و راه انداختن بوی غذا در محیط می تواند برای همکاران تان بسیارآزاردهنده و نارات کننده باشد.

نمونه هایی از چیزهایی که هرگز نباید پشت میز کار بخورید:

  • ماهی ای که دوباره گرم شده باشد
  • تخم مرغ پخته شده
  • پیاز خام
  • سیر
  • سالاد تن

  1. نگرش بدبینانه و منفی

بدبینی مداوم و مخالفت همیشگی می تواند باعث آزار دادن همکاران تان شود و انگیزه آن ها برای کار را از بین ببرد.

از گفتن عباراتی مانند “این روش کارساز نیست”، “این خیلی سخت به نظر می رسد” یا “من نمی دانم چگونه شروع کنم” باید اجتناب شود. به همین ترتیب، زیاد شکایت کردن، شما را در شرایط بدی قرار می دهد.

اگرچه ممکن است مواقعی وجود داشته باشد که همه تمایل به شکایت از رئیس، همکار یا یک کار را داشته باشند، اما ابراز آن فقط باعث می شود غیرحرفه ای به نظر برسید و در صورتی که شکایت و مخالفت تان را مداوم تکرار کنید اوضاع بدتر خواهد شد.

هیچ چیز مانند سر و کار داشتن با یک همکار بدبین و مخالف، نمی تواند انرژی فرد را تخلیه کند.

جالب است بدانید که طبق یک نظر سنجی، اکثر کارفرمایان معتقدند که امکان ترفیع و پیشرفت در افرادی که نگرش بدبینانه و منفی دارند، به مراتب خیلی کمتر است.


  1. پرسیدن سوالات بسیار زیاد در مورد هر پروژه جدید

برخی از افراد هستند که زمانی که شرح وظایف خود را دریافت می کنند، شروع به ۲۰ سوالی بازی کردن می کنند و به طور مداوم سوال می پرسند. در بین ممکن است سوالات بسیار بدیهی و یا مسخره بپرسند که این ثابت می کند این فرد تمایلی به انجام این کار ندارد.

پرسیدن سوال بد نیست، وقتی وظیفه جدیدی به شما محول می شود، خوب به آن فکر کنید و بعد سوالاتی که دارید را جمع و جور کنید و آن ها را به شیوه ای سازمان یافته مطرح کنید.


  1. شلخته بودن

چگونه حرفه ای رفتار کنیم؟ ۳۱ عادت غیرحرفه ای که همکاران شما را آزار خواهد داد

فرقی نمی‌کند که شما پشت میز تان باشید یا در اتاق استراحت، شلخته بودن هرگز توصیف خوبی برای یک فرد نیست.

شلخته بودن و رها کردن ظرف های غذا و یا سایر زباله های مربوط به شما، فقط و فقط نشانه عدم مسئولیت پذیری و عدم بلوغ شماست.

به یاد داشته باشید که فضای کاری شما بازتابی از خودتان و شخصیت شماست. بیایید با هم روراست باشیم، هیچ کس دوست ندارد همکاری شلخته داشته باشد و قطعا این ویژگی همکاران فرد را بسیار آزار خواهد داد.


  1. حواس پرتی در جلسات

قبول کنید که تمرکز کامل روی دو چیز به طور همزمان غیر ممکن است.

ارسال پیام کوتاه، وب گردی در لپ تاپ، ارسال ایمیل و یا هر کار مشابه این، در طول جلسه به سایر افراد جلسه، به ویژه رئیس شما نشان می دهد که توجهی به جلسه و موضوع مورد بحث ندارید.

و چه چیزی بدتر از داشتن یک کارمند حواس پرتی که توجهی به کاری که باید داشته باشد، ندارد؟


  1. قطع صحبت همکارانتان

وقتی فردی در حال صحبت کردن است و ما ناگهانی صحبت او را قطع می کنیم و به قول معروف به میان صحبت او می دویم، این حرکت غیرحرفه ای اثبات چیزی جز بی احترامی و توهین به فردی که در حال صحبت بود، نیست.

درست است که مشارکت با همکاران می تواند امتیاز ویژه ای برای شما محسوب شود، اما زمان نامناسب این مشارکت می تواند این امتیاز را به کل نابود کند.


  1. نگرش همه چیز را بلد بودن

حتما شما هم با افرادی رو به رو شده اید که به گونه ای رفتار می کنند که گویی بقیه هیچ چیز نمی دانند و این خودشان هستند که همه چیز را می دانند.

راستش را بخواهید تحمل این چنین افرادی برای هیچکس راحت نیست، چرا که این فرد مدام می خواهد اثبات کند که فقط خودش است که همه چیز را می داند.


  1. لاف زدن برای همکاران

درست است، وقتی به یک دستاورد یا اتفاق خوبی که برای ما رخ داده افتخار می کنیم، طبیعی است که بخواهیم آن را با دیگران نیز در میان بگذاریم. اما زمانی که بازگو کردن این اتفاقات خوب، به لاف زدن تبدیل شود می تواند بسیار خسته کننده و غیرقابل تحمل شود.

نشانه هایی که می گویند فردی در حال لاف زدن است عبارتند از:

  • قضیه را با یک نگاه از بالا به پایین نسبت به دیگران، تعریف می کند.
  • برای بالا بردن خود از تخریب دیگران کمک می گیرد.
  • به طور مدام برتری های خود را عنوان می کند.
  • از روند واقعی داستان فراتر می رود و به آن شاخ و برگ می دهد.

همکار بودن با یک فرد لاف زن می تواند بسیار آزاردهنده باشد، بد نیست یاد بگیریم که مقداری فروتنی را امتحان کنیم.


  1. آرایش و مرتب کردن خود پشت میز کار

آرایش کردن، مرتب کردن خود و نظافت در ملاعام یک حرکت ناخوشایند محسوب می شود. بهتر است در صورتی که نیاز به تجدید آرایش یا مرتب کردن خود دارید این کار را جلوی آینه دستشویی انجام بدهید.


  1. رعایت نکردن بهداشت شخصی

آراسته و مرتب بودن در محیط کار یکی از مهم ترین مواردی است که هرکس باید به آن پایبند باشد.

عدم رعایت بهداشت و نظافت شخصی، پوشیدن لباس هایی چروک و شل و ول، موهایی نامرتب و … نشانه هایی هستند که نشان می دهند فرد هیچ ارزشی برای محیط کار و همکارانش قائل نیست.

قطعا این رفتار غیرحرفه ای به آزار همکاران ختم نمی شود و در ارتباطات اجتماعی و ارتباط با مشتریان نیز تاثیر منفی خواهد گذاشت.


  1. بحث کردن در مورد مشکلات شخصی

بیایید قبول کنیم که محل حرف زدن از مشکلات شخصی زندگی مان، محیط کار نیست. با مطرح کردن مشکلات شخصی مانند مشکلات با همسر، جدایی و … خودمان و دیگران را از تمرکز بر روی کار باز می داریم و این باعث می شود که نتوانیم به خوبی از پس وظیفه ای که به ما محول شده برآییم.


  1. صحبت در مورد مسائل سیاسی یا حزبی

شما آنقدر وقت خود را در محل کار می گذرانید که ممکن است با همکاران و رئیسان خود رابطه ای صمیمی برقرار کرده باشید و این باعث شود احساس کنید که حق دارید نظرات خود را بیان کنید.

از آن جا که تفاوت نظرهای زیادی در مورد مسائل سیاسی و حزبی وجود دارد، بحث کردن در این مورد می تواند جوی متشنج ایجاد کند و تمرکز شما و همکاران تان را از کار منحرف کند و این می تواند رئیس و کارفرمای شما را ناراحت کرده و آزار دهد.


  1. بیش از حد فضول بودن

چگونه حرفه ای رفتار کنیم؟ ۳۱ عادت غیرحرفه ای که همکاران شما را آزار خواهد داد

بین کنجکاوی و مزاحمت مرزی باریک وجود دارد که شما هرگز نباید از آن عبور کنید.

اگر بخواهم فرق این دو را بهتر توضیح بدهم باید آن را با کر یک مثال عنوان کنم، مثلا کنجکاوی یعنی این که شما از رئیس تان می پرسید فرد جدیدی که استخدام شده چه کسی است و مزاحمت و فضولی زمانی است که به پرونده های رئیس سرک می کشید تا بدانید این فرد چقدر درآمد دارد.

می بینید؟ این یک کار بسیار آزاردهنده است و می تواند تبعات و نتایج منفی به دنبال داشته باشد.


  1. حرف زدن در دستشویی

هرگز با فردی که درون دستشویی است حرف نزنید، این یک کار بسیار بی ادبانه و ناخوشایند است. می توانید صبر کنید که او از دستشویی خارج شود و دست هایش را بشوید و سپس با او گفتگو کنید.


  1. فروش و بازاریابی بین همکاران

چه بسیار مورادی را دیده ایم که افراد شرکت، در حال صحبت با همکاران خود برای فروش و بازاریابی کالای خود هستند. این کار می تواند وقت کارمندان شرکت را بگیرد و افراد را در موقعیت ناجوری قرار می دهد.

معمولا توصیه می شود که در حین کار و بین همکاران از این گونه بحث و گفتگوها پیشگیری شود و قطعا تخطی از قوانین می تواند زمینه ای برای اخطار به فرد مذکور فراهم کند.


  1. درخواست امضا یا کمک مالی

پیش از اینکه برای مطلع کردن همکاران خود در مورد انگیزه تان، گام بردارید، سیاست‌ها و دستورالعمل‌های شرکت را مطالعه کنید. اغلب شرکت‌ها ترویج دلایل شخصی، به ویژه در زمان شراکت را منع می‌کنند، زیرا این امر مخرب تلقی می ‌شود.


  1. نوشیدن نوشیدنی هایی که می تواند تعادل فرد را بهم بریزد

صرف نظر از اینکه مشروبات الکلی بخشی از فرهنگ کار شرکت شماست یا خیر، هنوز هم نوشیدن زیاد و سنگین در محل کار ایده خوبی نیست، چرا که باعث می شود فرد از حالت عادی خارج شود و نتواند به خوبی به وظایفی که به او محول شده بپردازد.


  1. اظهار نظر در مورد ظاهر کسی

حتی اگر هیچ قصد و نیتی در پی تعریف از ظاهر همکارتان ندارد، باز هم بهتر است این کار را انجام ندهید چرا که همکار شما ممکن است نظرات شما درباره ظاهرش را آزار دهنده یا تبعیض آمیز ببیند.

بهتر است به جای تعریف از ظاهر او، به تعریف های معتبر مربوط به کار اکتفا کنید.


  1. پر سر و صدا بودن

حرف زدن با تلفن با صدای بلند، پخش کردن موسیقی و یا هر سر و صدایی از جانب شما، می تواند تمرکز همکاران تان برای انجام کار را مختل کرده و باعث ایجاد مزاحمت برای آن ها شود.

پر سر و صدا بودن، به ویژه در یک دفتر کار، تأثیر قابل توجهی در تمرکز و بهره وری همکاران شما دارد و می تواند عملکرد شرکت را بسیار تحت تاثیر قرار دهد.

سعی کنید با پایین آوردن صدای موسیقی به همکاران خود نشان دهید که به آنها احترام می گذارید و برای آن ها ارزش قائل هستید.


  1. برقراری تماس شخصی در تمام طول روز

صحبت یا ارسال پیامک با دوستان یا خانواده به طور مداوم در طول ساعات کاری، رفتاری غیر حرفه ای است و می تواند برخلاف سیاست های شرکت باشد.

مکالمات تلفی با دوستان و خانواده را برای ساعات بعد از کار نگه دارید و از این طریق موجب ناراحتی کارفرما و همکاران تان نشوید.


  1. استقبال نکردن از افراد تازه استخدام شده

حتی اگر فردی که به تازگی به جمع همکاران شما پیوسته، فرد مورد علاقه شما نیست، باز هم نباید در مواقعی که به کمک شما نیاز دارد، شانه خالی کنید. به علاوه از شایعه درست کردن یا شاخ و برگ دادن به شایعات پشت سر او نیز بپرهیزید.

مواظب باشید هر انتقادی که نسبت به عملکرد کسی وارد می کنید، سازنده، سنجیده و سزاوار باشد.


  1. پخش و پلا کردن وسایل در همه جا

پخش کردن وسایل مربوط به شما در همه جا، می تواند فضای شخصی همکاران تان را سلب کند. علاوه بر آزار دادن همکاران، این رفتار می تواند شما را فردی نامرتب و شلخته جلوه دهد و نظر دیگران را نسبت به شما تحت تاثیر قرار دهد.


  1. فحش دادن

استفاده از کلمات نامناسب در توصیف هر چیز، یک رفتار غیرحرفه ای و بی ادبانه است که باعث می شود همکاران تان از شما دور شوند و احساس خوبی از ارتباط داشتن و صحبت کردن با شما نداشته باشند.

فحش دادن به دیگران نشان می دهد که شما قادر نیستید با آرامش و اندیشه با یک موقعیت کنار بیایید و این می تواند شما را در شرایط دشواری قرار دهد. طبق نتایج یک نظرسنجی، اغلب کارفرمایان معتقدند که یک فرد بی ادب لایق ارتقای شغلی نیست.


  1. نشان دادن عادت های عصبی

تکان دادن مداوم پا، چک کردن مداوم گوشی، بازی کردن با دسته کلید، ضربه زدن با خودکار و…. همه و همه عادت هایی هستند که ممکن است حتی خودتان هم متوجه آن ها نباشید اما همکاران تان به خوبی متوجه تکرار آن شوند.

نشان دادن این عادت ها در محل کار، نه تنها می توانند باعث حواس پرتی دیگران شوند، بلکه می تواند نشان دهد که شما خسته و کسل شده اید.


  1. شرکت نکردن در رویدادهای کاری

چه دلیل شرکت نکردن تان خجالتی بودن تان باشد و چه اینکه احساس می کنید کارهای مهم تری برای انجام دادن دارید، این می تواند این احساس را در همکاران تان ایجاد می کنید که فردی ضد اجتماع و متکبر هستید.


  1. عادات ناخوشایند در ایمیل دادن

فرم ایمیل نامناسب می تواند یکی دیگر از رفتارهای غیرحرفه ای باشد. منظور من از ارسال ایمیل به روش درست، این نیست که حتما ایمیل تان را به نثری روان بنویسید، بلکه اگر بتوانید کمی محترمانه تر و با اصول درست تر پیش بروید قطعا شروع بهتری خواهید داشت.


  1. سرزنش کردن دیگران در ملأعام

استفاده از قدرت برای سرزنش زیردستان در جمع یکی دیگر از رفتارهای غیرحرفه ای در محیط کار است و می تواند شما را فردی متکبر و خودخواه جلوه دهد.


  1. قضاوت کردن دیگران

اگر تازه کار خود را در یک شرکت آغاز کرده اید، به همه فرصت بدهید. سعی کنید ذهنیتی باز و نگرشی مثبت نسبت به همه داشته باشید. ارائه نظرات منفی در مورد کسانی که با آنها کار می ‌کنید، موجب خدشه دار شدن تفکر انتقادی شما در طولانی مدت خواهد شد.



منبع

رهبری بهتر است یا مدیریت؟ تفاوت ها و شباهت های رهبر خوب با مدیر


رهبری بهتر است یا مدیریت؟ تفاوت ها و شباهت های رهبر خوب با مدیر

مدیر عالی بودن باعث نمی شود فرد به یک رهبر قدرتمند تبدیل شود. بیشتر افراد واژه های مدیریت و رهبری را به جای هم مورد استفاده قرار می دهند. با اینحال این دو واژه تفاوت هایی با هم دارند.

دانستن تفاوت بین رهبری و مدیریت به شما کمک می کند نقش خود را در یک سازمان به خوبی درک کنید.

با تعیین تفاوت های موجود، می توانید توانایی های خود را قوی تر کنید و به بیشترین پتانسیل کاری خود دست یابید. اینکه بدانید چه چیزی حوزه مدیریت و رهبری را از هم متمایز می کند به شما کمک می کند به بهترین تعادل در این حوزه برسید.

در این مقاله سعی می کنیم شباهت ها و تفاوت های بین رهبری و مدیریت را با هم کاوش کنیم و ببینیم کدام یک از آن می توانند بهتر عمل کنند.


مدیریت و رهبری چه چیزی هستند؟

قدرت رهبر از توانایی او برای متمایز کردن خود از دیگران و ترغیب آن ها برای پشتیبانی و حمایت نشئت می گیرد. این افراد از توانایی و تاثیر خود برای به چالش کشیدن هنجارها و هدایت ابداعات و نوآوری ها استفاده می کنند. رهبران در برخی از موارد قوانین را بر اساس نیازهای خود تغییر می دهند.

پیتر داکر در این باره چنین می گوید:

تنها تعریف رهبری، فردی است که برای خود دنبال کنندگانی دارند. برای رسیدن به این دنبال کنندگان، فرد نیاز به تاثیرگذاری دارد اما نباید حس یکپارچگی را نادیده گرفت.

مدیران اطمینان حاصل می کنند که کارمندانشان استانداردهای موجود را درک کرده اند و به سیاست های موجود پایبند هستند.

این ها مطمئن می شوند که هدف رهبرانشان به درستی برآورده می شود. این افراد توانمند هستند.


رهبری بهتر است یا مدیریت؟ تفاوت ها و شباهت های رهبر خوب با مدیر

تفاوت های مدیریت با رهبری چیست؟

تفاوت های کلیدی بین مدیریت و رهبری


تمرکز بر روی اهداف در برابر تمرکز بر روی وظایف:

رهبران معمولا به سمت اهداف و بینش های سازمان تمایل و گرایش دارند. آن ها به دنبال تصاویر بزرگ تر هستند و سعی می کنند برای واقعی کردن بینش های خود، به روش های جدیدی دست پیدا کنند.

رهبران مسائل جدید را امتحان می کنند و همیشه ایده های خود را به ماموریت شرکت پیوند می دهند.

در این میان، مدیران به دنبال انجام وظایف هستند. با اینکه این افراد به بینش شرکت پایبندند اما شغل آن ها پایبندی به سیاست هاست. مدیران ایده های بزرگ را برای رهبران سازمان خود اجرا می کنند.


فروش در برابر گفتن:

از آنجایی که رهبران همیشه به دنبال ابداعات و نوآوری های جدید هستند، باید دیگران را متقاعد کنند که ایده هایشان ارزشمند است.

به خاطر داشته باشید که آن ها اتوریتی و اعتبار خود را با تشویق دیگران برای قرار گرفتن در مسیر فکری شان، به دست می آورند.

از سوی دیگر، مدیران ایده های خود را به فروش نمی رسانند زیرا نقش آن ها به دست آوردن و اجرای سیاست هاست. کارمندان نیز همان کاری را انجام می دهند که مدیرانشان دستور داده اند.

مقاله مرتبط: خصوصیات رهبران بزرگ

خطرپذیری در برابر کاهش خطرات:

هر زمانی که ایده جدیدی امتحان می شود، ممکن است خطراتی نیز وجود داشته باشد. رهبران خطرپذیر هستند زیرا اغلب به دنبال ایجاد تغییر می گردند. با اینحال، مدیران تلاش می کنند تا جایی که از دستشان بر می اید، خطرات موجود را کاهش دهند.

آن ها اطمینان حاصل می کنند که کارمندانشان چیزی که تعریف شده است را به درستی انجام می دهند. زمانی که مشکلی پدید می آید، مدیران مشکلات را به رهبران ارجاع می دهند تا سیاست های درستی را اتخاذ کنند.


تشویق در برابر دستور:

خط بین مدیریت و رهبری در این بخش بسیار تیره و تار است و به این بستگی دارد که رویکرد مدیران در برابر وظایفشان چه چیزی باشد.

رهبران اغلب کارمندان خود را تشویق می کنند به خوبی فکر کنند و تصویر بزرگی از اینده داشته باشند. با اینحال، مدیران معمولا دستورالعمل های واضحی درباره جوانب مختلف حوزه کاری خود دارند.

آن ها نیز می توانند کارمندان خود را تشویق کنند اما شغل اصلی شان بیان دستورات است.


بر خلاف جریان آب حرکت کردن در برابر حرکت با جریان موجود:

رهبران نیاز به چالش دارند. آن ها مسائل جدید را امتحان می کنند تا ببینند روش های جدید در حل مشکلات موثر هستند یا خیر.

این افرد تلاش می کنند سیاست های سازمان را با بینش سازمان همتراز سازند. با اینحال مدیران سعی می کنند خود را در این مسیر حفظ کنند. آن ها تلاش می کنند از مجموعه دستورات تبعیت کنند.


انگیزه در برابر تایید:

زمانی که موضوع جدیدی را امتحان می کنید، خطر شکستتان نیز افزایش پیدا می کند. رهبران باید همیشه پرانگیزه باشند و در حفظ انگیزه دیگران نیز عالی عمل کنند.

آن ها همه چیز را به بینش سازمان ربط می دهند. زمانی که شرکتی بینش قوی دارد، رهبر می تواند از آن برای تحریک کارمندان خود استفاده کند. زمانی که فردی را مدیریت می کنید، هدف اصلی شما تایید درست انجام شدن کارهاست.


شکستن قوانین در برابر تبعیت از قوانین:

رهبران باید عکس العمل سریعی در برابر شرایط داشته باشند و در برخی از شرایط، قوانین موجود را نقض کنند. قوانین اغلب سخت هستند و اجازه ایجاد نوآوری را نمی دهند.

زمانی که شرکت یا سازمان با مشکلی مواجه می شود، رهبر سازمان ممکن است کلا قوانین را نادیده بگیرد. اگر مدیری بخواهد شغل خود را به درستی حفظ کند باید به استراتژی های تعیین شده توسط رهبران پایبند باشد.


ایجاد اعتماد در برابر کنترل:

زمانی که فردی شما را وارد یک مسیر ناشناخته می کند باید به او اعتماد داشته باشید تا بتوانید از حرف هایش تبعیت کنید. یک رهبر قوی در ایجاد اعتماد عالی عمل می کند.

اتوریتی و اعتبار یک مدیر از توانایی او برای کنترل افراد نشئت می گیرد. مدیران برای انجام دادن درست کارها به کنترل نیاز دارند.


پرورش ایده ها در برابر اختصاص وظایف:

رهبران همیشه به دنبال بهبود شرایط جدید هستند و به کمک مسائل جدید به دنبال این بهبودها می روند. آن ها ایده های جدید و تفکر آزادانه را پرورش می دهند زیرا از اهدافشان حمایت می کند.

آن ها به خوبی می دانند که اگر افراد بیشتری از ایده هایشان حمایت کنند، قدرت جمعی می تواند آن ها را به سمت ابداعات جدید هدایت کند.

با اینحال مدیران نمی توانند تفکر ازادانه را حمایت کنند زیرا قادر به تکمیل انتطارات شرکت نیستند. این افراد تنها به کارمندان خود می گویند چه کاری باید انجام دهند.


رهبری بهتر است یا مدیریت؟ تفاوت ها و شباهت های رهبر خوب با مدیر

رهبری و مدیریت

این دو مورد برتری هایی نسبت به هم دارند؟


همانطور که متوجه شدید، تفاوت های زیادی بین مدیریت و رهبری وجود دارد اما این دو مکمل هم هستند. رهبران خطر پذیر، ابداع کننده و تغییر دهنده شرایط موجود هستند.

از سوی دیگر، مدیران به ایجاد روند در شرکت کمک می کنند. این موضوع بدین معنی نیست که یکی از این نقش ها بهتر از دیگری است. شرکت ها به مدیران و رهبران نیاز دارند تا به راحتی اجرا شوند.

فقدان مدیریت، سازمان را در معرض خطر شکست قرار می دهد و اهداف را برآورده نمی کند.

فقدان رهبری باعث ایجاد یک فضای کار نا امید می شود.

زمانی که صحبت از اتوریتی و قدرت به میان می اید رهبران و مدیران ممکن است در دو سمت مخالف یک طیف باشند اما آنها در همان تیم هستند.

یک رهبر می تواند چشم انداز بزرگی داشته باشد، اما بدون وجود یک مدیر با تجربه برای اجرای این موارد، چشم انداز و بینش شرکت به واقعیت تبدیل نخواهد شد.

مدیران باید به استانداردها احترام بگذارند، اما اگر آنها از رهبری الهام نگرفته باشند، نمی توانند دیدگاه خود را با نیروی کار به اشتراک بگذارند.

چگونه می توان تعادلی بین رهبری و مدیریت ایجاد کرد؟

یک رابط شاد بین رهبری و مدیریت وجود دارد. در برخی از موارد شما به فردی نیاز دارید که کارها را به درستی به پیش ببرد.


چه زمانی باید از مهارت های رهبری استفاده شود؟

اینکه چه زمانی از مهارت های رهبر استفاده شود به نیروی کار و مسیر اجرای شرکت بستگی خواهد داشت.

اگر اعضای شما در مورد بینش و اهداف شرکت درک واضحی دارند، می توانند از یک رهبر کمک بگیرند. آن ها باید به فردی اعتماد کنند که در مورد سیاسیت های فعلی شرکت آگاه است.

اگر به طور مداوم اعضای تیم خود را برای انجام وظایف معمول خود تشویق می کنید، ترغیب تفکر آزادانه برایتان کمی دشوار خواهد بود. زمانی که یک تیم از اعضای حرفه ای تشکیل شده که هر کدام از آن ها نقش خود را به خوبی می شناسند، شما مسیر راحت تری پیش رو دارید.

این افراد می توانند با حفظ مسئولیت های خود، در ابداعات و خلاقیت ها نیز شرکت کنند. زمانی که رهبر وارد کار می شود می تواند مسائل جدیدی را ایجاد کند.


چه زمانی به نقش مدیر نیاز دارید؟

هنگامی که در یک حوزه کاری جدید هستید، به کسی نیاز دارید که به شما بگوید چطور باید کارهایتان را انجام دهید. وقتی اعضای تیم شما جدید هستند، وجود مدیران ضروری است.

آنها می توانند به کارکنان کمک کنند تا کارشان را با کارآمدترین راه ممکن انجام دهند.

مدیران همچنین می دانند که کارکنان آن ها چقدر کار می توانند انجام دهند. آنها می دانند که دادن مسئولیت های بیش از حد به افراد می تواند تاثیر منفی بر عملکرد و روحیه آنها داشته باشد. آنها از بهره وری کارکنان محافظت می کنند و درک می کنند که چگونه هر فرد کار می کند و به استرس پاسخ می دهد.

سازمان ها همیشه به مدیران نیاز دارند تا به کارمندانی که درباره کارشان قطعیت ندارند، کمک کنند. مدیر شخصی است که می تواند شما را در یافتن راه حل های یک مشکل یاری کند.

شرکتی که فقط از رهبران تشکیل شده باشد نمی تواند تمامی بینش ها و اهداف خود را به واقعیت تبدیل کند.

وجود مدیر می تواند کارها را بیشتر از قبل به جلو ببرد. سازمان ها برای رسیدن به پتانسیل کامل خود به وجود مدیران و رهبران نیاز دارند. شما نمی توانید یکی از این نقش ها را بدون دیگری، اجرا کنید.



منبع

۲۵ بهترین شغل برای پولدار شدن در ۵ سال


۲۵ بهترین شغل برای پولدار شدن در ۵ سال

به گزارش آلامتو به نقل از due؛ میلیونر شدن به کار و صبوری زیادی نیاز دارد مگر اینکه در یک قرعه کشی بزرگ برنده شوید. با اینحال اگر به دنبال آغاز کسب وکار جدید خود هستید و نمی خواهید منتظر استخدام دیگران باشید، می توانید ۲۵ ایده زیر را برای راه اندازی کسب وکار خود مدنظر قرار دهید و در عرض ۵ سال میلیونر شوید.

  1. خدمات مالی: خدمات مالی که در برگیرنده خدمات متنوعی همچون حسابداری، رزرو، آماده سازی فرم مالیات است در دنیای امروز تقاضای زیادی دارد و این تقاضا روز به روز در حال رشد است. در حقیقت، بر اساس ۳۵٫۷ درصد پاسخ دهندگان به گزارش World Wealth، خدمات مالی یکی از بخش های پر کاربرد برای ایجاد درآمد است.
  2. مراقبت از کهنسالان: با وجود رشد روزافزون جمعیت در سرتاسر جهان، راه اندازی کسب وکاری که بتواند به افراد کهنسال کمک کند تقاضای بسیار زیادی خواهد داشت. این موضوع بدین معنی است که این حوزه می تواند درآمد خوبی برای افراد داشته باشد. اگرچه مراقبت از کهنسالان برای صنعت پرستاری خوب است اما همه افرادی که در این حوزه کار می کنند باید آموزش های پزشکی را داشته باشند. کهنسالان به مراقبت های مختلفی نیاز دارند.
  3. مشاوره در کسب وکارها: با وجود تعداد افراد زیادی که به دنبال راه اندازی کسب وکار شخصی خود هستند و به مشورت فردی با تجربه نیاز دارند، راه اندازی چنین خدماتی می تواند بسیار مفید باشد. اگر شما برای این حوزه تجربه و تخصص کافی دارید می توانید کسب وکار خود را آغاز کنید و به افرادی که نیازمند تجربه ها و دانش تان هستند مشاوره بدهید.
  4. شرکت سرمایه گذاری: فرصت های زیادی در حوزه تجارت و سرمایه گذاری وجود دارد. به کمک یک شرکت سرمایه گذاری می توانید بر روی موارد مختلفی همچون نفت، گاز، بیت کوین و سایر موارد سرمایه گذاری کنید. یکی دیگر از ایده های پر منفعت، تجارت در فارکس است. این بخش پر خطر است اما اگر به اندازه کافی محتاط و پر تجربه باشید می توانید خیلی زود میلیونر شوید.
  5. خدمات آموزشی و تحصیلی: چیزی که در مورد راه اندازی خدمات آموزشی و تحصیلی جذاب است این است که این صنعت بسیار گسترده است و می توان از دانش و تجربه شخصی استفاده کرد.
  6. بیمه: صنعت بیمه در حال رشد است و سالانه فناوری های جدیدی در این حوزه مطرح می شود. شما نیز می توانید از این فرصت در حال رشد به نفع خود استفاده کنند. سرمایه گذاران در حال حاضر ۲٫۶۵ میلیارد دلار در این حوزه سرمایه گذاری کرده اند و مشتریان نیز به دنبال رابطه شفاف و امنی با بیمه کنندگان خود هستند.
۲۵ بهترین شغل برای پولدار شدن در ۵ سال

شغل های مخصوص پولدار شدن

  1. کسب وکار مرتبط با تمیز کردن: راه اندازی چنین کسب وکاری به هزینه زیادی نیاز ندارد، هزینه هایی که ماهانه برای این شرکت خرج می شود بسیار اندک است. همیشه افرادی هستند که به تمیز کردن منزل یا محل کار خود نیاز دارند.
  2. مشاوره سلامت: این شغل همیشه درآمدزا بوده است اما با وجود سوالات بسیاری که در مورد قوانین مرتبط با سلامت وجود دارد، افراد به سراغ مشاوره سلامت خواهند رفت تا مشکلات و سوالاتشان را برطرف نماید.
۲۵ بهترین شغل برای پولدار شدن در ۵ سال

شغل های مشاوره سلامت برای کسب درآمد

  1. خدمات استخدام کارمند: کارمندان به خوبی می دانند که استخدام شدن از ارزش بسیار زیادی برخوردار است. به همین خاطر دوست دارند در سازمان هایی استخدام شوند که با استعدادها و توانایی هایشان سازگار است.
  2. شرکت ساخت و ساز مسکن و املاک: با وجود رشد جمعیت جهان، افراد به دنبال جایی برای زندگی خواهند گشت. همین امر باعث می شود حوزه املاک و ساخت و ساز به یک حوزه پول ساز و درآمدزا تبدیل شود.
  3. کشاورزی: همانند صنعت املاک و ساخت و ساز، رشد جمعیت جهان به معنای افزایش نیاز به مواد غذایی است. چه بخواهید میوه و سبزیجات پرورش دهید یا به دنبال پرورش حیوانات اهلی باشید، این صنعت می تواند کمک زیادی در درآمدزایی به شما بکند.
  4. ارتباطات: به لطف رشد جمعیت فریلنسرها و فرصت های زیادی که برای دورکاری وجود دارد، پول زیادی در صنعت ارتباطات وجود خواهد داشت. ایده های زیادی برای راه اندازی کسب وکارهای ارتباطی وجود دارد. در این میان می توان به فروش یا تعمیر گوشی های هوشمند یا راه اندازی مرکز تماس اشاره کرد.
  5. لیزینگ و اجاره خودرو: با وجود رشد و ظهور خدمات اشتراک گذاری خودرو، افراد بیشتری به دنبال خدماتی همچون لیزینگ و اجاره خودرو خواهند بود.
  6. بیانیه های خبر و خدمات کپی رایتینگ: سازمان ها در هر اندازه ای که باشند به یک نویسنده با استعداد برای نوشتن بیانیه های خبری یا محتوای سایت های خود نیاز خواهند داشت. اگر شما نیز چنین استعدادی دارید و نمونه کارهایتان قوی است، می توانید وارد این حوزه شوید و درآمد کسب کنید.
  7. واردات و صادرات: از آن جایی که بازار جهانی در حال رشد است، کسب وکارهای مرتبط با واردات و صادرات کالا، می تواند بسیار مفید و سودمند باشد و آغاز کار در آن با کمی تجربه و هوشیاری اسان است. شما می توانید هر چیزی که به نظر سود اور بود را وارد یا صادر کنید.
  8. کسب وکارهای سازگار با محیط زیست: مشتریان بیشتر از قبل به فکر محیط زیست خود هستند. آن ها می خواهند از کسب وکارهایی که سازگار با محیط زیست اند حمایت کنند. ایده های موجود در این حوزه از کسب وکارهای خرده فروشی که تنها محصولات ارگانیک به فروش می رسانند تا کسب وکارهایی که به تعمیر دوچرخه می پردازند متغیر است.
۲۵ بهترین شغل برای پولدار شدن در ۵ سال

خدمات قانونی و پولدار شدن

  1. خدمات قانونی: همیشه افرادی هستند که به خدمات قانونی نیاز داشته باشند. این خدمات در برگیرنده موارد مختلفی همچون مشورت با وکلاست. خدمات قانونی ارزان نیستند و همین امر باعث می شود صاحبان چنین کسب وکارهایی به درآمد خوبی دست پیدا کنند.
  2. تحویل غذا/رستوران موبایلی: این صنعت در چند سال اخیر رشد بسیار خوبی داشته است زیرا مشتریان دوست دارند غذای با کیفیت و مقرون به صرفه را در منزل یا محل کار خود دریافت نمایند. برای افرادی که همیشه به دنبال راه اندازی رستوران خود بوده اند این صنعت می تواند بسیار سودآور باشد زیرا هزینه های اضافی راه اندازی و نگهداری رستوران را از بین می برد.
۲۵ بهترین شغل برای پولدار شدن در ۵ سال

کسب درآمد با خدمات تحویل غذا

  1. سایت های تجارت الکترونیک: همانطور که قبلا نیز اشاره کردیم ما در دنیایی زندگی می کنیم که می توانیم محصولات و خدمات مورد نیاز خود را از سرتاسر جهان خریداری کنید. حالا این مزیت را به هزینه های اندک راه اندازی سایت های الکترونیکی اضافه کنید.
  2. آژانس طراحی وب: داشتن وب سایت یک موضوع ضروری در دنیای امروز است. با اینکه قالب های رایگان زیادی وجود دارد اما بیشتر سازمان ها هنوز هم دوست دارند سایت مخصوص خود را طراحی کنند. به همین خاطر به دنبال طراح وب می گردند. اگر واقعا استعدادی در این زمینه دارید می توانید از آن کسب درآمد کنید.
  3. فروشندگان محصولات امنیت سایبری: با وجود مشکلات امنیتی زیادی که در دنیای آنلاین وجود دارد، کسب وکارهای بزرگ و کوچک به دنبال خرید محصولاتی هستند که بتواند از حضور آن ها در چنین دنیایی مراقبت کند. این موضوع فرصتی را در اختیار فروشندگان این محصولات قرار می دهد و به آن ها کمک می کند مواردی همچون فایروال ها، ابزارهای پیشگیری از هجوم و حمله و سیاست های مدیریت کاربر را به فروش برسانند. البته همچنان کالاهای فیزیکی حوزه امنیت مانند دوربین مداربسته میتواند مورد توجه قرار گیرد.
  4. توسعه دهنده اپلیکیشن های موبایلی: با وجود ۵ میلیارد کاربر فعالی که از موبایل استفاده می کنند، توسعه اپلیکیشن های موبایلی می تواند یک صنعت پر سود بشد. با رشد روزافزون موبایل ها و کاربرد آن، این کسب وکار می تواند برای چندین سال سودآور باشد.
۲۵ بهترین شغل برای پولدار شدن در ۵ سال

پولدار شدن با توسعه اپ موبایل

  1. خدمات حیوانات خانگی: ایا می دانستید آمریکایی ها سالانه بیش از ۶۰ میلیارد دلار از هزینه خود را صرف حیوانات خانگی می کنند؟ صرف نظر از جنبه اقتصادی این حوزه، خدمات مرتبط با حیوانات می تواند بسیار جذاب باشد.
  2. سلبریتی اینستاگرام و یوتیوب: افرادی که مشهور هستند می توانند از طریق کانال های اجتماعی به کسب درآمد بپردازند.
  3. مالکیت فرنچایز: یکی از کسب وکارهایی که سود و منفعت زیادی دارد و اغلب توسط کارآفرینان نادیده گرفته می شود فرنچایز است. فرنچایز یا حق امتیاز نوعی کسب وکار است که در آن به یک شرکت اجازه داده می شود محصولات یا خدمات شرکت دیگری را به فروش برساند و در برابر آن مبلغی را دریافت نماید.

یافتن ایده هایی برای ایجاد کسب وکار چند میلیونی:

مواردی که در فهرست بالا بیان شد را دوست ندارید؟ خوب از نکات زیر استفاده کنید:

  • به دنبال ترندها و فناوری های جدید باشید
  • چیزی که شما را اذیت می کند تغییر دهید
  • به دنبال محصولات و خدماتی باشید که سایر شرکت ها آن را فراهم نمی کنند.
  • یک صنعت فروش ابداع کنید.
  • محصولات مورد نیاز افراد را با قیمت کمتری نسبت به سایر رقبا به فروش برسانید.
  • با مشتریان احتمالی صحبت کنید و به نیازهایشان گوش دهید
  • محصول یا خدماتی که در یک ناحیه وجود ندارد را به فروش برسانید.



منبع

باورهای انسانهای موفق – ۱۰ راز موفقیت افراد ثروتمند


باورهای انسانهای موفق - ۱۰ راز موفقیت افراد ثروتمند

بدون شک موفقیت ریشه در تلاش و فعالیت ما دارد و این باور شما است که به فعالیت‌هایتان انسجام می‌بخشد. افراد موفق دارای باوری قوی بوده و این مهم‌ترین راز برای پیشروی آن‌هاست.

شاید شما جزو آن دسته افرادی باشید که معتقدند به دلیل عدم برابری بخت و اقبال در بین افراد، عده‌ای به موفقیت دست‌ یافته وعده ای با شکست مواجه شده‌اند، درحالی‌ که اصلاً چنین فکری درست نیست.

موفقیت نشأت‌ گرفته از باوری قدرتمند و افکاری توانمند است. قدرت باور در این افراد الهام‌بخش بوده و دلیل عملکردشان است و این چیزی است که آن‌ها را موفق می‌سازد.


  1. آن‌ها باور دارند که خود مسئول سرنوشت و زندگی‌شان هستند

جالب است بدانید افراد موفق بر این باورند که زندگی اتفاقی نیست که رخ داده باشد بلکه نتیجه نوع واکنش شما به چالش‌ها و فرصت‌های پیش رویتان است.

آنها با این باور قوی، که فقط و فقط شما، هستید که مسئول نتیجه به‌ دست‌ آمده از فرصت‌های زندگی خود هستید، مسئولیت سرنوشت خود را بر عهده می‌گیرند.


  1. آن‌ها به توانایی‌ها و انگیزه‌های خود ایمان دارند

افراد موفق دارای اعتماد به ‌نفس بالایی هستند و اگر با موقعیتی مواجه شوند که راه‌حل و یا پاسخ آن را ندانند، مطمئن هستند که می‌توانند راه‌ حلی برای آن به دست بیاورند. آن‌ها باوری کامل به خود و توانایی‌های شان دارند و دست کشیدن از تلاش و ناامید شدن از خود، معنایی ندارد.


  1. آن‌ها معتقدند فرصت‌های زیادی در پیش رو دارند

این افراد ذهن خود را برای استفاده از فرصت‌ها و ثروتمند شدن، برنامه‌ریزی می‌کنند و ترس و ناتوانی برای آن‌ها بی‌معناست و این همان چیزی است که دنیای متفاوتی را برای آن‌ها رقم می زند. در حالی‌که اغلب افراد موانع را می‌بینند، افراد موفق به دنبال ساختن راهی برای استفاده بیشتر از فرصت ایجاد شده هستند.

وقتی دیگران به بن‌بست می‌رسند، آن‌ها احتمالات را برای رهایی از این مشکل می‌سنجند. می‌توان گفت آن‌ها بیشتر از آنچه شِکوه گر باشند، حلال مشکلات‌اند.


باورهای انسانهای موفق - ۱۰ راز موفقیت افراد ثروتمند

چیزهایی که برای رسیدن به موفقیت به آنها نیاز دارید.

  1. برای آن‌ها نوع تدبیر اندیشه شده بسیار مهم است…اما اجرای آن اهمیت بیشتری دارد

افراد موفق ممکن است بارها به انجام یک کار بپردازند تا نتیجه دلخواه خود را به دست آورند. آن‌ها به‌خوبی می‌دانند سیاست بکار گرفته شده اهمیتی برابر با روش اجرای آن دارد.

ارتقا یک ایده، برنامه‌ریزی برای آن، تعیین سیاست اجرایی و سپس انجام آن. هر چند ممکن است سیاست اجرایی شما الهام گرفته و نیازمند تطبیق با شرایط باشد، ولی این نحوه عملکرد شما است که آن را اعتبار می‌بخشد.

شما فقط زمانی می‌توانید انتظار دست یافتن به نتیجه دلخواه خود را داشته باشید که برنامه‌ای‌ دقیق برای هدف خود در نظر گرفته باشید.


  1. آن‌ها باور دارند فقط با کار و تلاش مستمر و سرسختانه می‌توان برنده میدان رقابت بود

افرا موفق به‌ خوبی می‌دانند موفقیت نیازمند داشتن دل و جرات است. ممکن است در ابتدای فعالیت سود چندانی به دست نیاورید ولی در آینده نتیجه آن را می‌بینند. زمانی که دیگران در رویارویی با چنین شرایطی تصمیم به ترک کار و یا مقایسه می‌کنند، افراد موفق همچنان به تلاش خود ادامه می‌دهند.

در آخر آن‌ها پیروز خواهند بود. این موفقیت به دلیل هوش بالا و یا استعداد آن‌ها نیست، بلکه به دلیل مقاومت آن‌ها در شرایطی است که دیگران از تلاش دست کشیده و درگیر حواشی شده‌اند.


  1. آن‌ها باور دارند که می‌توانند فردای بهتری را برای خود رقم بزنند

افراد موفق با درس گرفتن از گذشته، آینده بهتری را برای خود رقم می‌زنند و این توانایی در خون آن‌هاست.

به همین دلیل آن‌ها به ‌راحتی از اشتباهات خود و دیگران درس می‌گیرند؛ در حالی‌ که دیگران درگیر اشتباهات گذشته خود بوده و افکار منفی کنترل زندگی‌شان را در دست گرفته‌اند، افراد موفق با تغییر در عملکرد خود، در تلاش برای رقم زدن آینده‌ای‌ بهتر هستند.


  1. آن‌ها در انجام کاری که دیگران امیدی به آن ندارند، مصمم هستند

افراد موفق هیچ ترسی از ریسک کردن ندارند. آنها همیشه در انجام کارهای جدید پیش‌قدم بوده، حتی اگر جزئی و پیش‌ پا افتاده به چشم آید.

به خوبی می‌دانند برای متفاوت بودن نیازمند انجام کاری متفاوت هستند. شما باید همیشه در انجام کارهایی که دیگران از انجام آن سرباز می‌زنند، مشتاق باشید.

ممکن است با انجام چنین کاری در مرحله نخست به چشم دیگران آدمی دیوانه به نظر بیایید و حتی ممکن است بارها با شکست مواجه شوید. ولی دست از تلاش نکشید. مطمئن باشید در انتها، شما برنده میدان خواهید بود و همان افراد دیدی متفاوت نسبت به شما پیدا خواهند کرد.

موفقیت در انجام کاری که دیگران در انجام آن ناموفق‌اند، از شما پدیده‌ای‌ متفاوت خواهد ساخت.


باورهای انسانهای موفق - ۱۰ راز موفقیت افراد ثروتمند
  1. آن‌ها معتقدند حلال مشکلات هستند و نه مانعی برای موفقیت

شاید این توجیهی برای تمرکز افراد موفق برای برقراری ارتباطات موفق و تاثیرگزار باشد. این افراد نه‌ تنها به رشد و ترقی سیستم کاری خود و افزایش کارمندان علاقه‌مند هستند، حتی به برقراری ارتباط سالم کاری نیز توجه می‌کنند.

آن‌ها به برقراری ارتباط با افراد با مسئولیت، قابل‌ اعتماد و کسانی که در هر شرایطی تمایل به کمک کردن دارند اهمیت می‌دهند و از برقراری ارتباط کاری با اشخاصی که در مواقع نیاز در دسترس نیستند، پرهیز می‌کنند.


  1. افراد موفق به ارتقاء کاری و روحیه دادن به دیگران اهمیت می‌دهند

از آنجایی‌ که هر رابطه کاری بر بستری از نیازهای شخصی، برقرار است، افراد موفق علاقه‌مند به کمک و ارتقای دیگران در کنار موفقیت‌هایی که به دست می آورند، هستند.

این افراد به موفقیت دیگران حسادت نمی‌ورزند و نه تنها از موفقیت شما خوشحال می‌شوند، حتی به تشویق، تحسین و انگیزه دادن به شما می‌پردازند تا حس بهتری نسبت به خود داشته باشید. و این تنها دلیلی است که پس از مشاهده انسانی موفق، مشتاقانه به پیروی و الگو برداری از آن اقدام می‌کنید نه از روی نیاز.


  1. آن‌ها به بازخورد مثبت کار خود ایمان‌ دارند

افراد موفق حس حق‌شناسی و قدردانی نسبت به موقعیت‌هایی که در اختیار آن‌ها گذاشته‌ شده و هر آنچه از این طریق به دست آورده‌اند، دارند.

علاوه بر این، روشی برای بازگشت به اصل خویش است. بازگشت به گذشته آن‌ها را متواضع و در ارتباط با واقعیت نگه می‌دارد و به آن‌ها یادآوری می‌کند که هنوز وظیفه‌شان برای ساختن دنیای بهتر تمام نشده و باید به تلاش خود ادامه دهند.

سعی کنید اشتراک گذاشتن خوشی‌ها و موفقیت‌هایتان را به عادت تبدیل کنید و خود را شادتر، موفق‌تر و ثروتمندتر از پیش سازید.



منبع