استرس در رابطه عاشقانه – ۱۰ راه عاشقی بدون اضطراب


استرس در رابطه عاشقانه - ۱۰ راه عاشقی بدون اضطراب

«عشق و محبت از واجبات زندگی هستند نه تجملات آن. بدون آنها انسانیت باقی نخواهد ماند.» — دالای لاما (Dalai Lama)

روابط شما در حالت عادی چگونه پیش می رود؟ به احتمال زیاد، شما و همسرتان با هم کنار می آیید و می توانید با هم پیشرفت کنید. اما وقتی که مشکلی پیش می آید و یکی یا هردوی شما دچار استرس می شوید، چه اتفاقی می افتد؟ استرس چگونه بر روابط تأثیر می گذارد و برای تقویت مشارکت خود در برابر عوامل استرس زای اجتناب ناپذیر زندگی چه کاری انجام می دهید؟

استرس رابطه می تواند بر قوی ترین پیوندهای بین افراد نیز تأثیر بگذارد. وقتی با خودتان فکر کنید که “رابطه من باعث استرس من شده است” احتمال فاصله گرفتن، اختلاف نظر و قطع ارتباط بین شما و پارتنرتان وجود دارد. اما با ارائه پشتیبانی مداوم از پارتنرتان در هنگام استرس، نه تنها می توانید نحوه برخورد با استرس در روابط را یاد بگیرید، بلکه سطح جدیدی از صمیمیت را تجربه خواهید کرد که در واقع شما را به هم نزدیک‌تر می کند.


درک استرس رابطه

کنار آمدن با استرس در رابطه هرگز آسان نیست، اما این هم بخشی از زندگی است. در حالی که ممکن است کمک به پاتنرتان در زمان استرس برای شما دشوار باشد، ایجاد منابع روحی و روانی برای کمک به او نه تنها راحتی و ارتباط بین شما را افزایش می دهد، بلکه یک پایگاه سالم و مطمئن در رابطه است که هر دو شما می توانید به طور مداوم روی آن حساب کنید.


چگونه استرس بر روابط تأثیر می گذارد؟

تحقیقات نشان می دهد که استرس به روابط ما سرایت می کند و باعث ایجاد طیف وسیعی از مشکلات می شود. وقتی افراد تحت استرس زیادی هستند، حواسشان پرت می شود، گوشه گیر می شوند و کمتر محبت می کنند. فعالیت های اوقات فراغت لغو می شود، که این خود باعث جدایی او از گروه های اجتماعی، از جمله پارتنر او می شود.

وقتی تحت استرس هستیم، بدترین ویژگی های ما خودشان را نشان می دهند. ما از منابع شناختی، که ما را بسیار هوشیار و بیش از حد نسبت به انتقاد حساس می کند، تهی شده ایم. از آنجایی که ما در این شرایط تحریک پذیرتر هستیم، به احتمال زیاد بر سر حتی مسائل ساده و پیش پا افتاده دعوا می کنیم.


مردان و زنان به طور متفاوتی با استرس رابطه برخورد می کنند

مردان و زنان واکنش متفاوتی به استرس نشان می دهند. یکی از دلایل اساسی این امر مربوط به تغییرات هورمون های استرس است. هنگامی که استرس وارد بدن می شود، بدن هورمون هایی به نام کورتیزول و اپی نفرین ترشح می کند که فشار خون را بالا می برد و سطح قند خون را به گردش در می آورد. سپس اکسی توسین از مغز آزاد می شود و با آرام کردن احساسات، با تأثیر کورتیزول و اپی نفرین مقابله می کند.

مردان هنگام استرس، اکسی توسین کمتری نسبت به زنان ترشح می کنند، به این معنی که واکنش کورتیزول و اپی نفرین قوی تر است. این امر باعث می شود زنان با مراقبت و دوستی استرس را کنترل کنند، در حالیکه مردان در هنگام تنش و استرس واکنش “مبارزه یا فرار” بیشتری از خودشان بروز می دهند.


شناخت استرس روابط

وقتی پارتنر یا همسرتان استرس دارد چگونه رفتار می کند؟ برای پاسخ به اینکه “استرس چگونه بر روابط تأثیر می گذارد؟” ابتدا از خود بپرسید: “چگونه همسرم استرسش را نشان می دهد؟ عادات خواب او، عادات غذایی، خلق و خو، سطح انرژی یا روحیه او چگونه تغییر می کند؟ ” سعی کنید استرس او را از روی رفتار و عملکردش بشناسید.

با هماهنگ ماندن با همسرتان، فرصت هایی را برای ابراز حمایت و عشق خود خواهید یافت. با کمک به او و ماندن کنارش به او کمک می کنید تا این زمان سخت را کمی راحت تر تحمل کند. به این ترتیب، درک نحوه برخورد با استرس در روابط می تواند در دراز مدت برای هر دوی شما مفید باشد.

چه مقدار استرس رابطه بیش از حد طبیعی است؟

برخی استرس های روابط طبیعی است، اما چه موقع این استرس از حد طبیعی فراتر می رود؟ استرس رابطه معمولا به این شکل ایجاد می شود: سوء تفاهم های گاه به گاه، نبود فرصتی برای بهبود مهارت های ارتباطی شما یا عدم تطابق جزئی بین انتظارات. وقتی این موارد به “هنجار” در رابطه شما تبدیل می شود، وقت آن است که دوباره شرایط را ارزیابی کنید.

همچنین لازم است سن رابطه (استرس در یک رابطه جدید یک پرچم قرمز بزرگ است) و میزان دفعاتی که این مسائل اتفاق می افتد را در نظر بگیرید.

تاثیر استرس رابطه بر روی سلامت

آیا می دانید استرس رابطه می تواند شما را بیمار کند؟ اگر از فکر اینکه “رابطه من باعث استرس من می شود” به سمت احساس علائم جسمی یا روانی حرکت کرده اید، این نشانه ای است که می گوید استرس شما در رابطه بسیار زیاد است. استرس رابطه می تواند منجر به مشکلات روانی شود. برخی از این مشکلات عبارتند از:

  • احساس اضطراب وقتی در کنار پارتنر خود هستید
  • تجزیه و تحلیل بیش از حد تعاملاتتان
  • ناتوانی در کنترل احساسات خود
  • احساس افسردگی یا گوشه گیری
  • اختلالات خواب

مطالعات همچنین ثابت کرده اند که استرس رابطه می تواند منجر به مشکلات جسمی شود.

یک مطالعه حتی نشان داد که روابط دوسویه – جایی که تعاملات شما با پاتنرتان از حمایتی تا خصمانه متفاوت است – برای سلامت جسمانی شما بدتر از روابطی است که کاملاً رویکردی منفی دارند. استرس رابطه ای همانند سایر انواع استرس بر سلامت فرد اثر منفی دارد:

  • مشکلات مربوط به معده
  • مشکلات پوستی
  • افزایش خطر بیماری های قلبی
  • فشار خون بالا
  • ضعف سیستم ایمنی بدن

چگونه می توان استرس رابطه را کاهش داد؟

وقتی شما و پارتنرتان از نظر احساسی در یک نقطه مشترک قرار دارید واقعاً احساس خوبی دارد. هیچ چیز به اندازه یک پیوند عاطفی نزدیک که در آن هر یک از شما بتوانید به یکدیگر تکیه کنید، لذت بخش نیست.

در حالی که استرس رابطه ممکن است در هر لحظه برای هر زوجی اتفاق بیفتد، شما می توانید قلب یکدیگر را آرام کنید و روشهای سازنده ای را برای کمک به یکدیگر تمرین کنید.


  • از پارتنر خود حمایت کنید

هنگامی که همسرتان تحت فشار و استرس است، ممکن است از شما دور شود.

این می تواند احساس تنهایی و آسیب پذیری مانند این که در رابطه خود تنها هستید یا مورد قدردانی قرار نگرفته اید، را در شما ایجاد کند. غریزه شما در این شرایط ممکن است این باشد که او را کنار بگذارید و با او همانطور که با شما رفتار می کند رفتار کنید.

این چیزی را حل نمی کند؛ شما به جای فکر کردن واکنش نشان می دهید و به جای حمایت از او مجازاتش می کنید. این فقط اعتماد را از بین می برد و استرس روابط شما را تشدید می کند.

به جای این واکنش سریع و احساسی، یک قدم به عقب بردارید و کمی دلسوزی کنید، نه فقط برای پارتنرتان، بلکه برای خودتان. با حمایت از او و ماندن در کنارش، نقشی بسیار مهم برایش خواهید داشت و به او کمک خواهید کرد که این شرایط را راحت تر پشت سر بگذارد.


  • به او پیشنهاد کمک بدهید

قرار گرفتن در یک رابطه صمیمی می تواند برای التیام زخم های قدیمی بسیار قوی باشد.

ارتباطات ابزاری قدرتمند برای کنترل استرس و روابط است. اگر می بینید که پاتنر شما عقب نشینی کرده است، سعی کنید به او نزدیک شوید و چیزی شبیه به این را بگویید: “میدونم بهت سخت میگذره.

در حال حاضر چطور می تونم بهت کمک کنم؟” همین جمله معجزه می کند و باعث می شود خطوط ارتباطی باز شود. از این طریق به او اطلاع می دهید که می تواند روی کمک و حمایت شما حساب کند.

گوش دادن بدون قضاوت یا واکنش فوری به مقدار زیادی صبر، مهربانی و شفقت نیاز دارد، اما در نهایت به شما و پارتنرتان کمک می کند تا راه مثبت تری را برای پیشروی و ایجاد یک رابطه قوی تر و سالم تر انتخاب کنید.


  • مهارت های ارتباطی خود را بهبود بخشید

یکی از بهترین راه ها برای مقابله با استرس رابطه، بیان نکاتی درباره مسائل است.

اگر از کلمات خود برای درک احساسات پارتنرتان استفاده کنید و درک کنید که وضعیت احساسی او در چه مرحله ای قرار دارد، می توانید قدرتمندتر عمل کنید. با او صحبت کنید و به اندازه صحبت خود به حرف های او هم گوش دهید.


  • درست گوش دادن را یاد بگیرید

استرس رابطه معمولاً زمانی به اوج خود می رسد که یکی از طرفین احساس می کند طرف مقابل به حرفهایش گوش نمی دهد. وقتی صحبت از استرس و روابط می شود، تظاهر به گوش دادن می تواند یک مسئله بزرگ باشد. هنگام صحبت با پارتنرتان، سعی کنید زبان بدن او را بشناسید.

تشخیص این نشانه های کلامی می تواند به او کمک کند که احساس کند حرفهای او کاملا شنیده می شوند. به یاد داشته باشید که درک نحوه برخورد با استرس در یک رابطه اغلب به این معناست که شما به حرفها و احساسات همسرتان اهمیت می دهید.


  • کلمات خود را با دقت انتخاب کنید

به جای تسلیم شدن در برابر احساسات خام، اجازه دهید همسرتان افکار خود را بدون هیچ گونه قضاوتی در مورد شما بیان کند. اتهامات، اغراق های بزرگ یا تعریف های غلط کمکی نمی کند و معمولاً برای کاهش سطح استرس مضر است.

جایی که شما و همسرتان برای دفاع از خود عجله می کنید، به شما کمک نمی کند تا به عنوان یک تیم از پس استرس برآیید.

به همان اندازه لازم است که مراقب لحن خود باشید. لحن و میزان صدای شما حتی از کلماتی که بیان می کنید هم مهم تر هستند.


نحوه مدیریت استرس

اگر در مدیریت استرس خود مشکل دارید، خود کمک چندانی نخواهید کرد. وقتی فعالیت های روزمره شما را مشغول می کند، اگر از افکار و احساسات خود آگاه نباشید، استرس به سرعت افزایش می یابد.

یادگیری نحوه ریلکس کردن یکی از قدرتمندترین ابزارهای مدیریت استرس است.

هنگامی که یاد می گیرید خود را آرام کنید و احساساتتان را کنترل کنید، می توانید استرس رابطه خود را کاهش دهید. در اینجا چند استراتژی برای مدیریت خود در مورد استرس و روابط وجود دارد.


  • یک محیط آرام ایجاد کنید

استرس معمولاً در نقاطی ایجاد می شود که در آن روز با کمبود خواب یا تغذیه کافی مواجه می شوید. برای بدن خود وقت بگذارید.

لوازم الکترونیکی را قبل از خواب کنار بگذارید تا فضایی آرام ایجاد کنید که می توانید بدون وقفه در آن استراحت کنید. حمام گرم یا خواندن کتابی لذت بخش می تواند به آرامش ذهن و کاهش استرس ناشی از یک روز طولانی کمک کند.


  • مراقب بدن خود باشید

فیزیولوژی، استرس و روابط شما دست به دست هم می دهند. در حالی که در محل کار هستید، قهوه و سایر نوشیدنی های شیرین را با آب یا آب میوه طبیعی عوض کنید.

بدن هیدراته بدن مناسب تری برای مقابله با استرس است. مطمئن شوید که بدن خود را با سوخت مناسب، رژیم غذایی سالم از غذاهای کامل، پروتئین و مقدار زیادی سبزیجات و غذاهای فوق العاده تغذیه می کنید.

نوعی از ورزش را که از آن لذت می برید انجام بدهید. ورزش می تواند به کاهش استرس کمک کند. وقتی از بدن خود مراقبت می کنید، در واقع از ذهن خود نیز مراقبت می کنید.


  • مراقبت از خود را در اولویت قرار دهید

برای مراقبت از ذهن خود کارهای بیشتری می توانید انجام دهید. یکی از جنبه های کلیدی در کنترل استرس رابطه، مراقبت از خود است. آرامش یک فرایند خودکار است که مانند یک سوئیچ عمل می کند.

توانایی به آرامش رسیدن و مدیریت سطوح استرس مهارتی است که می توانید از طریق تکنیک های مختلف آن را بهبود بخشید.

مدیتیشن و یوگا هم گزینه های مفیدی برای به آرامش رسیدن است. از رایحه درمانی، موسیقی آرامش بخش، ماساژ یا سایر روشها نیز می توانید استفاده کنید. هنگامی که در مکانی آرامش بخش قرار دارید، بهتر می توانید درگیری و استرس را در رابطه خود کنترل کنید.



منبع

چرا باید شاد باشیم؟ ۷ دلیل برای شاد بودن


چرا باید شاد باشیم؟ ۷ دلیل برای شاد بودن

خوشبختی و شادی آن احساس نابی است که همه ما آرزوی تجربه آن را داریم، اما در عین حال هم ممکن است عصبانی، بدخلق و افسرده باشیم، اینطور نیست؟ علم شادی به ما می گوید که شاد بودن در واقع یک انتخاب است.

این ما هستیم که انتخاب می کنیم این لحظه را چگونه سپری کنیم. در این مطلب از مجله آلامتو می خواهیم ۷ دلیلی که می گویدچرا باید شاد باشیم را بررسی کنیم. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


  1. افرادی در زندگی شما هستند که شما را دوست دارند و به شما وابسته هستند.

مهمترین افراد زندگی شما چه کسانی هستند؟ به احتمال زیاد، شما برای این افراد حاضرید هر کاری را انجام بدهید، درست است؟ اگر به دنبال دلیلی برای شاد بودن هستید، این نقطه خوبی برای شروع است.

مهم نیست گاهی زندگی چقدر به ما سخت می گیرد، مهم این است که در هر شرایطس کسی وجود دارد که شما را بی قید و شرط دوست دارد. آیا فکر می کنید عزیزان شما می خواهند شما را ناراضی و بدبخت ببینند؟ البته که نه.

شاد بودن شما می تواند دلیل شادی افرادی باشد که دوستتان دارند و دوستشان دارید. پس این شادیرا از آنها و خودتان دریغ نکنید. مطمئن باشید این شادی روابط شما را بسیار لذت بخش تر خواهد کرد.

همچنین بخوانید: چگونه شاد زندگی کنیم؟

  1. زندگی می تواند به طور چشمگیری در یک لحظه تغییر کند.

نکته ای که در مورد زندگی وجود دارد، این است که کاملاً غیرقابل پیش بینی است. ممکن است هر یک از ما فردا که از خواب بیدار شویم شغلمان را از دست بدهیم، کسی را که دوست داریم از دست بدهیم یا متوجه می شویم که یک بیماری تهدید کننده زندگی داریم.

نکته این است که شما هرگز از فرداهای خود خبر ندارید. این به ما نشان می دهد که هیچوقت برای شاد بودن نباید منتظر رسیدن فرداها باشیم. تصمیم بگیرید امروز را شاد باشید و از تک تک لحظاتی که دارید لذت ببرید.


  1. افراد شاد بهره وری بیشتری دارند.

به نظر شما به طور متوسط ​​چه کسانی موفق تر می شوند؟ فردی که خوش بین، شاد و با انگیزه است یا فردی که انرژی خود را صرف شکایت از اوضاع می کند؟ افراد شاد به طور کلی سازنده تر هستند.

این افراد عملکرد بهتری دارند و بیشتر از افراد ناراضی به اهداف خود می رسند.


  1. جهان به افراد شاد بیشتری نیاز دارد.

هر روزی که از خواب بیدار می شویم، خبرهای تلخی از کشور خودمان و یا سایر نقاط جهان می شنویم. متأسفانه، ما در دنیایی زندگی می کنیم که جنگ، قحطی، فقر و ویرانی وجود دارد. اما نکته اینجاست که خوب همیشه بر شر غلبه می کند.

اقدامات یک فرد شاد می تواند یک اثر متناوب ایجاد کند که می تواند جهان را به معنای واقعی کلمه تغییر دهد. تغییری باشید که می خواهید ایجاد کنید. شادی را انتخاب کنید.

این شعر از عمر خیام، شاعر بزرگ کشورمان نیز گویای این است که باید درلحظه زندگی کنیم و شاد باشیم:

پایان همه عمر جهان نیستی است / پندار که نیستی، چو هستی خوش باش


  1. شما زنده هستید

مهم نیست که چقدر بیمار، خسته، ناراحت یا ناراضی هستید، یک چیز وجود دارد که می توانید از آن سپاسگزار باشید و آن این است که شما هنوز زنده هستید و برای زندگی کردن فرصت دارید.

افرادی که دوستشان داریم به طور غیرمنتظره ما را ترک می کنند. به این فکر کنید که اگر بدانید این آخرین روز زندگی شما بر روی زمین است، چه می کنید؟ آیا آن را صرف فکر کردن به همه چیزهایی که ندارید می کنید؟ احتمالا نه.

شما سعی می کنید با کسانی که بیشتر دوستشان دارید وقت بگذرانید، استراحت کنید، بخندید و زندگی کنید.

همچنین بخوانید: چرا شاد نباشیم

  1. افراد شاد روابط بهتری دارند.

در اکثر نظرسنجی ها افراد متاهل از افراد مجرد شادتر هستند. این بدان معنا نیست که برای رسیدن به خوشبختی باید ازدواج کنید.

معنای آن این است که وقتی شاد بودن را انتخاب می کنید، به احتمال زیاد روابط کاری بهتر و روابط بهتری با دوستان، اعضای خانواده و سایر عزیزان خواهید داشت.


  1. افراد شاد سالم ترند.

اگر به دلیل دیگری برای شاد بودن در لحظه، نیاز دارید، در اینجا یک دلیل خوب وجود دارد: تحقیقات رابطه مستقیمی را بین سلامت و شادی نشان می دهند. افراد شاد تمایل دارند با ورزش بیشتر و تغذیه سالمتر نسبت به افراد ناراضی از خود بیشتر مراقبت کنند.

خلاصه تمام این هفت مورد این است که: منتظر فردا نباشید. همین حالا شادی را انتخاب کنید!



منبع

چگونه بفهمیم شوهرمان دروغ میگوید؟ (۱۹ راه تشخیص دروغ همسر)


چگونه بفهمیم شوهرمان دروغ میگوید؟ (۱۹ راه تشخیص دروغ همسر)

ممکن است همه ما گاهی مجبور شویم و دروغ بگوییم. اما باید بدانید که دروغ گفتن بیش از حد یا مخرب می تواند به روابط شما با همسرتان آسیب جبران ناپذیری وارد کند.

می خواهید بدانید که چگونه می توانید تشخیص دهید که همسرتان دروغ می گوید یا خیر؟ تشخیص دروغگو معمولا آسان نیست و سوء ظن های شما می تواند مانع رسیدن به حقیقت شود. البته نشانه هایی وجود دارد که با تکیه بر آنها می۲توانید متوجه دروغ گفتن طرف مقابل بشوید.

در این مطلب از مجله آلامتو به نشانه هایی که در تشخیص دروغ همسرمان به ما کمک می کنند، می پردازیم. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


چرا مردم در روابطشان به هم دروغ می گویند؟

مردم به دلایل زیادی گاهی ترجیح می دهند به جای گفتن حقیقت، دروغ بگویند. البته ممکن است برای این کار دلایل زیادی داشته باشند. دلایل دروغگویی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تلاش برای محافظت از احساسات دیگران
  • اجتناب از درگیری، خجالت و یا مجبور به مواجه شدن با عواقب رفتارشان
  • ترس از طرد شدن یا از دست دادن همسر
  • پنهان کردن کاری که انجام داده یا انجام نداده اند
  • حفظ کنترل یک موقعیت
  • نشان دادن خودشان به عنوان فردی خوب، موفق، خاص یا با استعدادتر از آنچه هستند
  • به تعویق انداختن تغییر در شیوه زندگی

در حالی که ممکن است فرد برای محافظت از احساسات شریک زندگی خود یا اجتناب از درگیری دروغ بگوید، اما این دروغ ها و دروغ های دیگر با کاهش اعتماد و صمیمیت باعث ایجاد مشکل در روابط می شوند.


نشانه های دروغگویی

در حالی که دانستن برخی از علائم معمولی دروغ می تواند مفید باشد، اما درک نادرست از چنین رفتارهایی نیز می تواند مشکل ساز شود. در واقع اگر معتقد هستید که کسی به شما دروغ می گوید، فقط احتمال ۵۰ درصد وجود دارد که درست حدس زده باشید.

از آنجا که تشخیص دروغ همیشه آسان نیست، برای تشخیص دروغ روی این علائم حساب نکنید. فقط به این دلیل که کسی برخی از رفتارهای زیر را نشان می دهد، لزوما به این معنی نیست که او دروغ می گوید.

  1. اجتناب از تماس چشمی، نگاه به چپ و راست، خیره شدن به جایی دیگر و یا دور شدن از شما در حین صحبت
  2. مردد بودن
  3. مبهم بودن، ارائه جزئیات اندک
  4. تطابق نداشتن زبان بدن و حالات چهره با آنچه گفته می شود
  5. تأکید بر “نه” هنگام صحبت
  6. بالا انداختن شانه ها
  7. عرق کردن صورت و مخصوصا بالای ابروها
  8. قرار دادن یک مانع مانند یک میز یا یک صندلی در مقابل خود
  9. رفتارهای متفاوتی مانند عمل نکردن به روش معمول
  10. گرفتن حالت دفاعی به خود
  11. بازی با موهایش
  12. انکار مستمر اتهامات
  13. ارائه اطلاعات و جزئیات بیشتر از آنچه لازم است
  14. دست زدن به چانه یا مالیدن ابروها
  15. حرکات غیر طبیعی بازو و دست
  16. متوقف کردن مکالمه و مکث کردن های مکرر
  17. آرامش غیر معمول
  18. نوسانات غیرمعمول صدا، انتخاب کلمه، ساختار جمله
  19. عدم تمایل به تماس با همسر در طول مکالمه

ممکن است عصبی بودن، حواس پرتی یا عدم تماس چشمی را با دروغگویی اشتباه بگیرید، این ممکن است منجر به درک اشتباه یا برچسب زدن اشتباه رفتارهای همسرتان شود.

تشخیص سرنخ های غیرکلامی دروغ گفتن دشوار است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است.


تاثیر دروغگویی در رابطه

برخی از دروغ ها ممکن است بی ضرر به نظر برسند و دروغ گفتن های گاه به گاه تاحدودی اجتناب ناپذیر است اما حتی دروغهای اندک و نادر نیز می تواند باعث بی اعتمادی و سایر مشکلات در روابط شود.

  • کاهش اعتماد: اگر همسرتان مدام دروغ بگوید، می تواند تأثیر مستقیمی بر اعتماد داشته باشد. هرچه بیشتر دروغ بگویند، کمتر به او اعتماد می کنید یا به صداقت او ایمان ندارید.
  • صمیمیت کمتر: صمیمیت مستلزم آسیب پذیری عاطفی است، که بدون پایه اعتماد و صداقت تقریباً غیرممکن می شود.
  • کاهش شفقت و همدلی: دروغگویی تشخیص احساسات دیگران را دشوار می کند و این دشوار بودن تشخیص احساسات به نوبه خود می تواند مهربانی و همدلی شما را نسبت به آن شخص کاهش دهد.
  • دروغ و فریب بیشتر: یک مطالعه نشان داد که مغز می تواند با عدم صداقت سازگار شود. به عبارت دیگر، هرچه کسی بیشتر دروغ بگوید، مغز او بیشتر به دروغ عادت می کند.

نحوه برخورد با همسر دروغگو

اگر مشکوک هستید که همسرتان با شما صادقنیست و دروغ می گوید، مراحلی وجود دارد که می توانید با شفقت نسبت به همسرتان و خودتان واکنش نشان بدهید.

  • به حس خودتان تکیه کنید. شناخت و حسی که نسبت به همسرتان دارید قطعا دقیق تر از تلاش برای شناسایی رفتارهای کلیشه ای است که اغلب با دروغگویی همراه است.
  • انتظارات واقع بینانه و درست داشته باشید. به عنوان مثال، انتظار این که همسرتان در هر دقیقه از روز به شما بگوید دقیقاً کجاست و چه می کند، یک درخواست غیر منطقی است. داشتن انتظارات نادرست ممکن است همسرتان را مجبور به دروغگویی کند.
  • قبل از پاسخ دادن، به آنچه همسرتان به شما می گوید فکر کنید. وقتی همسرتان چیزی را که فکر می کنید دروغ است نقل می کند، قبل از هرگونه واکنش نشان دادن، لحظه ای صبر کنید و به چیزی که می گوید فکر کنید. این به شما فرصتی می دهد تا هر یک از الگوهای دروغگویی همسرتان را پردازش کنید و شما را از واکنش نادرست و لحظه ای باز می دارد.
  • سوالات مستقیم بپرسید یا حرفهای همسرتان را به چالش بکشید. یک مطالعه انجام شده در سال ۲۰۰۸ پیشنهاد می کند که در این شرایط با او تماس چشمی داشته باشید و سپس درخواست کنید که داستان را برعکس بیان کند. دروغ گفتن تلاش قابل توجهی می طلبد، بنابراین اگر از همسرتان بخواهید داستان خود را به ترتیب زمانی بازگو کند، تشخیص شکاف های داستان و سایر شاخصهای رفتاری ممکن است آسان تر باشد.

آیا باید با همسر دروغگو برخورد کرد؟

برخی از کارشناسان معتقدند هرچه زودتر همه کارت ها روی میز قرار بگیرند و هرچه زودتر صداقت بار دیگر در مشارکت مطرح شود، بهتر است. با این حال، قبل از این که همسرتان را با شبهات خود روبرو کنید، می توانید منتظر بمانید تا اطلاعات و حقایق بیشتری را کشف کنید.

آیا باید همسری که دروغ گفته را ببخشیم؟

اینکه آیا شریک خود را به خاطر دروغ گفتنش می بخشید یا نه، یک انتخاب بسیار فردی است که ممکن است به الگوی رفتاری قبلی او و همچنین میزان آسیب ناشی از دروغ بستگی داشته باشد. به این ترتیب، فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که دروغ گفتن او در رابطه تا چه حد قابل قبول است.

مطمئناً بخشیدن خیانت به همسر سخت تر از دروغ گفتن در مورد خوش گذرانی با همکارانش است.

با این حال ، به خاطر داشته باشید که کینه توزی می تواند بهزیستی و روابط شما را از بین ببرد ، بنابراین تمام تلاش خود را برای اطلاع از آسیب خود انجام دهید و در نهایت دروغ را بپذیرید. بخشیدن همسرتان به این معنا نیست که شما رفتار دروغگو یا آزاردهنده را پذیرفته اید.

اگر با مشکلات ناشی از دروغ گفتن در رابطه دست و پنجه نرم می کنید ، مشاوره ازدواج را در نظر بگیرید. حتی اگر همسرتان با شما نمی رود ، صحبت با یک مشاور ازدواج می تواند به شما در کنار آمدن با دروغ گفتن کمک کند و شما را رها کرده و ببخشد تا بتوانید ادامه دهید.



منبع

چگونه صبر خود را زیاد کنیم؟ ۲۲ راه صبور بودن و افزایش قدرت صبر


چگونه صبر خود را زیاد کنیم؟ ۲۲ راه صبور بودن و افزایش قدرت صبر

گاهی اوقات حتی صبورترین انسان‌ها نیز توان مقاوت دربرابر موضوعی را ندارند و صبرشان لبریز می‌شود، در این شرایط چه کاری میتوان کرد؟

صبر چیزی نیست که معمولاً به عنوان یک ویژگی مثبت در رزومه ذکر شود، اما شکی نیست که افراد صبور از بودن در محیط کار و زندگی روزمره لذت بیشتری می برند.

صبر داشتن و صبور بودن یک مهارت است و خبر خوب اینکه راهکارهایی وجود دارد که می توانید از طریق آن، این مهارت را تقویت کنید. در این مطلب از آلامتو، به معرفی مزایای صبر و ۲۲ روش برای افزایش مهارت خود در این زمینه می پردازیم. با ما همراه باشید.


فواید صبور بودن

یک فرد صبور بودن، چه در محل کار و چه در زندگی خصوصی شما فواید بی شماری دارد. به طور کلی به این معنی است که یک فرد صبور:

  • به عنوان فردی آرام و متشخص شناخته می شود
  • بهتر می تواند بر اهداف تمرکز کند
  • می تواند تصمیمات منطقی تری بگیرد
  • کمتر مستعد عصبانی شدن شدید است
  • می تواند چیزهای جدیدی یاد بگیرد (به جای تسلیم شدن از روی بی حوصلگی)
  • به دلیل استرس کمتر، سلامت روانی قوی تری دارد

چگونه صبرمان را زیاد کنیم؟


  1. صبور بودن را تمرین کنید

ممکن است ساده به نظر برسد، اما تمرین کردن واقعا یک راه منطقی برای تقویت صبر شماست. چگونه مهارت های خود را در نواختن پیانو بهبود می بخشید؟ یا چطور در آشپزی پیشرفت کرده اید؟ تمرین و تمرین و تمرین!

بدون شک زندگی روزمره فرصت های زیادی را برای تمرین صبر در اختیار شما قرار می دهد، اما اگر ترجیح می دهید هنگام تمرین تمرکز و کنترل بیشتری داشته باشید، چند مورد از موارد زیر را امتحان کنید:

  • یک رمان دشوار مانند جنگ و صلح بخوانید
  • یک پازل بزرگ یا یک کتاب سودوکو را تکمیل کنید
  • از وسایل نقلیه عمومی برای کار استفاده کنید
  • در حالی که منتظر قرار ملاقات هستید، خود را از نگاه کردن به موبایلتان منع کنید
  • به دوست یا یکی از اعضای خانواده، پیشنهاد نگهداری از کودکش را بدهید

همه این وظایف به صبر نیاز دارند. اینها شما را مجبور به منتظر ماندن می کنند و شما را وادار می کنند تا انتظارات را که کلید صبورتر شدن هستند، برطرف کنید.


  1. بر دلیل بی صبری خود تمرکز کنید

آیا از انتظار در صف فروشگاه متنفر هستید زیرا گرسنه هستید و می خواهید برای غذا خوردن زودتر به خانه بروید؟ یا دلیل دیگری برای این بی صبری دارید؟

دلایل واقعی دلیل احساس بی صبری خود را بررسی کنید. وقتی این دلایل را تصدیق می کنید، ممکن است موقعیت بهتری برای کنترل این احساسات داشته باشید و از استرس در مورد آنها دست بردارید.


  1. شرایط را بپذیرید

گاهی اوقات، چند دقیقه به اندازه یک عمر طول می کشد. هنگامی که در چنین شرایطی هستید، مانند توقف یا گیر افتادن در ترافیک، ممکن است بسیار ناراحت شوید. شما بدون هیچ کنترلی بر وضعیت، منتظر هستید.

با این حال، سعی کنید به یاد داشته باشید که این شرایط گذراست. این موقعیت ها تهدید کننده زندگی نیستند، بنابراین اگرچه ممکن است لذت بخش نباشند، اما مطمئناً قابل تحمل هستند. یادگیری تشخیص و پذیرش ناراحتی ممکن است کنار آمدن با آن را آسان تر کند.


  1. حواستان را پرت کنید

بسیاری از شرایطی که صبر می طلبد، به سادگی شما را ملزم به منتظربودن می کند، مانند هواپیما سواری طولانی یا صف طولانی در رستوران. در این سناریوها، هیچ کاری نمی توانید برای سرعت بخشیدن به کارها انجام دهید، اما می توانید آن زمان را به بهترین نحو سپری کنید، بنابراین حواستان را پرت کنید.

به پادکست گوش دهید، یک ایمیل سریع که قصد نوشتن آن را دارید تایپ کنید، مرحله بعدی بازیتان را شروع کنید. همیشه راه هایی برای پر کردن زمان وجود دارد.


  1. ببینید چه چیزی باعث بی صبری شما می شود

اگر اول صبح ببینید که لامپ حمام‌تان سوخته، احتمالاً کمی بیشتر از یک ناراحتی جزئی در روز شما ایجاد می شود. اگر این اتفاق برای چهارمین بار در این ماه اتفاق افتاده، صبور بودن در این شرایط خیلی سخت تر می شود.

اکثر ما عوامل محرک مشترکی داریم که باعث ایجاد احساس بی صبری می شوند و اغلب از رویدادهای تکراری ناشی می شوند. این می تواند هر چیزی باشد، از همسایگان پر سر و صدا گرفته تا بچه‌ای که کفش هایش را بعد از مدرسه مرتب نمی کند.

تشخیص این عوامل محرک می تواند به شما در مدیریت واکنش هایتان کمک کند. شما می توانید راه هایی برای کاهش یا اجتناب از این شرایط بیابید، یا یاد بگیرید که بپذیرید که آنها همچنان به وجود خواهند آمد و بی صبری شما کوچکترین کمکی نخواهد کرد.


  1. همدلی را تمرین کنید

در بسیاری از موارد، دلیل بی صبری شما شخص دیگری است و در بیشتر موارد، کمی همدلی می تواند راهگشا باشد.

به عنوان مثال، تصور کنید که پشت یک آقا یا خانم مسن در صف خواربارفروشی گیر کرده اید و وقتی نگاه می کنید که چگونه پولهایشان را به آرامی می شمارند، عصبانی می شوید.

در این شرایط لحظه ای وقت بگذارید و به یاد بیاورید که همدل باشید نه بی صبر. حتی اگر آنها باعث معطل شدن شما شده اند، آنها را درک کنید و فکر کنید که بستگان سالخورده خودتان هستند.


  1. مدیتیشن و ذهن آگاهی را تمرین کنید

مدیتیشن و ذهن آگاهی ابزارهای مفیدی برای مقابله با هرگونه احساس منفی هستند و مخصوصاً برای بی صبری موثر هستند.

ذهن آگاهی به عنوان یک مهارت ذهنی در نظر گرفته می شود که در آن فرد به لحظه حال خود توجه می کندذهن آگاهی به فرد اجازه می دهد از افکار و احساسات خود آگاه شده و قدردان چیزهای کوچک باشد. مدیتیشن فرصتی برای تنفس ساده، احساس آرامش بدن و تمرکز بر چیزی است که می تواند به بازسازی تفکر کمک کرده و تمرکز را از احساسات منفی دور کند.

این دو روش با هم می توانند پادزهر قدرتمندی برای استرس بی صبری ارائه دهند و مطالعات مختلف حتی تأثیرات مثبت آنها را در کاهش فشار خون، کاهش اضطراب و استرس و بهبود گردش خون ثبت کرده اند.


  1. از برنامه های تقویت صبر استفاده کنید

این روزها برای همه چیز یک برنامه وجود دارد، بنابراین طبیعتاً نرم افزاری وجود دارد که می تواند به شما در بهبود صبر، استرس زدایی و بهبود ذهن آگاهی کمک کند.

در اینجا چند برنامه که می تواند به شما کمک کند را معرفی می کنیم:

  • Headspace – راهنمای مدیتیشن شخصی
  • Smiling Mind – یک برنامه ذهن آگاهی است که به شما امکان می دهد روحیه خود را ارزیابی کنید
  • Personal Zen – یک برنامه مبتنی بر علم که برای کاهش استرس و اضطراب ایجاد شده است
  • Calm Build Patience – برنامه ای که زمان پاسخگویی پیام شما را به تاخیر می اندازد تا ارسال پیامهای ناخواسته را کاهش دهد
  • Happify – برنامه ای برای ایجاد تاب آوری و بهبود سلامت روان

اگرچه برخی از این برنامه ها صرفاً برای تقویت صبر طراحی نشده اند، اما همه آنها به نوعی بر سلامت روان متمرکز شده اند. سلامت روان نیز می تواند بر تمایل شما به بی صبری تأثیر بگذارد.


  1. بی صبری های خود را یادداشت کنید

گاهی اوقات پذیرفتن یک عادت بد می تواند به کنترل و ترک آن کمک کند. از برنامه دفترچه یادداشت در تلفن خود یا یک دفترچه فیزیکی برای نوشتن هر موردی که باعث بی صبری شما شده، استفاده کنید.

شما قادر خواهید بود به سرعت روندها و عوامل محرک رایج را شناسایی کرده و همچنین ببینید چقدر زمان را برای بی صبری خود تلف می کنید.

شما همچنین ممکن است بتوانید وضعیتی را که اکنون با آرامش بیشتری به آن پرداخته اید، در نظر بگیرید و بفهمید که بی صبری شما بی اساس بوده است. این نتیجه گیری ممکن است شما را برای مقابله با وضعیت مشابه در آینده آماده کند.


  1. به کسانی که شما را بی حوصله می کنند آموزش بدهید

در برخی موارد، بی صبری شما ناشی از بی کفایتی، اشتباهات یا عدم پیروی از روش دیگران است. این بی صبری به طور کلی در محل کار اتفاق می افتد، اگرچه بی حوصلگی همچنین می تواند ناشی از شرکا، دوستان، فرزندان یا شرکتهایی که برای خدمات استفاده می کنید، نیز باشد.

در این موارد، می توانید با گذراندن مدتی برای آموزش افرادی که در این موضوع دخیل هستند، مشکل را حل کنید.

چه کسی در محل کار مرتکب اشتباهات مکرر شود و چه یک شرکت خانه داری که هر هفته خانه شما را به اشتباه تمیز می کند، اینها مسائلی هستند که می توانید با تذکر و آموزش آنها را بهبود بخشید.

به عنوان مثال، اگر احساس بی صبری می کنید زیرا دستیار شما در محل کار مدام ایمیل هایی با غلط املایی ارسال می کند، می توانید برای بهبود وضعیت با او صحبت کنید یا به او کمک کنید تا با نصب برنامه های غلط ‌گیر، کم کم این مشکل را حل کند.


  1. به خودتان استراحت بدهید

به معنای واقعی کلمه به خودتان زمان استراحت بدهید. به مدت ۱۰ دقیقه به بیرون بروید، قدم بزنید و یا به سادگی از علت بی صبری خود دور شوید.

این استراحت سریع می تواند به شما کمک کند تا با خودتان خلوت کرده و به جای بی صبری بی فایده با منطق حل مسئله به موضوع نزدیک شوید.


  1. آنچه را که نمی توانید تغییر دهید بپذیرید

بسیاری از موقعیت های زندگی به صبر نیاز دارد و اغلب هیچ کاری نمی توانید در این مورد انجام دهید.

شاید شما منتظر شنیدن پاسخ از بانک هستید، یا منتظر بهبودی پس از آسیب هستید تا بتوانید دوباره ورزش کنید. این موارد زمان می برد و بی صبری شما کمکی به حل آن نمی کند.

این لحظات را بپذیرید و برای پذیرش آنها تلاش کنید. تجزیه و تحلیل بیش از حد آنها فقط شما را بیشتر تحت فشار قرار می دهد، اما اگر قبول کنید که نمی توانید شرایط را تغییر دهید، آزاد خواهید بود که ذهن خود را به سمت موارد مثبت تری هدایت کنید.

در این سناریوها از یک مانترا استفاده کنید، با خودتان بگویید “این خارج از کنترل من است، بنابراین من تمام تلاش خود را می کنم تا اجازه ندهم استرس بر من حاکم شود.” گاهی اوقات با صدای بلند گفتن مطالب می تواند به شما در درونی کردن موثر آنها کمک کند.


  1. روی تصویر بزرگتر تمرکز کنید

آیا علت بی صبری امروز شما پنج سال دیگر اهمیت خواهد داشت؟ آیا تا پنج ساعت دیگر اهمیت خواهد داشت؟

اگر چیز کوچکی یا ناچیز شما را آشفته یا بی صبر می کند، سعی کنید آن را در چارچوب تصویر بزرگتر قرار دهید. ناراحتی امروز شما، چند روز دیگر به نظرتان بی مورد خواهد آمد. پس برای چیزی که گذرا و موقتی است خودتان را اذیت نکنید.


  1. هدف را به خاطر بسپارید

به یاد آوردن هدف راهی است که می توانید با در نظر داشتن دلیل خاصی بی صبری تان را تحمل کنید و از کنار آن بگذرید.

به عنوان مثال، تحمل کردن جیغ و دادهای یک کودک نوپا هرگز آسان نیست، اما دلیل این کار این است که به او بیاموزید که جیغ زدن باعث نمی شود به خواسته خود برسد. یا شاید شما شرایط سختی را در محل کار تحمل می کنید، زیرا می دانید که پشتکار شما باعث ارتقاء شما می شود. این ارتقای شغلی هدف والای شماست.


  1. راههای سالم برای کاهش بی صبری خود بیابید

یافتن راه حلی سالم برای احساسات منفی یک مهارت مفید برای هر کسی و برای هر احساس ناخواسته‌‌ای است.

برخی از طریق انواع مختلف ورزش، مانند دویدن یا یوگا، راه حلی پیدا می کنند، در حالی که برخی دیگر به ابزارهای خلاقانه مانند نوشتن روی می آورند، و برخی دیگر از فعالیتهایی مانند آشپزی یا باغبانی لذت می برند.

راهکارهایی را برای ناامیدی خود پیدا کنید و هر زمان که احساس کردید دچار خستگی شدید، به آنها مراجعه کنید.


  1. به دیگران نگاه کنید

به اطرافتان بنگرید. دیگران چگونه با شرایط سخت مشابه شما، برخورد می کنند؟ می توانید از افراد دیگر یاد بگیرید. ببینید که چگونه با شرایط برخورد می کنند و از واکنش آرام آنها برای تقویت صبر خود تقلید کنید.


  1. به خاطر داشته باشید که یک شبه صبور نخواهید شد

این کمی کنایه آمیز به نظر می رسد، اما صبور باشید.

برای مهارت آموزی در هر زمینه ای به آموزش منظم نیاز است و یادگیری صبورتر بودن نیز از این قاعده مستثنی نیست.

بدانید که در این راه اشتباه خواهید کرد، بی حوصله خواهید شد و تلاش خواهید کرد. بدانید که یک هفته تلاش برای استراتژی صبورتر بودن جادو نمی کند. ایجاد عادت به زمان نیاز دارد و تنها راه رسیدن به هدف این است که به سادگی به تلاش خود ادامه دهید.


  1. گاهی اوقات به خودتان اجازه بدهید که بی صبر باشید

برخی از وقایع در زندگی وجود دارد که بسیار طاقت فرسا و بسیار ناامید کننده هستند و نمی توان تنها یک نفس عمیق کشید و به راه خود ادامه داد. در این لحظات نادر، می توانید به خودتان اجازه بدهید که بی تابی کنید.

این که به خود بگویید دیگر هرگز بی صبر نخواهید شد، شبیه این است که بگویید دیگر سیب زمینی سرخ کرده نمی خورم. و درست مانند یک رژیم غذایی سخت، لذت بردن گاه به گاه می تواند کلیدی برای گام برداشتن محکم تر باشد.


  1. بر دستاوردهای کوچک تمرکز کنید

برخی از فرایندها زمان زیادی طول می کشد و ممکن است این احساس وجود داشته باشد که با وجود تلاش های بسیار هیچ پیشرفتی نداشته اید.

با این حال، حتی در این موارد، احتمالاً موفقیت های کوچکی (حتی ناچیز) کسب کرده اید. روی این بردهای کوچک تمرکز کنید تا به خودتان یادآوری کنید که در حال پیشرفت هستید.

یک مثال خوب خرید خانه است. این فرایند با بازدید از خانه های به ظاهر بی پایان، صحبت با تعداد بی شماری از املاک، مقایسه گزینه های وام مسکن، بررسی جوانب مثبت و منفی نقاط مختلف حومه آغاز می شود و این تازه آغاز کار است.

این فرآیندی است که به صبر نیاز دارد، اما هر تصمیمی که گرفته می شود شما را یک قدم به هدف نهایی نزدیک می کند. آن لحظات کوچک را به عنوان مراحل فردی که شما را به قله می رساند جشن بگیرید.


  1. در مناطق دیگر تنش زدایی کنید

غالباً از دست دادن صبر یک علامت است. ممکن است شما بیش از حد خسته، استرسی یا ناراحت باشید. این شرایط فضایی را ایجاد می کند که در آن کوچکترین شکایت می تواند سخت ترین مانع باشد.

به جای اینکه تمرکز خود را بر حفظ آرامش خود در شرایط سخت بگذارید، انرژی خود را به سمت کاهش استرس در سایر مناطق سوق دهید.

این می تواند به این معنی باشد:

  • انجام کارهای کمتر
  • تفویض وظایف بیشتر
  • مرخصی گرفتن
  • اولویت بندی خواب
  • رزرو تعطیلات

  1. به صبر و شکیبایی خود افتخار کنید

وقتی صبر را یک مهارت می دانید، می توانید به خودتان اجازه دهید به آن افتخار کنید.

وقتی به صبر و شکیبایی خود افتخار می کنید، خود را به عنوان فردی که در صبر کردن و صبور ماندن ماهر است، خواهید دید.

در یک لحظه پرتنش، این یادآوری به خود می تواند به شما کمک کند تا خونسردی خود را حفظ کرده و جز صبر و حوصله چیزی از خود نشان ندهید.


  1. از دیگران کمک بخواهید

در نهایت، اگر وضعیتی نیست که بتوانید آن را بهبود بخشید، ممکن است بتوانید به جای آن از دیگران کمک بخواهید.

به عنوان مثال، شاید هنگام نوشتن گزارشی در محل کار با سایر اعضای تیم مشارکت نداشته باشید. قبل از اینکه به سرعت صبر خود را نسبت به همه از دست بدهید، در این مورد با مدیران ارشد صحبت کنید و برای اطمینان از ایفای نقش اعضای تیم خود درخواست کمک کنید.



منبع

چگونه زندگی را سخت نگیریم؟ ۴۰ درس برای داشتن زندگی بهتر


چگونه زندگی را سخت نگیریم؟ ۴۰ درس برای داشتن زندگی بهتر

در این که زندگی سخت است، هیچ شکی نیست. در واقع این سخت بودن زندگی نوعی روند است که ما هر از چندگاهی آن را طی می کنیم. بله زندگی سخت است، اما فراموش نکنیم که زندگی جنبه های دیگری هم دارد و با چیزهای بد همیشه خوبی هایی همراه است، حتی اگر در آن زمان چنین احساسی نداشته باشیم.

در این مطلب از مجله آلامتو، ابتدا ۵ دلیل سخت بودن زندگی و در ادامه ۴۰ درس از زندگی را باهم مرور می کنیم. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


۵ دلیل سخت بودن زندگی


  1. خودخواه هستید

اگر شما فرد خودخواهی هستید، طبیعی است که زندگی برایتان سخت تر از بقیه بگذرد. فردی که خودخواه است همیشه تمرکزش را روی خودش می گذارد و توجه چندانی به بقیه ندارد. این تمرکز بیش از حد روی خود، باعث می شود سختی زندگی را بیشتر از دیگران لمس کند.

وقتی تمرکزتان را از خود دور می کنید و به دیگران فکر می کنید، این امر باعث می شود متوجه شوید که زندگی خودتان چقدر خوب است و این به شما کمک می کند تا قدردان چیزهایی که زندگی دارید باشید.

وقتی تمرین شکرگزاری می کنیم نه تنها از جهان به خاطر همه چیزهایی که داریم تشکر می کنیم، بلکه به طور کلی از زندگی سپاسگزاریم و این باعث می شود سختی زندگی خیلی کمتر شود.


  1. آدم ریاکار و متظاهری هستید

فرد ریاکار فردی است که حرف می زند بدون آنکه به حرف هایش عمل کند.

قطعا برای فردی با این خصوصیات جنبه سرگرم کننده زندگی کمرنگ تر است و آنطور که باید از زندگی لذت نمی برد. به عنوان مثال می گویید می خواهید در سال جدید ۱۰ کیلوگرم از وزنتان را کم کنید. این حرف را می زنید اما هیچ کاری برای عملی کردن آن انجام نمی دهید. این همان چیزی است که زندگی را سخت تر از آن که باید باشد، می کند.

اگر کارهایی که در موردشان حرف می زنید را عملی کنید، زندگی بسیار ساده تری خواهید داشت، حتی اگر گاهی اوقات احساس ناراحتی کنید.


  1. آنطور که فکر می کنید آزاد نیستید

در حالی که انسان ها دوست دارند آزاد باشند و طبق اراده خودشان پیش بروند، حقیقت این است که عوامل زیادی در تصمیم گیری و انتخاب ما در زندگی نقش دارند. ما حجم عظیمی از اطلاعات را با خود حمل می کنیم که اراده کنترل آن دست خودمان نیست. این افکار اغلب نحوه تصمیم گیری و نحوه زندگی را تعیین می کنند.

وقتی نحوه تفکر و احساس خود را بررسی می کنید، ممکن است دریابید که اراده آزاد شما با اطلاعاتی که نمی دانید از کجا به درون شما رسوخ کرده، به خطر افتاده است. شاید وقت آن رسیده که طرز تفکر را در پیش بگیریم. نه؟


  1. مسئولیت پذیر نیستید

من فکر می کنم مسئولیت پذیری قوی ترین ویژگی ما در زندگی است. زیرا واقعیت این است که شما در نهایت مسئول همه اتفاقات زندگی خود، از جمله شادی و ناراحتی، موفقیت ها و شکست ها و کیفیت روابط خود هستید.

با این حال، تعداد کمی از مردم مسئولیت زندگی خود را بر عهده می گیرند. آنها ترجیح می دهند دیگران را سرزنش کرده و قربانی کنند و به همین دلیل است که زندگی برای آنها بسیار سخت است.


  1. تحت تاثیر افراد دیگر هستید

مهم نیست که چقدر روی خودتان کار می کنید، زیرا در پایان روز شخص دیگری منتظر خواهد بود تا حباب شما را بترکاند.

بار بزرگ زنده بودن این است که نمی توانیم افراد دیگر را کنترل کنیم. ما فقط می توانیم احساس خود و نحوه واکنش نشان دادن در برابر شرایطی که برای ما پیش می آید، را کنترل کنیم.


۴۰ درس بی رحمانه درباره زندگی

یکی از دردناک ترین تجربیاتی که من تا به حال تجربه کرده ام، درگذشت یک دوست صمیمی بود. او سرطان داشت و ماههای آخر زندگی اش را وقف خدمت به دیگران کرده بود. در روز آخر زندگی اش، او به من گفت که بزرگترین حسرت زندگی اش این است که چرا زندگی با هدف و اشتیاق را زودتر شروع نکرده است.

از آن روز، من سعی کردم زندگی خود را به بهترین نحو سپری کنم و هرگز روزی را در راهی که او پشیمان شده بود تلف نکنم. در اینجا ۴۰ حقیقت سخت وجود دارد که از توصیه های او گرفته شده است، ممکن است از خواندن برخی از آنها ناراحت شویم، اما این حقیقت زندگی است.

  1. تغییر ناراحت کننده است. تغییر همیشه عجیب و غریب و ناراحت کننده خواهد بود، ماهیت تغییر این است. صبور باشید و منتظر بمانید تا تغییر به یک قاعده تبدیل شود.
  2. نحوه واکنش شما به یک موقعیت مهمتر از خود موقعیت است. اگر فکر می کنید زندگی باید ساده و بدون مشکل باشد، خودتان را دست انداخته اید. همیشه انتخاب های دشوار و موقعیت های سخت وجود خواهد داشت و بازی درست با کارت ها بهترین راه برای پیشرفت در زندگی است.
  3. شما بدترین منتقد خودتان هستید. شما هرگز اعتباری را که شایسته آن هستید به خودتان نمی دهید و باید آن را تصدیق کنید. شما می توانید بیش از حد به خودتان سخت بگیرید و باید از قدرت خود احساس خوبی داشته باشید.
  4. بیش از حد از خودتان غافل می شوید. این کاری است که همه ما انجام می دهیم. مراقب خودتان، نیازها و خواسته هایتان باشید. زمانی که به خودتان اهمیت بدهید زندگی شما از هر نظر بسیار بهتر خواهد شد.
  5. وقت و انرژی خود را برای چیزهایی که به آنها اهمیت نمی دهید هدر ندهید. به راحتی می توان خود را در تلاش های بیهوده خسته کرد. اما زندگی کوتاه تر از آن است که آن را وقت انجام کارهای بیهوده کنیم.
  6. اگر توجه نکنید حواس پرتی می تواند زندگی شما را تحت تأثیر قرار دهد. به خودتان نگاهی بیندازید: آیا زندگی شما پر از حواس پرتی است؟ آیا می توانید بدون آنها کار کنید؟ برای تسلط بر زندگی خود عوامل حواس پرتی را کاهش بدهید و بیشتر تمرکز کنید.
  7. اضطراب بخشی از زندگی است. شما هرگز احساس اعتماد به نفس واقعی نخواهید کرد، بنابراین منتظر آن سطح خیالی دست نیافتنی از اعتماد به نفس نباشید، زیرا از آن به عنوان بهانه استفاده می کنید.
  8. انتظار برای شرایط مناسب، زندگی شما را تلف می کند. همیشه در انتظار رسیدن به بهترین شرایط، بهترین روزهای زندگی مان را از دست می دهیم. باید یاد بگیریم که تا وقتی خودمان دستبه کار نشویم شرایط تغییری نمی کند.
  9. خیال پردازی خطرناک است. یادآوری گذشته یا خیال پردازی درباره آینده می تواند باعث شود که تنها قسمت مهم زندگی یعنی زمان حال خود را از دست بدهید.
  10. شما به چیزهایی که نمی خواهید بشنوید گوش نمی دهید. بسیاری از ما با حبابی از نظرات و حقایق خودمان را احاطه کرده ایم که به ما احساس راحتی می دهند. ما شکست می خوریم زیرا هرگز آنچه را که نمی خواهیم بشنویم به کار نمی گیریم.
  11. سخت ترین دیوارها در رشد بیشتر شما کمک می کنند. هر شرایط سختی به شما کمک می کند تا کمی بالاتر بروید و کمی قوی تر شوید. چالش ها را بپذیرید و خودتان را قوی تر کنید.
  12. حتی بهترین استادان شطرنج می دانند چه زمانی باید عقب نشینی کنند. زندگی یک بازی مانند شطرنج است که باید بدانید چه زمانی باید جلو بروید و عقب نشینی کنید. همه چیز در مورد قدم گذاشتن در موقعیت برنده است، صرف نظر از جایی که ممکن است باشد.
  13. توجه کنید. هرکسی، می تواند چیزی به ما یاد بدهد. هر مانع و هر تعاملی می تواند معلم شما باشد. دقتتان را بالا ببرید.
  14. همیشه به آنچه می خواهید نمی رسید. این موضوع را بپذیرید. یاد بگیرید که به جای امتناع از بازی، با چیزهایی که دارید بازی کنید.
  15. مانند قربانی رفتار کردن، شما را به یکی از آنها تبدیل می کند. دست از شکایت کردن بردارید؛ زندگی عادلانه نیست. از رفتار کردن مانند یک قربانی دست بکشید و کمی قوی تر بودن را یاد بگیرید.
  16. گاهی اوقات نیاز است فقط عبور کنیم. در زندگی مواقعی پیش می آید که ما مجبوریم از افراد یا بخشهای خاصی از زندگی خود عبور کنیم. این را بپذیرید و سعی نکنید هر طور که شده چیزی را حل کنید. گاهی حل کردن یک مشکل یعنی گذشتن از آن!
  17. شکستن عادت ها سخت ترین چیزهای دنیاست. مراقب عادت های روزانه خود، به ویژه عادات منفی باشید. دائماً به الگوهای سمی، که همیشه سعی می کنند به زندگی شما بازگردند، باز نگردید.
  18. قدرت ذهنی خود را دست کم نگیرید. ذهن شما می تواند هر کاری را که روی آن تمرکز کنید انجام دهد. از قدرت ذهنی خود تا حد بالقوه استفاده کنید.
  19. نمی توانید یک شبه عادت های مثبت ایجاد کنید. تغییر مدتی طول می کشد. اگر برای بهتر شدن خود تلاش می کنید، صبر داشته باشید و انتظار یک شبه ره صد ساله رفتن را نداشته باشید.
  20. صبر و انتظار چیزهای متفاوتی هستند. منتظر اتفاقات نباشید؛ صبر این است که خودتان را یک قدم جلو ببرید و در این مورد مثبت فکر کنید.
  21. مردم همیشه در مورد احساسات خود نسبت به شما صادق نیستند. کارهایی که انجام می دهند مهمتر از حرفهایی است که می زنند. افراد را با کارها و اعمالشان بسنجید.
  22. اجازه ندهید عوامل سطحی نحوه قضاوت درباره دیگران را مشخص کند. برای عناوین، پول و دستاوردها را ارزشمند ندانید؛ در عوض، برای فروتنی، مهربانی و صداقت ارزش قائل شوید.
  23. محبوبیت مهم نیست. زندگی خود را بدون توجه به محبوبیت در بین دیگران سپری کنید. کاری را که می خواهید انجام دهید را برای رسیدن به هدفتان انجام بدهید، نه جلب توجه دیگران!
  24. منابع اعتبارسنجی خود را ارزیابی کنید. زندگی خود را با ناامیدی در جستجوی اعتبار دیگران پیش نبرید. اعتبارسنجی واقعی فقط می تواند از درون ایجاد شود.
  25. به حس خودتان اعتماد کنید. آنچه را که واقعاً احساس می کنید و آنچه واقعاً می خواهید را فراموش نکنید؛ در دنیای پر از دغدغه امروز به راحتی می توان ارزش های واقعی خود را از دست داد.
  26. “سرم شلوغه” بدترین بهانه است. ما همیشه “بیش از حد مشغول” هستیم. اما یافتن زمان برای انجام کاری نشان می دهد که برای آن ارزش قائل هستید.
  27. به چیزهایی چسبیده اید که شما را از بین می برد. افراد و چیزهایی را که در زندگی دارید، ارزیابی کنید: اگر آنها به شما در پیشرفت کمک نمی کنند، پس یعنی شما را پایین می کشند.
  28. بزرگترین ابرقدرت شما حفظ آرامش است. بیش از حد واکنش نشان ندهید و مسائل را شخصی نکنید. آرام بودن و حفظ آرامش را یاد بگیرید.
  29. افکار منفی بخشی از زندگی هستند. اجازه دادن به جولان روزهای بد شما را از رسیدن به رویاهایتان باز می دارد. بله افکار منفی هم بخشی از زندگی هستند، اما باید راه کنترل آن را بیاد بگیرید.
  30. استرس از درون ناشی می شود. مهم نیست که یک موقعیت چقدر سخت یا دشوار باشد، نحوه واکنش شما به آن از درونتان ناشی می شود. فشار و استرس را از روی خودتان بردارید و زندگی را ساده تر کنید.
  31. زندگی همیشه خواهد داد و خواهد گرفت. وقتی زندگی چیز مهمی را از شما می گیرد، به یاد داشته باشید که چیزهای جدیدی را نیز به شما می دهد که باید دوستش داشته باشید. زندگی در حال تغییر مداوم است.
  32. از طریق بخشش به آرامش برسید. کینه توزی بیش از دیگران به خودتان آسیب می زند. آشفتگی درونی خود را با بخشیدن کسانی که به شما ظلم کرده اند حل کنید.
  33. هیچ کس برای همیشه بد نمی ماند. ما همیشه در حال تغییر هستیم. قضاوت کسی بر اساس سابقه او و بی توجهی به اینکه چقدر تغییر کرده، بی انصافی است. به دیگران فرصت رشد دهید.
  34. اجازه ندهید اختلافات به نفرت تبدیل شود. حل اختلافات و جلوگیری از تبدیل آن به نفرت یکی از بهترین راههای رسیدن به آرامش است.
  35. انسان بودن را بیاموزید. جهان مدرن مقداری از انسانیت ما را از ما گرفته است. انسانیت را تمرین کنید. لبخند بزنید، با دیگران صحبت کنید و به حرف هایشان گوش کنید. تمام وقت روزتان را صرف خیره شدن به صفحه گوشی نکنید.
  36. ما وقت جنگیدن نداریم. عمر ما آنقدر کوتاه است که جنگیدن با دیگران وقت آن را بیهوده تلف می کند. پس چرا به جای لذت بردن از آن، وقت خود را با مشاجره و دعوا تلف کنیم؟
  37. انتظارات از دیگران فقط شما را دل شکسته می کند. هیچوقت و از هیچکس انتظار نداشته باشید؛ فقط به خاطر چیزهایی که دارید و کارهایی که دیگران برایتان انجام می دهند، قدردانی کنید.
  38. همه به شیوه شما پاسخ نمی دهند و عمل نمی کنند. اگر فکر می کنید مردم همانطور که شما با آنها رفتار می کنید با شما رفتار خواهند کرد، فقط خودتان را برای ناامیدی آماده می کنید.
  39. افراد مثبت یکدیگر را جذب می کنند. طرز فکر و عمل شما اطرافیانتان را تعیین می کند. اگر می خواهید افراد خوبی در اطرافتان باشند، پس شما نیز باید خوب باشید.
  40. هیچ چیز برای همیشه دوام ندارد. به اطراف خود نگاه کنید و تشکر کنید. قدر داشته های خود را بدانید. عشق، زندگی و شادی موهبت هایی است که خدا به ما داده و باید قدردان آن باشیم.
همچنین بخوانید: چگونه زندگی را ساده بگیریم



منبع

آداب پیامک زدن؛ ۱۰ اشتباه رایج در اس ام اس


آداب پیامک زدن؛ ۱۰ اشتباه رایج در اس ام اس

استفاده از پیام کوتاه از طریق موبایل یا شبکه های اجتماعی به یک روش متداول برقراری ارتباط تبدیل شده است اما باید بدانید که هر پیامی را نمیتوان در قالب sms ارسال کرد.

همه ما در طول روز به آدم‌های زیادی مانند خانواده، دوست یا همکارمان پیام می‌دهیم و از این طریق ارتباط برقرار می کنیم. اما آیا تا به حال به رفتارتان در هنگام پیام دادن توجه کرده اید؟

دانیل پست سنینگ، نویسنده و سخنگوی موسسه امیلی پست بایدها و نبایدهایی در مورد پیام دادن مطرح کرده است. در این مطلب از آلامتو این بایدها و نبایدها را عنوان می کنیم. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


  1. سریع جواب بدهید

وقتی پیامی دریافت می کنید، سعی کنید سریع پاسخ دهید.

پست سننینگ می گوید: « وقتی کسی به شما پیام می دهد انتظار دارد که زود جوابش را بدهید. فقط در صورتی که زمان مناسبی برای پاسخگویی نیست، منتظر بمانید و بعداً این کار را انجام دهید.»


  1. در لحظات نامناسب پیام ندهید

همه ما دوستانی داریم که در لحظاتی مانند زمان تماشای فیلم در سینما، حضور در مراسم ختم و سوگواری و … شروع به پیام دادن می کنند و گوشی موبایل شان لحظه ای از دستشان نمی افتد.

ارسال پیام در مجامع عمومی را می توان نوعی بی ادبی دانست. پست سنینگ می گوید: “بزرگترین اشتباهی که مردم انجام می دهند این است که به زمانو مکانی که در آن پیام می‌دهند فکر نمی‌کنند.”

آیا در چنین شرایطی تماس تلفنی برقرار می کنید؟ احتمالاً نه، بنابراین همین قاعده در مورد ارسال پیام نیز صدق می کند. اگر نمی توانید منتظر بمانید، خود را از فیلم، رویداد یا میز شام معاف کنید و در خارج از جایی که مزاحم دیگران نمی شوید، پیام دهید.


  1. پیام های کوتاه بدهید

بهتر این تا حد امکان خلاصه وار پیام بدهید. اگر چیزهای زیادی برای گفتن دارید، پیام را به چند متن تقسیم کنید، تا خواندن آن برای گیرنده راحت تر باشد.


  1. اخبار حساس ارسال نکنید

دادن خبرهای حساس یا منفی با پیامک، یکی از بدترین کارهایی است که می توانید انجام دهید. به طور مشابه، سایر اخبار تغییر دهنده زندگی مانند اخراج از کار یا مرگ در خانواده نیز نباید با پیامک ارسال شود. پیامهای دارای محتوای احساسی بهتر است از طریق تلفن یا به صورت حضوری منتقل شوند.

برقراری ارتباط با تلفن یا به صورت حضوری باعث می شود لحن و صدا، حالات چهره و زبان بدن نسبت به کلمه نوشتاری منتقل شود و احتمال اینکه پیام شما نادرست تفسیر شود یا طرف مقابل صدمه ببیند کمتر است.


  1. قبل از ارسال پیامتان را دوباره بخوانید

ممکن است پیامی که نوشته اید، اشتباهاتی داشته باشد یا از کلمات خوبی برای پیام دادن استفاده نکرده باشید. وقتی که قبل از ارسال دوباره آن را بخوانید می توانید اشتباهات آن را تصحیح کنید.


  1. پیوست زیاد ارسال نکنید

ارسال یک عکس یا پیوند مهم بسیار خوب است، اما ارسال پیام بیش از حد جالب نیست. قطعا شما نمی خواهید فردی باشید که افراد را با عکس های نوزاد یا عکس دورهمی یا ناهارتان کلافه می کند.

قطعا دوست ندارید مردم را با چیزهایی که به آنها علاقه ندارند غرق کنید یا هر چیزی را که ممکن است آنها را شوکه یا آزرده خاطر کند ارسال کنید.


  1. فراموش نکنید که گیرنده پیام را دوباره بررسی کنید

در مورد عملکرد تکمیل خودکار در قسمت “ارسال” متن بسیار مراقب باشید. تایپ اولین حروف نام شخص و تکیه بر تکمیل خودکار برای انجام بقیه موارد می تواند باعث ایجاد موقعیت ناخوشایندی شود و شما پیام را برای شخص دیگری بفرستید.


  1. از دستور زبان مناسب استفاده کنید

ممکن است در هنگام پیام دادن برخی از کلمات را به صورت مخفف به کار ببریم که این کار اشتباهی است.

پست سنینگ می گوید: “همه مختصر نویسی را خوب تفسیر نمی کنند و ممکن است به خوبی متوجه منظور شما نشوند.”

افزودن شکلک یا ایموجی برای انتقال احساسات شما بسیار خوب است، فقط در استفاده از آنها زیاده روی نکنید. ایموجی های زیاد می تواند متن شما را از دوست داشتنی به آزاردهنده تبدیل کند.


  1. خیلی زود یا دیر پیام ندهید

برخی از افراد از تلفن همراه خود به عنوان یک ساعت زنگ دار استفاده می کنند، در حالی که برخی دیگر هر بار که یک پیام دریافت می شود گوشی شان به صدا در می آید. برای جلوگیری از بیدار شدن فرد، خیلی زود یا دیر پیام ندهید.

پست سننینگ می گوید: “قانون پیام دادن از ۷ صبح تا ۹ شب است، اما اگر فرد را خوب می شناسید، احتمالاً می توانید این محدوده را کمی جلو ببرید.”


  1. هرگز هنگام رانندگی پیام ندهید!

حواس پرتی رانندگان با ارسال پیام کوتاه اغلب باعث تصادفات مرگبار رانندگی می شود. اگر نیاز است فوری یک پیام ارسال کنید، پارکینگ کنید و متن خود را ارسال کنید.



منبع

مقایسه رابطه عشق و پول


مقایسه رابطه عشق و پول

پول می‌تواند عشق ایجاد کند اما نمی تواند آن را بخرد.

پول و عشق دو مقوله مهم زندگی هستند که اغلب مورد بحث قرار می گیرند. برخی فکر می کنند پول مهم تر از عشق است، زیرا معتقدند بدون پول رابطه هم از دست خواهد رفت. از سوی دیگر، برخی از مردم فکر می کنند عشق مهمتر از پول است، به اعتقاد این افراد با پول نمی توان عشق خرید. در این مقاله، شما کشف خواهید کرد که در زندگی پول برایتان مهم تر است یا عشق. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.

برای کسانی که فکر می کنند پول مهمتر از عشق است، آنها چنین اعتقادی دارند زیرا معتقدند پول چسبی است که این زوج را در کنار هم نگه می دارد. بدون پول، آنها نمی توانند خانه ای را بخرند تا با هم زندگی کنند. بدون پول، نمی توانند در سینما فیلم تماشا کنند و قرار ملاقات بگذارند. بدون پول، نمی توانند برای بچه دار شدن و ایجاد یک خانواده شاد برنامه ریزی کنند.

از سوی دیگر، زندگی بدون عشق یک زندگی پوچ است. بدون عشق، هر کاری که انجام می دهید بی معنی به نظر می رسد. بدون عشق، احساس کامل بودن نخواهیر کرد و همیشه فکر می کنید جای چیزی در زندگی تان خالی است. مهمتر از همه، کسی وجود نخواهد داشت که خوشحالی ها و اتفاقات خوب زندگیتان را با او جشن بگیرید. حتی اگر ثروتمند باشید و تمام پول دنیا را داشته باشید، آیا این امر باعث نمی شود که عشق مهم تر از پول باشد؟


چرا پول مهم است؟

مقایسه رابطه عشق و پول

به نظر شما چرا پول مهم است؟ خوب، این یک سوال بی فایده است. مردم هر روز از این پول برای خرید وسایل استفاده می کنند. شما از پول برای پرداخت قبوض خود استفاده می کنید، با پول مواد غذایی موردنیازتان را می‌خرید و از این پول برای خرید خانه یا پرداخت اجاره بها استفاده می کنید. با این تفاسیر پول داشتن واقعا مهم است. بدون پول، مردم نمی توانند راحت زندگی کنند.

پول جریان زندگی انسان ها را تعیین می کند، به ویژه در این دنیای مدرن. وقتی هیچ پولی ندارید، زندگی اغلب دردناک و دشوار خواهد بود. پول برای شما آزادی به ارمغان می آورد. اگر افرادی را دیده اید که بدهی های جدی دارند و برای تأمین هزینه های خود به دنبال پول هستند، آنوقت است که می فهمید پول داشتن چقدر مهم است.

پول یک بخش مهم از زندگی هرکس محسوب می شود. آیا می دانید که پول داشتن به معنای داشتن یک منبع است و استفاده از پول می تواند منابع دیگری را نیز ایجاد کند؟ هر چیزی که ما در زندگی روزمره خود استفاده می کنیم، مستقیم یا غیر مستقیم ارزش پولی دارد.


پول زندگی شما را راحت می کند

با پول، می توانید هر آنچه را که در زندگی می خواهید بخرید. به عبارت دیگر، پول داشتن باعث می شود زندگی راحتی داشته باشید. وقتی که پول کافی دارید، می توانید برای نیازهای ضروری مانند غذا و مواد غذایی هزینه کنید.  وقتی پول بیشتری دارید، می توانید پولتان را برای اقلام لوکسی مانند خانه بزرگتر یا ماشین اسپرت خرج کنید یا حتی از آن برای امور خیریه استفاده کنید. با پول می توانید به افراد نیازمند کمک کنید. پول ابزاری است که اگر از آن به درستی استفاده شود، بیشتر مسبب خیر است تا شر.

با همه این حرف‌ها، پول مهم است زیرا نیازهای اولیه را برای بقا تأمین می کند. مهمتر از آن، وقتی پول دارید، زندگی راحتی را تجربه خواهید کرد.


پول می تواند سلامتی شما را حفظ کند

می‌دانم تعجب کردید، اما بله، پول داشتن باعث می شود بیشتر به سلامتتان بها بدهید. پول می تواند با مراقبت های بهداشتی مدرن برای افزایش طول عمر انسان، به شما در بهبود سلامت و داشتن یک شیوه زندگی سالم کمک کند. به عنوان مثال، می توانید برای یک رژیم غذایی مناسب و سالم هزینه کنید، می توانید مواد مغذی و مکمل بخرید، می توانید در ورزشگاه ورزش کنید و هنگامی که بیمار هستید، می توانید داروهای مناسب دریافت کنید.

به علاوه، زمانی که پول دارید، می توانید برای معاینه منظم از پزشک خود وقت بگیرید. به این ترتیب، شما می توانید از بیماری های جدی جلوگیری کنید نه اینکه مجبور شوید هنگامی که به آن مبتلا شدید، آن را درمان کنید.

بسیاری از مردم برای معاینات پزشکی مراجعه نمی‌کنند، زیرا پول کافی برای پرداخت هزینه این گونه مراقبت‌ها را ندارند.


پول فرصت های بیشتری را برای شما به وجود می‌آورد

وقتی ثروتمند هستید و پول دارید، می توانید با خرید ملک سرمایه گذاری کرده و یا کارآفرینی کرده و شغل‌های بیشتری ایجاد کنید. بدون پول، همه چیز سخت‌تر می شود. به عنوان مثال، وقتی خانه ای را برای فروش دیدید که قیمت آن کمتر از بازار است و می دانید که این یک معامله کاملا خوب است، می توانید وقتی پول نداشته باشید چطور می خواهید آن خانه را بخرید؟

این بدان معنا نیست که شما نمی توانید خانه را بخرید و معامله را تضمین کنید، این بدان معناست که بدون پول، همه چیز به این راحتی نخواهد بود و شما باید راههای دیگری برای حل مشکل پیدا کنید. بنابراین، پول فرصت هایی را برای شما به وجود می آورد. با پول می توانید سرمایه گذاری کرده و کسب و کارها را رونق دهید. یا حتی می توانید پول را در اختیار فرزندان خود قرار دهید تا مجبور نباشند از صفر شروع کنند. هیچ کس نمی خواهد ببیند که فرزندانشان زندگی را به سختی شروع می کنند. پول می تواند به شما، خانواده و جامعه امنیت ببخشد.


پول می تواند به دیگران کمک کند

با پول می توانید به افرادی که نیازمند هستند، کمک کنید. به همین دلیل است که پول و اعمال خیرخواهانه می تواند جهان را به مکان بهتری تبدیل کند. در سال ۲۰۱۰، بیل گیتس و وارن بافت، ثروتمندترین مردان جهان، کمپینی را برای تشویق افراد ثروتمند به بخش اعظم ثروت خود در امور خیریه اعلام کردند. از سال ۲۰۱۷، ۱۵۸ فرد ثروتمند از جمله مارک زاکربرگ، خالق فیس بوک، این تعهد را امضا کرده اند و مجموع تعهدات آنها بیش از ۳۶۵ میلیارد دلار است. به این صورت می‌بینیم که با پول می‌شود بسیاری از مشکلات دیگران را حل کرد و به آن‌ها کمک کرد.

در عین حال، پول به شما آزادی می دهد. شما این آزادی را دارید که انتخاب کنید چه چیزی بخورید، چه چیزی بخرید، در کدام خانه بمانید و چه خودرویی سوار شوید. بدون پول، انتخاب‌های شما محدود خواهد بود. اگر پول ندارید، نمی توانید برای اقلام لوکس هزینه کنید، بنابراین آزادی شما محدود است.


پول خدمات آموزشی بهتری برای شما فراهم می کند

قطعا بدون پول فرد قادر به تحصیل کردن و درس خواندن نخواهد بود. علاوه بر این، وقتی پول مازاد برای خرج کردن دارید، می توانید کتاب بخرید، در کلاسهای دیگر مانند سمینار یا کارگاه شرکت کنید، برای یادگیری نحوه آشپزی، نحوه سرمایه گذاری یا نحوه انجام بهتر کارها پول پرداخت کنید.


چرا عشق مهم است؟

عشق را می توان به عنوان یک احساس و همچنین یک شیوه زندگی توصیف کرد. اکثر مردم فکر می کنند که عشق مهمترین چیز در زندگی است.


عشق به شما این امکان را می‌دهد که با دیگران ارتباط برقرار کنید

هیچ کس نمی تواند از عشق فرار کند. احساسات و عواطف در سیستم بیولوژیکی ما ساخته شده اند، هیچ راهی وجود ندارد که کسی بتواند از احساس محبت و عشق فرار کند. این به شما امکان می دهد با دیگران رابطه صمیمی برقرار کنید، به شما احساس کامل بودن می دهد و تا حدی به همین دلیل است که مردم در این دنیا زندگی می کنند.

موارد زیادی وجود دارد که به موجب آن افراد می توانند کاری خارق العاده و فداکاری کنند بدون اینکه در ازای افرادی که دوستشان دارند چیزی درخواست کنند. این به سادگی نشان می دهد که عشق مهمترین چیز در زندگی است و نه پول.


عشق منبع انرژی و انگیزه است

وقتی عاشق کارهایی هستید که انجام می دهید، بهتر تلاش می کنید و عملکرد بهتری خواهید داشت. این همچنین به این معنی است که افرادی که عاشق کار، حرفه، خانواده، پاتنر و … هستند، در زندگی بهتر عمل می‌کنند.

افرادی که خانواده دارند و خانواده خود را دوست دارند، می خواهند برای زندگی بهتر خانواده خود تلاش کنند. افرادی که عاشق هستند می خواهند برای شریک زندگی خود نیز عملکرد بهتری داشته باشند. به علاوه، اگر عاشق کار خود هستید و مشتاق آن هستید، تمام تلاش خود را می کنید تا نتایج خارق‌العاده ای به دست آورید.

در حقیقت، عشق چیزی است که موفقیت و در نتیجه پول را به دنبال دارد. عشق شما را کامل می کند. وقتی عملکرد بهتری داشته باشید، موفق‌تر می شوید. هنگامی که موفق هستید، حقوق بیشتری دریافت می کنید یا درآمد بهتری کسب می کنید و پول بیشتری دارید.

عشق باعث می‌شود شما با دیدی مثبت به جهان نگاه کنید. عشق به شما انگیزه می دهد و می توانید از این منبع انرژی برای رسیدن به اوج بیشتر در زندگی استفاده کنید.


عشق شما را سالم و خوشحال می کند

مطالعات ثابت کرده است که وقتی مردم احساس دوست داشتن و دوست داشته شدن می‌کنند، رفاه کلی آنها بهبود می یابد و کمتر احتمال دارد بیمار شوند. هنگامی که کسی را دوست دارید، سیستم بیولوژیکی شما بهتر عمل می کند تا ایمنی شما را بهبود بخشد.

علاوه بر این، عشق می تواند به شما احساس شادی بدهد. به همین دلیل است که عشق حسی است که همه دنبال آن هستند. به هیچ وجه نمی توانید در این دنیا به تنهایی زندگی کنید. احساس پوچی خواهید کرد.

انسانها موجوداتی هستند که تمایل به زندگی گروهی دارند. شما به سادگی نمی توانید تنها زندگی کنید. برای زندگی و پیشرفت باید با دیگران در ارتباط داشته باشید و از حمایت آن‌ها انرژی و انگیزه بگیرید.


عشق شما را مهربان می کند

همه ما می دانیم که میل به عشق و مراقبت از دیگران سخت و عمیق است زیرا تحقق این خواسته سطوح شادی ما را افزایش می دهد.

به عبارت دیگر  عشق باعث می شود با دیگران نیز مهربان بوده و به دیگران کمک کنیم، اینگونه حال خودمان را هم بهتر می کنیم.

یک مطالعه انجام شده است که در آن شرکت کنندگان به عنوان بخشی از آزمایش ۵ یا ۲۰ دلار دریافت کردند. سپس از شرکت کنندگان خواسته می شود که پول را برای خود یا دیگران خرج کنند. کسانی که این پول را برای دیگران خرج کردند، شادی بیشتری نسبت به کسانی که این پول را برای خود خرج کردند، تجربه کردند.

آنچه جالب تر است این است که مبلغی که برای دیگران هزینه می شود در سطح شادی تفاوتی ایجاد نکرده است. به عبارت دیگر، کسانی که ۵ دلار برای دیگران خرج کردند، به اندازه کسانی که ۲۰ دلار خرج کردند، خوشبخت بودند.


عشق شما را به سوی کشف خود هدایت می کند

عشق می تواند چیزهای زیادی در مورد خود ما آشکار کند که ممکن است قبلاً آنها را نشناخته باشیم. این به این دلیل است که وقتی عاشق دیگران هستید، چیزهای زیادی در مورد سلیقه ها، ترجیحات، اخلاق، عادات و واکنش های خود به طرف مقابل نشان می دهید. در نتیجه، این به شما امکان می دهد خود را بهتر بشناسید.

علاوه بر این، عشق شما را به نسخه ای بهتر از خودتان تبدیل می کند. وقتی عاشق هستید، با همه مهربان خواهید بود، از همه اتفاقاتی که در زندگی شما می افتد قدردانی خواهید کرد و تمایل بیشتری برای کمک خواهید داشت.

به غیر از این، عشق شما شما را نترس می کند. چیزهایی که از آنها می ترسید وقتی عاشق می شوید ناپدید می شوند. شما می دانید که همیشه کسی را دارید تا در هر جا که به او نیاز دارید به شما کمک کند. اگر در یک رابطه شاد هستید، می دانید که شریک زندگی شما همیشه در کنار شماست. با وجود گذراندن یک روز سخت، وقتی در خانه یا در کنار معشوق خود هستید احساس بسیار خوبی خواهید داشت.


مقایسه رابطه عشق و پول

با همه این تفاسیر، آیا عشق مهمتر است یا پول؟

در حال حاضر، باید درک کنید که هم پول و هم عشق در زندگی مهم است. پس از مطالعه اطلاعات ارائه شده در بالا، باید بدانید که عشق و پول وظایف خاص خود را در زندگی دارند و ما برای پیشرفت به هر دو نیاز داریم. هر دو می توانند در نوع خود برای زندگی ما مهم باشند.

پول نباید هدف اصلی رابطه شما باشد. موفقیت مالی معمولاً در نتیجه مشارکت ناشی از عشق حاصل می شود. به همین دلیل داشتن پول و عشق بسیار مهم است.

هر بار که کاری را تنها به دلیل کسب درآمد انجام می دهید، احساس می کنید که درون شما خالی است. و هر بار که پول ندارید، احساس افسردگی می کنید و زندگی می تواند سخت باشد. پول هدف یک رابطه نیست، اما اغلب به نوع خود بر روابط تأثیر می گذارد.


پول یک ابزار است

همیشه به یاد داشته باشید که پول یک ابزار است. بدون پول، بسیاری از فرصت ها و آزادی خود را برای ایجاد اتفاقات از دست خواهید داد.

از طرف دیگر، با پول می توانید به مردم کمک کنید و رویاهایتان را به واقعیت تبدیل کنید. آیا می خواهید به جهان سفر کنید؟ با پول می توانید به راحتی این رویا را محقق کنید. بنابراین، پول یک ابزار است. شما باید نحوه استفاده عاقلانه از این ابزار را بیاموزید.

به جای اجازه دادن به پول برای کنترل زندگی و روابط خود، یاد بگیرید چگونه آن را به کار گیرید. یاد بگیرید که پول خود را کنترل کرده و آن را افزایش دهید.

لطفاً درک کنید که پول بد نیست، بلکه این حرص است که بد است. پول شما را تبدیل به یک فرد بد نمی کند. این پول فقط ابعاد بیشتری از آنچه که در حال حاضر هستید را نشان می دهد. به عنوان مثال ، اگر یک فرد خوش قلب ثروتمند شود، کارهای بیشتری انجام می دهد، به امور خیریه کمک می کند و به کسانی که نیاز دارند کمک می کند. در مقابل، اگر شخص بد ثروتمند شود، از پول برای تحقق بخشیدن به تمام ایده های بد خود استفاده می کند.

بنابراین، پول نه خوب است و نه بد. پول فقط ابزاری است که می تواند به شما در تحقق میل درونی شما کمک کند.


عشق می تواند شما را ثروتمند کند

مقایسه رابطه عشق و پول

شما بارها و بارها شنیده اید که مربیان موفقیت و افرادی که نتایج فوق العاده ای در زندگی به دست آورده اند، همیشه به این نکته اشاره کرده اند که عشق و اشتیاق مهم است.

استیو جابز سخنرانی آغازین خوبی در دانشگاه هاروارد دارد ، او گفت: “کار شما بخش بزرگی از زندگی شما را پر خواهد کرد و تنها راه رضایت واقعی انجام کاری است که به نظر شما کار بزرگی است. و تنها راه انجام کارهای بزرگ دوست داشتن کاری است که انجام می دهید. “

همه چیز از عشق شروع می شود. اگر می خواهید موفقیت های بزرگی را در زندگی به دست آورید، یاد بگیرید که خود، کار و اطرافیان خود را دوست داشته باشید. با عشق به کار و اطرافیان، شادتر خواهید بود و می توانید نتایج بهتری را ارائه دهید.

و وقتی در زندگی بهتر عمل کنید، به موفقیت های بیشتری دست خواهید یافت. در ادامه موفقیت های بیشتر، درآمد بیشتری خواهید داشت و در نتیجه، پول بیشتری خواهید داشت. به همین دلیل است که عشق مهم است و می تواند شما را ثروتمند کند.

به یاد داشته باشید، این بدان معنا نیست که پول مهم نیست یا افراد فقط با عشق می توانند به عظمت برسند. رسیدن به عظمت بدون عشق امکان پذیر است، اما در نهایت، در درون خود احساس پوچی می کنید.

عشق یک ساختار پشتیبانی برای شماست. با عشق می دانید که فردی را خواهید داشت که به شما ایمان دارد، به شما اعتماد دارد و می خواهد موفقیت شما را ببیند. این یک احساس مهم است و این احساس می تواند زندگی شما را به سطح بالاتری از رضایت برساند. به همین دلیل است که شما باید عشق را در زندگی و در هر کاری که انجام می دهید پیدا کنید.

دوست داشتن و دوست داشته شدن را بیاموزید تا بتوانید انرژی بیشتری برای رسیدن به موفقیت داشته باشید. در عین حال، یاد بگیرید که از پول به عنوان ابزاری برای رسیدن به رویاهایتان استفاده کنید.



منبع

از کجا بفهمیم مردی عاشقمان شده است؟ ۸ رفتاری که عشق واقعی مرد را نشان می دهد


از کجا بفهمیم مردی عاشقمان شده است؟ ۸ رفتاری که عشق واقعی مرد را نشان می دهد

به گزارش آلامتو به نقل از سایت powerofpositivity؛مردان و زنان عشق و محبت خود را به شیوه های مختلفی نشان می دهند. شیوه ابراز عشق در مردان ممکن است کمی برای زنان سردرگم کننده باشد.

واقعیت این است که مردان و زنان به شیوه متفاوتی فکر می کنند. عموما زن ها حساسیت بیشتری دارند اما مردان تلاش می کنند عشق و محبت خود را پنهان کنند. در این مقاله قصد داریم رفتارهایی را بیان کنیم که نشان دهنده عشق واقعی مردان است.


  1. به خوبی به حرف هایتان گوش می دهد:

معمولا خانم ها شنونده های خوبی نسبت به آقایان هستند. اگر بخواهیم صادق باشیم باید بگوییم که برخی از مردان اصلا مهارت های شنیداری را ندارند.

مسئله مهم و جذاب این است که مردان همیشه بر روی مواردی که برایشان جذاب است تمرکز می کنند. به همین خاطر زمانی که یک مرد نه تنها به حرف های شما گوش می دهد بلکه به آن توجه دارد و با هوشمندی به آن پاسخ می دهد می توانید مطمئن باشید که شما را دوست دارد.


  1. از قربانی شدن واهمه ای ندارد:

فداکاری های شخصی زمانی که عاشق فردی هستید به راحتی رخ می دهد. در حقیقت، مردانی که عاشق هستند از اینکه عشقشان ناراحت باشند واهمه دارند. به همین خاطر تلاش می کنند در چنین شرایطی برای خوشحالی طرف مقابل فداکاری کنند. در این شرایط تلاش می کنند برنامه های خود را عوض کنند یا طبق نظر شما رفتار نمایند.


  1. اسیب پذیری را از خود نشان می دهد:

مردان از بروز رفتارهایی که نشانه ضعفشان باشد واهمه دارند. در رابطه عاشقانه، این رفتار آقایان تغییر می کند.


  1. در هر شرایطی ظاهر طرف مقابل را دوست دارد:

در روزهای آغازی ازدواج همه افراد سعی می کنند ظاهر خوبی داشته باشند.

زمانی که رابطه به پیش می رود و طولانی تر می شود احساس راحتی نیز در میان دو فرد شکل می گیرد. در این شرایط افراد دوست دارند راحت تر لباس بپوشند و زیاد اهمیتی به ظاهر خود نمی دهند. یک مرد عاشق ، ظاهر طرف مقابل خود را در هر شرایطی دوست دارد.


  1. از داشتن طرف مقابل به خود می بالد:

در یک رابطه عاشقانه، مرد واقعی در مورد طرف مقابل به خود می بالد و از اینکه درباره اش صحبت کند هیچ شرمی ندارد. در حقیقت، هر کاری که شما انجام می دهید باعث ایجاد غرور و خوشحالی در او می شود.


  1. برای شما می جنگد:

اگر مردی احساس کند که طرف مقابلش در خطر است یا مشکلی دارد برایش می جنگد. او حتی برای به دست آوردن عشق خود نیز مبارزه می کند.


  1. با شما می جنگد:

ما در مورد مبارزه هایی که باعث ناراحتی طرف مقابل می شود صحبت نمی کنیم. ما در مورد مقابله های فیزیکی و دعواهای شخصی صحبت نمی کنیم.

اگر مردی عاشق طرف مقابل باشد و از لحاظ احساسی بر روی او سرمایه گذاری کرده باشد، در مقابل از دست دادن او می جنگد حتی اگر این جنگیدن در مقابل خود فرد باشد. چرا؟ چون از دست دادن کسی که عاشقش است او را ناراحت می کند.


  1. با دوستان و اعضای خانواده تان با احترام رفتار می کند:

اگر کسی شما را دوست داشته باشد طبیعی است که برای افراد مهم زندگیتان نیز ارزش و احترام قائل شود. دلیل این امر بسیار ساده است. او دوست ندارد شما را ناراحت کند و آسیبی به احساستان وارد نماید



منبع

چرا عاشق میشویم؟ چرا به عشقمون نمیرسیم؟


چرا عاشق میشویم؟ چرا به عشقمون نمیرسیم؟

وقتی که پای عشق به میان بیاید لحظه‌ها دیگر مثل قبل نیستند، خواب و خوراک عاشق با فرد معمولی کاملاً متفاوت و است گویا در عالمی دیگر زندگی میکند!

به گزارش آلامتو به نقل از سایت مردمان؛ همه ما دوست داشتن را تجربه کرده ایم. والدین، برادر و خواهر، دوستان و حتی حیوانات خانگیمان را دوست داشته ایم. اما دوست داشتن عاشقانه کمی تفاوت دارد. عشق حسی عمیق و جدید است که با انواع دیگر دوست داشتن فرق دارد.

همچنین بخوانید: دلایل دوست داشتن یک نفر

چرا عاشق میشویم؟

عشق ورزیدن و مورد عشق قرار گرفتن به زندگی ما غنا میبخشد. آدمها وقتی به دیگران احساس نزدیکی کنند، شادتر و حتی سالمتر خواهند بود. عشق کمک میکند احساس کنیم مهم هستیم، درکمان میکنند و احساس امنیت کینم.

اما هر نوع عشق حس خاص خود را دارد. حس عشقی که برای والدینمان احساس میکنیم با آنچه برای برادر کوچکمان یا دوست صمیمیمان داریم فرق میکند. و دوست داشتنی که در روابط عاشقانه تجربه میکنیم خود نوع بسیار خاصی از عشق است.

توانایی ما برای حس کردن عشق از دوران نوجوانی آغاز میشود. نوجوانان همه جهان حس عاشقانه مجذوبیت را احساس میکنند. حتی در فرهنگهایی که به افراد اجازه ابراز اینگونه احساسات داده نمیشود، باز هم این احساسات وجود دارند.

ایجاد احساسات عاشقانه و جذبه جنسی به دیگران بخشی طبیعی از بلوغ است. این احساسات جدید میتوانند بسیار هیجان انگیز یا حتی در ابتدا گیج کننده باشند.


ترکیبات جادویی روابط عاشقانه

عشق آنقدر احساس انسانی قدرتمندی است که دانشمندان مداوماً درحال تحقیق و بررسی روی آن هستند. آنها دریافته اند که عشق سه خصوصیت اصلی دارد:

  1. مجذوبیت بخش شیمی عشق است. درواقع همان علاقه فیزیکی–حتی جنسی–است که دو طرف را به سمت هم میکشاند. مجذوبیت مسئول میل ما به بوسیدن و در آغوش گرفتن فردی است که به او عشق میورزیم. دقیقاً به همان دلیل است که وقتی آن فرد به ما نزدیک است مضطرب میشویم و دست و پایمان را گم میکنیم.
  2. نزدیکی پیوندی است که وقتی ایجاد میشود که افکار و احساساتی که با هیچکس در میان نمیگذاریم را به آن فرد بروز میدهیم. وقتی این حس نزدیکی را داشته باشید، احساس حمایت، امنیت و درک شدن میکنید. اعتماد بخش مهمی از آن است.
  3. تعهد قول و وعدهای است که طبق آن باید در پستی و بلندیهای رابطه به طرف مقابل خود وفادار بمانیم.

این سه ویژگی عشق میتوانند برای شکل گیری انواع مختلف رابطه با هم ترکیب شوند. مثلاً نزدیکی بدون مجذوبیت نوع دوست داشتنی است که با دوست صمیمیمان داریم. مسائل مهم زندگی و رازهایمان را با آنها درمیان میگذاریم، از آنها حمایت میکنیم و آنها هم پشتمان هستند. اما عاشقانه مجذوب آنها نیستیم.

مجذوبیت بدون نزدیکی مثل یک هوس زودگذر است. شما نسبت به یک نفر احساس جذبه جسمی میکنید اما به اندازه کافی او را خوب نمیشناسید تا با او احساس نزدیکی کرده و بتوانید تجربیات شخصی زندگیتان را با او درمیان بگذارید.

دوست داشتن عاشقانه زمانی است که مجذوبیت و نزدیکی با هم باشند. بسیاری از روابط اول با مجذوبیت شروع میشوند (عشق در نگاه اول) و بعد منجر به نزدیکی میشود. در بسیاری از موارد هم نزدیکی در یک رابطه دوستی به مجذوبیت کشیده میشود و دو طرف متوجه میشوند که چیزی که بینشان از بیش از یک دوست داشتن ساده است.

برای کسانیکه برای بار اول عاشق میشوند، تمایز قائل شدن بین این حس قوی جدید از مجذوبیت ظاهری و نزدیکی عمیقتری که در عشق اتفاق میافتد، بسیار سخت است.

همچنین بخوانید: تعبیر دیدن معشوق در خواب

عشقی ماندگار یا هوسی سرگرم کننده؟

سومین مولفه یک رابطه عاشقانه، یعنی تعهد، این است که تصمیم بگیرید — باوجود هر تغییر و مشکل که زندگی پدید می آورد– در آینده بعنوان یک زوج کنار هم بمانید.

گاهی اوقات زوجهایی که در دوران دبیرستان عاشق هم میشوند، روابطی متهد ایجاد میکنند که ماندگار میشود. اما بسیاری از روابط هم دوام نمی آورند. اما به این دلیل نیست که نوجوانان قادر به دوست داشتن عمیق نیستند.

در دوران نوجوانی روابط کوتاهتر هستند و دلیل آن این است که نوجوانان به دنبال تجربیات بیشتر و مختلف هستند. همه اینها بخشی از کشف خودمان، ارزشمان و اینکه از زندگی چه میخواهیم است.

دلیل دیگری که در نوجوانی روابط کوتاهتر است این است که هرچه بزرگتر میشویم، آنچه از روابط میخواهیم تغییر میکند. در نوجوانی–مخصوصاً برای پسرها–روابط فقط مجذوبیت ظاهری هستند. اما وقتی به ۲۰ سالگی میرسند، خصوصیات درونی فرد هم اهمیت پیدا میکنند. برای دختران نوجوان نزدیکی اهمیت بیشتری دارد–هرچند از جذابیت ظاهری هم بدشان نمیاید!

در نوجوانی، روابط بیشتر برای سرگرمی هستند. دوستیهای دختر و پسر در این سن بیشتر برای بیرون رفتن با همدیگر و تفریح کردن است. یکی دیگر از دلایل آن هم این است که چون بقیه دوستانتان کسی را دارند، شما هم باید دوستی داشته باشید تا بتوانید در جمعهای آنها شرکت کنید.

در اواخر نوجوانی جنبه سرگرمی این روابط کمتر شده و نزدیک شدن با هم و تکیه کردن به هم اهمیت بیشتری پیدا میکند. دخترها و پسرها وقتی به ۲۰ سالگی میرسند، پشتیبانی، نزدیکی و ارتباط و همچنین عشق برایشان ارزشمند میشوند. این زمانی است که افراد شروع به پیدا کردن کسی میکنند که بتوانند همیشه در کنارش بمانند.

همچنین بخوانید: مردان چگونه ابراز عشق میکنند؟

یک رابطه خوب چطور ساخته میشود؟

وقتی افراد برای اولین بار عاشق شدن را تجربه میکنند، معمولاً با مجذوبیت شروع میشود. احساسات جنسی هم میتوانند بخشی از این مجذوبیت باشند. افراد در این مرحله درمورد یک عشق جدید رویاپردازی میکنند و موقع گوش دادن به آهنگهای مختلف یاد فرد موردنظر خود میافتند.

مطمئناً حس عشق را دارد اما این عشق نیست. هنوز وقت برای تبدیل شدن به نزدیکی که برای عشق لازم است را نداشته است. چون حس مجذوبیت و علاقه جنسی احساساتی جدید است، جای تعحب نیست که آن را با عشق اشتباه بگیریم. همه آنها بسیار شدید و هیجان انگیز هستند و درک آنها دشوار است.

شدت احمقانه دوران شور و مجذوبیت بعد از مدتی کمرنگتر میشود. مثل این میماند که همه انرژیتان را برای بردن یک مسابقه به کار گیرید، این نوع شور و احساسات تند بسیار هیجان انگیز است اما زیادتر از آن است که بتوان برای همیشه آن را نگه داشت.

اگر دوست دارید رابطهای دوام بیاورد، اینجاست که نزدیکی وارد جریان میشود. شدت پرشور زودهنگام کمرنگ شده و پیوندی محبت آمیز جای آن را میگیرد.


چند راه نزدیک شدن آدمها به همدیگر:

  • یاد بگیرید بدهید و بگیرید. یک رابطه سالم درمورد هر دو نفر است، نه اینکه یک طرف چقدر میتواند از آن دیگری بگیرد (یا به او بدهد).
  • احساسات آشکار. یک رابطه خوب و حمایت کننده به افراد امکان میدهد جزئیات خودشان را با هم در میان بگذارند–چیزهایی که دوست دارند و چیزهایی که دوست ندارند، نگرانیها، آرزوها، لحظاتی که به آن افتخار میکنند، ناامنی ها، ترسها و ضعفهایشان.
  • گوش دادن و حمایت کردن. وقتی دو نفر همدیگر را دوست دارند، وقتی طرفمقابل احساس ترس یا عدم امنیت میکند، از او حمایت و پشتیبانی میکنند. آنها هیچوقت، حتی وقتی با آنها مخالفت میکند، طرفمقابلشان را تحقیر نکرده و اذیت نمیکنند.

دادن، گرفتن، آشکار کردن و حمایت کردن یک روند دوطرفه است: یک نفر جزئیاتی از خود را مطرح میکند، دیگری چیز دیگری را درمیان میگذارد و بعد فرد اول برای بیشتر درمیان گذاشتن جزئیات مربوط به خود احساس امنیت بیشتری میکند. به این ترتیب، اعتماد و حمایت دوطرفه کمکم در رابطه ایجاد میشود و هر طرف میداند که وقتی اوضاع زندگی سخت شود، طرف مقابلش کنارش خواهد بود. هر دو طرف برای آنچه که هستند احساس پذیرفته شدن کرده و حس میکنند کسی دوستشان دارد.

شور و مجذوبیتی که زوج در ابتدای رابطه حس میکنند گم نشده است. فقط کمی فرق کرده است. در روابط بادوام و سالم، زوجها احساس میکنند که آن شور و هیجان هرازگاهی میآید و میرود اما نزدیکی بینشان همیشه برقرار است.

اما گاهی اوقات یک زوج نزدیکی خود را از دست میدهد.

برای بزرگسالها رابطه گاهی تبدیل به چیزی میشود که متخصصین آن را «عشق توخالی» مینامند.

این یعنی نزدیکی و مجذوبیتی که یک روز احساس میکردند از بین رفته است و دو طرف فقط به خاطر حس تعهد کنار هم مانده اند. اما این مشکل معمولاً برای نوجوانان پیش نمی آید و روابط آنها معمولاً به دلایل دیگر بر هم میخورد.


چرا روابط برهم میخورند؟

عشق چیزی بسیار حساس و ظریف است. برای دوام نیاز به مراقبت و توجه دارد. روابط هم درست مثل دوستیها، اگر وقت و توجه کافی در اختیار آن قرار داده نشود، ممکن است با شکست روبه رو شوند. این یکی از دلایلی است که باعث بر هم خوردن رابطه بعضی زوجها میشود–ممکن است یک طرف شدیداً سرگرم مدرسه، کارهای فوق برنامه یا کار باشد و وقت کمتری برای رابطه بگذارد. یا وقتی دبیرستان تمام میشود و هر کدام از طرفین به یک دانشگاه میروند که از هم فاصله دارد، رابطه آنها بر هم میخورد.

برای بعضی از زوجهای نوجوان هم با تغییر مسائلی که برای هر طرف مهم است، رابطه دستخوش نابودی میشود. یا وقتی هر طرف یک چیز متفاوتی از رابطه انتظار دارد. گاهی وقتها هر دو طرف میفهمند که رابطه شان به آخر رسیده است و گاهی فقط یکی از طرفین به این نتیجه میرسد و دیگری هنوز به ادامه رابطه تمایل دارد.

همچنین بخوانید: انواع عشق

بگذرید

از دست رفتن عشق برای هر کسی میتواند دردناک باشد. اما اگر اولین عشق واقعیتان است و رابطه قبل از اینکه خودتان بخواهید برهم خورده است، احساس فقدان غیرقابل تحمل خواهد شد. درست مثل حس شور و هیجان اولیه رابطه، تازگی و خامی فقدان و حسرت هم بسیار شدید خواهد بود. به همین دلیل است که میگویند فلانی دلش شکسته است.

وقتی رابطه ای تمام میشود، افراد به حمایت واقعی نیاز دارند. از دست دادن اولین عشق معمولاً چیزی نیست که آمادگی احساسی روبه رو شدن با آن را داشته باشیم. داشتن دوستان نزدیک و اعضای خانواده برای تکیه کردن خیلی خوب است. متاسفانه خیلی ها–معمولاً بزرگسالها–از جوانان توقع دارند که خیلی زود فراموش کرده و به روال عادی زندگی خود برگردند.

اگر قلبتان شکسته است، کسی را پیدا کنید که بتوانید با او حرف بزنید، کسی که دردی که میکشید را بتواند خوب درک کند.

به نظر غیرقابل باور است که وقتی قلبتان شکسته است بتوانید روزی بهتر شوید. اما به تدریج از شدت این احساسات کاسته میشود. و در آخر افراد به سراغ روابط و تجربیات دیگر میروند.

روابط–چه دو هفته طول بکشند، چه دو ماه، چه دو سال و چه تا پایان عمر–همه فرصتهایی برای تجربه عشق در سطحهای متفاوت هستند. ما یاد میگیریم چطور عشق بورزیم و چطور درمقابل آن عشق دریافت کنیم.

عشق فرصتی برای کشف خودمان در اختیارمان قرار میدهد. چیزهایی درمورد خودمان که دوست داریم را یاد میگیریم، چیزهایی که دوست داریم تغییر دهیم و خصوصیات و ارزشهایی که در فرد مقابل به دنبال آن هستیم.

روابط عاشقانه به ما احترام گذاشتن به خود و همچنین به دیگران را یاد میدهد. عشق یکی از کامل کننده ترین چیزهایی است که در زندگی داریم.اگر هنوز برایتان اتفاق نیفتاده، نگران نباشید، وقت زیاد دارید. مطمئن باشید که فرد مناسب شما ارزش صبر کردن را دارد.

همچنین بخوانید: اس ام اس عاشقانه زمستانی



منبع

از بین بردن خراش روی چرم، فلز، چوب، پلاستیک و شیشه


از بین بردن خراش روی چرم، فلز، چوب، پلاستیک و شیشه

نگهداری از هر چیزی ترفندهای خاص خود را دارد؛ در مواقعی که خراش یا ترک بر روی سطوح مختلف ایجاد میشود بسته به جنس میتوانید راهکارهای مختلفی را برای از بین بردن آن امتحان کنید.

یک سهل انگاری و بی دقتی ساده می تواند خراش های ناخوشایندی روی وسایل مورد علاقه شما ایجاد کند. اما ناامید نشوید نیاز به دور انداختن اجسام آسیب دیده نیست. با استفاده از مواد معمولی خانگی می توانید به راحتی خراش های سطحی را برطرف کنید.

در این مطلب از مجله آلامتو مجموعه ای از نکات مفید را ارائه می دهیم که به شما در محافظت از سطوح مختلف در برابر آسیب و خراش کمک می کند. تا انتهای مطلب با ما همراه باشید.


برای حذف یا پنهان کردن خط و خش های جزئی روی سطوح شیشه، از یکی از روش های زیر استفاده کنید:

  • مقداری خمیردندان (بدون گرانول یا سفید کننده) روی یک تکه پنبه یا یک تکه پارچه نخی بریزید و آن را به آرامی با حرکات دورانی به مدت ۱۰ ثانیه به سطح شیشه بمالید. سپس آثار خمیر دندان را با آب پاک کنید.
  • یک لایه نازک روغن گیاهی روی پارچه یا پنبه بریزید و آرام به مدت چند ثانیه روی سطح موردنظر بمالید تا به طور موقت از خراش های سطحی خلاص شوید. با استفاده از مقدار کمی وازلین می توانید این کار را انجام دهید.
  • با مخلوط کردن جوش شیرین معمولی با مقدار کمی آب، یک خمیر جلا دهنده تهیه کنید. مخلوط را روی سطح شیشه بمالید و سپس محل خراشیده را با استفاده از یک تکه پارچه نخی یا پشمی پاک کنید. هرگونه خمیر اضافی را با یک پارچه مرطوب به آرامی بردارید.

خراش روی سطوح چرمی بسیار رایج است. اگر آسیب زیاد جدی نیست، می توانید به راحتی آن را در خانه ترمیم کنید.

  • مقداری روغن نباتی یا روغن بچه بردارید و با یک پنبه روی سطح خراشیده بمالید. روغن را با حرکات دایره ای به سطح بمالید و سپس بگذارید خشک شود. باقی مانده روغن را با یک پارچه تمیز پاک کنید. در صورت لزوم این راهکار را تکرار کنید.
  • یکی دیگر از راههای پنهان کردن خط و خش روی سطح چرم استفاده از لاک ناخن است. یک لاک رنگی متناسب با رنگ چرم انتخاب کنید و مقدار کمی از آن را با خلال دندان روی ناحیه آسیب دیده بمالید.
  • همچنین می توانید خراش ها را با کمک واکس مخصوص چرم از بین ببرید. از طرف دیگر، می توانید از موم معمولی (به عنوان مثال، موم شمع) استفاده کنید. موم را گرم کرده و روی خراش بمالید. سطح آسیب دیده را با یک پارچه پاک کنید.

برای پنهان کردن یا از بین بردن خراش های روی سطوح چوبی توصیه های زیر را دنبال کنید:

اگر با خراش روی چوب تیره روبرو هستید، مطمئناً ید گزینه کمک کننده خوبی است. آن را با آب رقیق کنید و محلول را با استفاده از مقداری پنبه روی نواحی خراشیده بمالید. در صورت لزوم، خراش ها را با لاک الکل بپوشانید.

گزینه دیگر این است که نصف مغز گردو را برداشته و روی نواحی آسیب دیده بمالید. وقتی قسمت خراش خورده تیره رنگ شد، آنها را با یک پارچه پاک کنید، سپس با یک لاک بی رنگ بپوشانید.

اگر سطح چوبی دچار ترک خوردگی شود، می توان آن را با استفاده از سس مایونز به حالت اولیه بازگرداند. مقداری سس مایونز را روی یک پنبه بریزید، روی ناحیه ترک خورده بمالید و پس از برداشتن مقادیر اضافی، اجازه بدهید سس به مدت ۲ الی ۳ روز روی نواحی خراشیده شده بماند. چوب کمی متورم می شود و در ادامه ترک ها بسته خواهد شد.

 در اینجا چند ترفند وجود دارد که به شما کمک می کند خراش های سطوح پلاستیکی را از بین ببرید:

  • عیوب سطوح پلاستیکی صاف را می توان با استفاده از سشوار معمولی پنهان کرد. سشوار را روی حداقل توان تنظیم کنید و جریان هوای گرم را روی قسمت خراش خورده بگیرید. در صورت لزوم، درجه حرارت را افزایش دهید تا علائم ناپدید شوند. ۱۰-۱۵ دقیقه صبر کنید، سپس سطح را صیقل دهید تا خراش ها کاملاً نامرئی شوند.
  • لاک خشگیر اتومبیل نیز می تواند در ترمیم خراش سطوح پلاستیکی مفید باشد. هرگونه کثیفی را از ناحیه آسیب دیده بردارید، سپس محصول را بمالید. در نهایت روی سطح را با یک پارچه تمیز کنید.

ترمیم خراش روی سطوح فلزی

از آنجا که انواع مختلفی از سطوح فلزی وجود دارد، ممکن است روشهای متفاوتی برای ترمیم آنها نیاز باشد. برای از بین بردن خط و خش روی جواهرات، بهتر است از خدمات یک جواهرساز حرفه ای استفاده کنید. از طرف دیگر، سطوح فولادی ضد زنگ آسیب دیده را می توان با موفقیت در خانه برطرف کرد.

  • خراش های روی فولاد ضد زنگ را می توان با مقداری خمیر دندان برطرف کرد. آن را روی ناحیه آسیب دیده بمالید و با یک برس نرم یا یک پارچه نرم در امتداد بافت فلز بمالید. باقی مانده خمیر دندان را با یک پارچه مرطوب تمیز پاک کنید.

هنگام امتحان کردن هر یک از روشهای گفته شده، به خاطر داشته باشید که هیچ یک از آنها به از بین بردن خط و خش عمیق کمک نمی کند. در چنین مواردی، بهتر است با متخصصان مشورت کنید یا محصول آسیب دیده را تعویض کنید.



منبع