چگونه بفهمیم شوهرمان دروغ میگوید؟ (۱۹ راه تشخیص دروغ همسر)


چگونه بفهمیم شوهرمان دروغ میگوید؟ (۱۹ راه تشخیص دروغ همسر)

ممکن است همه ما گاهی مجبور شویم و دروغ بگوییم. اما باید بدانید که دروغ گفتن بیش از حد یا مخرب می تواند به روابط شما با همسرتان آسیب جبران ناپذیری وارد کند.

می خواهید بدانید که چگونه می توانید تشخیص دهید که همسرتان دروغ می گوید یا خیر؟ تشخیص دروغگو معمولا آسان نیست و سوء ظن های شما می تواند مانع رسیدن به حقیقت شود. البته نشانه هایی وجود دارد که با تکیه بر آنها می۲توانید متوجه دروغ گفتن طرف مقابل بشوید.

در این مطلب از مجله آلامتو به نشانه هایی که در تشخیص دروغ همسرمان به ما کمک می کنند، می پردازیم. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.


چرا مردم در روابطشان به هم دروغ می گویند؟

مردم به دلایل زیادی گاهی ترجیح می دهند به جای گفتن حقیقت، دروغ بگویند. البته ممکن است برای این کار دلایل زیادی داشته باشند. دلایل دروغگویی می تواند شامل موارد زیر باشد:

  • تلاش برای محافظت از احساسات دیگران
  • اجتناب از درگیری، خجالت و یا مجبور به مواجه شدن با عواقب رفتارشان
  • ترس از طرد شدن یا از دست دادن همسر
  • پنهان کردن کاری که انجام داده یا انجام نداده اند
  • حفظ کنترل یک موقعیت
  • نشان دادن خودشان به عنوان فردی خوب، موفق، خاص یا با استعدادتر از آنچه هستند
  • به تعویق انداختن تغییر در شیوه زندگی

در حالی که ممکن است فرد برای محافظت از احساسات شریک زندگی خود یا اجتناب از درگیری دروغ بگوید، اما این دروغ ها و دروغ های دیگر با کاهش اعتماد و صمیمیت باعث ایجاد مشکل در روابط می شوند.


نشانه های دروغگویی

در حالی که دانستن برخی از علائم معمولی دروغ می تواند مفید باشد، اما درک نادرست از چنین رفتارهایی نیز می تواند مشکل ساز شود. در واقع اگر معتقد هستید که کسی به شما دروغ می گوید، فقط احتمال ۵۰ درصد وجود دارد که درست حدس زده باشید.

از آنجا که تشخیص دروغ همیشه آسان نیست، برای تشخیص دروغ روی این علائم حساب نکنید. فقط به این دلیل که کسی برخی از رفتارهای زیر را نشان می دهد، لزوما به این معنی نیست که او دروغ می گوید.

  1. اجتناب از تماس چشمی، نگاه به چپ و راست، خیره شدن به جایی دیگر و یا دور شدن از شما در حین صحبت
  2. مردد بودن
  3. مبهم بودن، ارائه جزئیات اندک
  4. تطابق نداشتن زبان بدن و حالات چهره با آنچه گفته می شود
  5. تأکید بر “نه” هنگام صحبت
  6. بالا انداختن شانه ها
  7. عرق کردن صورت و مخصوصا بالای ابروها
  8. قرار دادن یک مانع مانند یک میز یا یک صندلی در مقابل خود
  9. رفتارهای متفاوتی مانند عمل نکردن به روش معمول
  10. گرفتن حالت دفاعی به خود
  11. بازی با موهایش
  12. انکار مستمر اتهامات
  13. ارائه اطلاعات و جزئیات بیشتر از آنچه لازم است
  14. دست زدن به چانه یا مالیدن ابروها
  15. حرکات غیر طبیعی بازو و دست
  16. متوقف کردن مکالمه و مکث کردن های مکرر
  17. آرامش غیر معمول
  18. نوسانات غیرمعمول صدا، انتخاب کلمه، ساختار جمله
  19. عدم تمایل به تماس با همسر در طول مکالمه

ممکن است عصبی بودن، حواس پرتی یا عدم تماس چشمی را با دروغگویی اشتباه بگیرید، این ممکن است منجر به درک اشتباه یا برچسب زدن اشتباه رفتارهای همسرتان شود.

تشخیص سرنخ های غیرکلامی دروغ گفتن دشوار است و از فردی به فرد دیگر متفاوت است.


تاثیر دروغگویی در رابطه

برخی از دروغ ها ممکن است بی ضرر به نظر برسند و دروغ گفتن های گاه به گاه تاحدودی اجتناب ناپذیر است اما حتی دروغهای اندک و نادر نیز می تواند باعث بی اعتمادی و سایر مشکلات در روابط شود.

  • کاهش اعتماد: اگر همسرتان مدام دروغ بگوید، می تواند تأثیر مستقیمی بر اعتماد داشته باشد. هرچه بیشتر دروغ بگویند، کمتر به او اعتماد می کنید یا به صداقت او ایمان ندارید.
  • صمیمیت کمتر: صمیمیت مستلزم آسیب پذیری عاطفی است، که بدون پایه اعتماد و صداقت تقریباً غیرممکن می شود.
  • کاهش شفقت و همدلی: دروغگویی تشخیص احساسات دیگران را دشوار می کند و این دشوار بودن تشخیص احساسات به نوبه خود می تواند مهربانی و همدلی شما را نسبت به آن شخص کاهش دهد.
  • دروغ و فریب بیشتر: یک مطالعه نشان داد که مغز می تواند با عدم صداقت سازگار شود. به عبارت دیگر، هرچه کسی بیشتر دروغ بگوید، مغز او بیشتر به دروغ عادت می کند.

نحوه برخورد با همسر دروغگو

اگر مشکوک هستید که همسرتان با شما صادقنیست و دروغ می گوید، مراحلی وجود دارد که می توانید با شفقت نسبت به همسرتان و خودتان واکنش نشان بدهید.

  • به حس خودتان تکیه کنید. شناخت و حسی که نسبت به همسرتان دارید قطعا دقیق تر از تلاش برای شناسایی رفتارهای کلیشه ای است که اغلب با دروغگویی همراه است.
  • انتظارات واقع بینانه و درست داشته باشید. به عنوان مثال، انتظار این که همسرتان در هر دقیقه از روز به شما بگوید دقیقاً کجاست و چه می کند، یک درخواست غیر منطقی است. داشتن انتظارات نادرست ممکن است همسرتان را مجبور به دروغگویی کند.
  • قبل از پاسخ دادن، به آنچه همسرتان به شما می گوید فکر کنید. وقتی همسرتان چیزی را که فکر می کنید دروغ است نقل می کند، قبل از هرگونه واکنش نشان دادن، لحظه ای صبر کنید و به چیزی که می گوید فکر کنید. این به شما فرصتی می دهد تا هر یک از الگوهای دروغگویی همسرتان را پردازش کنید و شما را از واکنش نادرست و لحظه ای باز می دارد.
  • سوالات مستقیم بپرسید یا حرفهای همسرتان را به چالش بکشید. یک مطالعه انجام شده در سال ۲۰۰۸ پیشنهاد می کند که در این شرایط با او تماس چشمی داشته باشید و سپس درخواست کنید که داستان را برعکس بیان کند. دروغ گفتن تلاش قابل توجهی می طلبد، بنابراین اگر از همسرتان بخواهید داستان خود را به ترتیب زمانی بازگو کند، تشخیص شکاف های داستان و سایر شاخصهای رفتاری ممکن است آسان تر باشد.

آیا باید با همسر دروغگو برخورد کرد؟

برخی از کارشناسان معتقدند هرچه زودتر همه کارت ها روی میز قرار بگیرند و هرچه زودتر صداقت بار دیگر در مشارکت مطرح شود، بهتر است. با این حال، قبل از این که همسرتان را با شبهات خود روبرو کنید، می توانید منتظر بمانید تا اطلاعات و حقایق بیشتری را کشف کنید.

آیا باید همسری که دروغ گفته را ببخشیم؟

اینکه آیا شریک خود را به خاطر دروغ گفتنش می بخشید یا نه، یک انتخاب بسیار فردی است که ممکن است به الگوی رفتاری قبلی او و همچنین میزان آسیب ناشی از دروغ بستگی داشته باشد. به این ترتیب، فقط شما می توانید تصمیم بگیرید که دروغ گفتن او در رابطه تا چه حد قابل قبول است.

مطمئناً بخشیدن خیانت به همسر سخت تر از دروغ گفتن در مورد خوش گذرانی با همکارانش است.

با این حال ، به خاطر داشته باشید که کینه توزی می تواند بهزیستی و روابط شما را از بین ببرد ، بنابراین تمام تلاش خود را برای اطلاع از آسیب خود انجام دهید و در نهایت دروغ را بپذیرید. بخشیدن همسرتان به این معنا نیست که شما رفتار دروغگو یا آزاردهنده را پذیرفته اید.

اگر با مشکلات ناشی از دروغ گفتن در رابطه دست و پنجه نرم می کنید ، مشاوره ازدواج را در نظر بگیرید. حتی اگر همسرتان با شما نمی رود ، صحبت با یک مشاور ازدواج می تواند به شما در کنار آمدن با دروغ گفتن کمک کند و شما را رها کرده و ببخشد تا بتوانید ادامه دهید.



منبع

چگونه بفهمیم با هم تفاهم داریم؟ ۱۵ نشانه تفاهم داشتن زن و شوهر


چگونه بفهمیم با هم تفاهم داریم؟ ۱۵ نشانه تفاهم داشتن زن و شوهر

وجود یک سری تفاوت بین دو نفری که با هم در رابطه هستند، کاملاً طبیعی است. هیچ دو نفری کاملاً مشابه هم نیستند و وجود تفاوت‌ها همیشه نشان دهنده تفاهم نداشتن دو نفر نیست.

اگر می‌خواهید بدانید که آیا شما و پارتنرتان با هم تفاهم دارید یا نه، به مطلب درستی رسیده‌اید. در این مطلب از مجله آلامتو به ۱۵ نشانه‌ای که نشان دهنده تفاهم بین شما و پاتنرتان هستند اشاره می‌کنیم. لطفاً تا انتها با ما همراه باشید.


  1. هیچ شک و شبهه‌ای در مورد علاقه‌تان به یکدیگر وجود ندارد

در یک رابطه درست، شما به علاقه‌تان نسبت به پارتنرتان مطمئن هستید و شکی هم در مورد علاقه او به خودتان ندارید. این رابطه یک رابطه ایمن است و نگرانی‌های شما هرگز احساستان نسبت به پارتنرتان را زیر سؤال نمی‌برد.


  1. چیزهایی راجع به یکدیگر می دانید که هیچ کس نمی‌داند

به اشتراک گذاشتن اسرار از گفتن اتفاقات شرم آور گرفته تا جزئیاتی در مورد زندگی، می‌تواند نشان دهد که واقعاً شما و او با هم تفاهم دارید.

صداقت یک اصل مهم در رابطه است، تمایل به گفتن اسرار به یکدیگر نشان می‌دهد که از نظر شما دو نفر این رابطه یک رابطه جدی است.


  1. شما نمی‌خواهید او را تغییر بدهید

احترام به شخصیت پارتنر یکی از مهم‌ترین مواردی است که در هر رابطه باید رعایت شود. مطمئناً رفتار یا موردی در مورد پارتنرتان وجود دارد که شما آن را نمی‌پسندید.

با این وجود در صدد تغییر او بر نمی‌آیید. این رفتار علاوه بر نشان دادن احترام شما به او، به خوبی گویای تفاهم بین شما دو نفر است. اگر می‌خواهید شخصیت یا ظاهر شریک زندگی خود را تغییر دهید، این بدان معنی است که شما دو نفر با هم سازگار نیستید و تفاهم ندارید.

همچنین بخوانید: نشانه های مردی که همسرش را دوست دارد

  1. از گذراندن اوقات دور از هم لذت می‌برید

باید بپذیرید که پارتنر شما یک انسان مستقل با یک سری علاقه‌مندی‌های شخصی و منحصر به فرد است.

درست است که گذراندن اوقات در کنار هم خیلی لذت بخش است اما هر فردی نیاز دارد اوقاتی را با خودش خلوت کند و یا به کارهای مورد علاقه‌اش بپردازد. احترام به علایق شخصی پارتنر و لذت بردن از گذراندن اوقاتی برای خود نشان از تفاهم بین شما دو نفر دارد.

اگر شما و پارتنرتان به دنبال یک رابطه طولانی مدت هستید، ضروری است که از گذراندن وقت دور از هم نیز لذت ببرید.


  1. علایق مشترکتان را به اشتراک می‌گذارید

گرچه داشتن سرگرمی‌ها و علایق شخصی مهم است، اما دو نفری که با هم تفاهم دارند، تلاش می‌کنند که وقت خود را صرف انجام کارهایی کنند که هر دو از آنها لذت می‌برند.

داشتن علایق مشترک با پارتنر از حمایت از یک تیم گرفته تا آشپزی با هم و یا تماشای یک برنامه تلویزیونی، به دوام رابطه در طولانی مدت کمک می‌کند.


  1. با هم دعوا می‌کنید

اختلاف نظر داشتن دو نفر در یک رابطه امری کاملاً طبیعی است. اگر در صدد مخالفت با پارتنر خود برآیید، او باید به شما گوش دهد و شما را جدی بگیرد. این مخالفت، فقط یک اختلاف نظر است و احساس شما نسبت به یکدیگر را تغییر نخواهد داد.


  1. تمایل دارید مشکلات جدی را با هم حل کنید

در روابطی که دو نفر برای طولانی مدت با هم هستند، معمولا مشکلاتی از جمله مسائل مالی، اعتقادی و … وجود دارند. در صورت تفاهم شما دو نفر و تمایل به کنار هم ماندن، اکثر موارد از این قبیل قابل حل هستند. تمایل و تلاش برای حل این مسائل نشان از تفاهم بین شما دو نفر دارد.


  1. پارتنر شما، شما را به شخص بهتری تبدیل می‌کند

اگرچه این به نظر کلیشه‌ای می‌رسد اما زوج‌هایی که با هم تفاهم دارند، مدام یکدیگر را به جلو هل می‌دهند. خواه این حمایت تشویق به پختن یک غذای جدید باشد، خواه ارتقا در شغل. زوج‌هایی که با هم سازگارند همیشه و در هر شرایطی از یکدیگر حمایت می‌کنند.


  1. هر دوی شما می‌توانید آینده‌ای را با هم تصور کنید

داشتن علایق مختلف مشکلی نیست؛ ممکن است پارتنر شما عاشق سفر رفتن باشد و شما آرزوی ازدواج و بچه دار شدن را داشته باشید، هر دوی این‌ها شدنی است.

جایی شرایط مشکل زا می‌شود که پارتنر شما نمی‌خواهد در مورد آینده صحبت کند و اینجاست که ممکن است انتظارات متفاوتی از رابطه داشته باشید و آن تفاهمی که باید را نداشته باشید.


  1. در کنار پارتنرتان خود واقعی‌تان هستید

اگر شما و پارتنرتان با هم تفاهم داشته باشید، خواهید توانست هر زمان که کنارش هستید واقعاً خودتان باشید. در این شرایط بدون نگرانی از عواقب، باید بتوانید این احساساتی از جمله ناراتی، عصبانیت و … را به راحتی به همسرتان ابراز کنید.


  1. از لحاظ جنسی یکدیگر را جذب می‌کنید

گرچه رابطه جنسی همه چیز نیست، اما یکی از مهم‌ترین بخش‌های هر رابطه‌ای است. زوج‌های سازگار مرتباً از دست گرفتن تا بوسه، محبتشان را به یکدیگر نشان می‌دهند.


  1. شما سعی می‌کنید با خانواده‌های یکدیگر کنار بیایید

اگر واقعاً عاشق خانواده همسرتان هستید، این یک نشانه عالی است.

عاشق بودن با کسی همیشه به این معنی نیست که شما خانواده‌اش را هم دوست دارید، اما رابطه خوب با خانواده همسرتان می‌تواند یکی از موارد مهم در سازگاری و تفاهم با یکدیگر تلقی شود.


  1. رابطه خود را پر شور نگه می‌دارید

همه ما رو به افزایش سن و رفتن به سوی پیری هستیم، اما این بدان معنا نیست که روابطمان نیز باید پیر شود. اغلب مسائلی مانند دغدغه‌های شغلی، بچه دار شدن و سایر مسئولیت‌ها می‌تواند روابط شما را از حالت پرشور و عاشقانه خارج کند.

این مسئولیت‌ها مهم هستند و نباید آنها را نادیده گرفت، اما مدتی را برای تمرکز بر پارتنر کنار بگذارید. رابطه شما همیشه باید در اولویت شما قرار داشته باشد.


  1. برای رابطه‌تان تلاش می‌کنید

چه شما و شریکتان ۹ ماه با هم بوده‌ باشید، چه ۹ سال، تلاش برای حفظ رابطه مهم است.

ممکن است بعد از مدتی طولانی، احساس کنید که این چیزها دیگر ضروری نیستند، اما این می‌تواند پارتنر شما را ناراحت کند. زوج‌های سازگار اغلب به یکدیگر نشان می‌دهند که برای هم مهم هستند و برای حفظ این علاقه تلاش می‌کنند.


  1. دوستان و خانواده شما او را به خوبی می‌شناسند

اگر در یک رابطه خوب و مناسب هستید، باید خوشحال باشید که شریک زندگی خود را در بین دوستان و خانواده خود نشان دهید. این کار نشان می‌دهد که او به طور فعال در زندگی شما دخیل است، که این نیز نشانه خوبی برای یک رابطه شاد است.

اگر افرادی که به آنها نزدیک هستید هنوز پارتنر شما را ملاقات نکرده‌اند، از خود بپرسید که مقصر این امر چیست؟ پارتنرتان یا افرادی که به آنها نزدیک هستید؟



منبع

از کجا بفهمم شوهرم دوستم نداره؟ ۲۰ نشانه دوست نداشتن همسر


از کجا بفهمم شوهرم دوستم نداره؟ ۲۰ نشانه دوست نداشتن همسر

احساس عاشق نبودن کسی که زمانی عاشقمان بوده، یکی از قسمت های دردناک زندگی است که نمی خواهیم درباره آن فکر کنیم تا زمانی که احساس کنیم برایمان اتفاق افتاده است.

در ابتدا شاید فکر کنید که توهم زده اید و اینطور نیست، اما نشانه هایی در این بین وجود دارد که نتیجه را مشخص می کند. بسیاری از ما این ” احساس عاشق نبودن” را به عنوان چیزی می دانیم که افراد هیچ کنترلی روی آن ندارند، حتی اگر این اتفاق مربوط به ما یا شخصی که ما را دوست دارد، باشد.

از کجا می دانید شوهرتان هنوز عاشق شماست؟ اگر شوهرتان هنوز عاشق شما باشد، می توانید از طریق انجام کارهای ساده مانند اتمام پروژه ها یا کارهای خانه، به ویژه کارهایی که از انجام آنها متنفر هستید، این را تشخیص بدهید. او کارهای پیش پا افتاده ای را برای شما انجام خواهد داد بدون اینکه شما حتی بخواهید.

شوهری که هنوز همسرش را دوست دارد ممکن است نشانه هایی از محبت را نشان دهد، وقتش را به شما بدهد و برای کوتاه مدت و بلند مدت با شما برنامه ریزی کند. علائم مردی دیگر شما را دوست ندارد، کاملا متفاوت است، اگر او دیگر با شما احساس صمیمیت نمی کند، هرگز درمورد کارهایی که انجام می دهد به شما اطلاع نمی دهد، به سلامتی شما علاقه نشان نمی دهد یا چیزهایی را از شما پنهان می کند، اینها همه نشان دهنده این است که او علاقه اش را به شما از دست داده است.

طبق تجربیات شخصی دردناک و تحقیقات گسترده، در اینجا ۲۰ نشانه ای که نشان می دهد شوهرتان دیگر عاشق شما نیست را آورده ایم:


  1. او به فضای زیادی احتیاج دارد

گاهی شرایطی پیش می آید که همسر شما معتقد است که به فضایی برای فکر کردن نیاز دارد و باید خودش را پیدا کند. شما ممکن است هنوز وقت خود را با هم بگذرانید، اما رفتار او دیگر مثل گذشته نیست.

اگر با هم زندگی می کنید، ممکن است از آمدن به خانه بعد از کار جلوگیری کند و اگر قبلاً آخر هفته خود را با هم می گذراندید، ممکن است او شروع به برنامه ریزی های دیگر کند.

در ابتدا ممکن است بهانه های او معقول به نظر برسد، اما هر چه بیشتر پیش بروید کم کم شرایط برایش سخت تر می شود و شما نیز متوجه مدام بهانه آوردن هایش خواهید شد.


  1. از کارهایی که قبلا برای خوشحالی تان انجام می داد دیگر خبری نیست

از کجا بفهمم شوهرم دوستم نداره؟ ۲۰ نشانه دوست نداشتن همسر

در ابتدا همین مرد برای شادی شما ممکن بود هر کاری انجام بدهد اما حالا دیگر شرایط آن طور نیست. وقتی مردی علاقه اش را از دست می دهد، معمولا کمی خودخواه تر می شود.

گاهی هم ممکن است این عاشق نبودن را با هدیه های کمتر نسبت به قبل و یا متوقف کردن اهمیت دادن به شما نشان بدهد.


  1. او در مورد یک چشم انداز ناامیدکننده و منفی رابطه بحث می کند

معمولا مردان تمایل به حل مسئله دارند. اگر مشکلی را مشاهده کنند، خود را برای حل آن آماده می کنند. یک مرد متعهد می خواهد تعارضات و مشکلات در رابطه با همسرش را حل کند. اگر او شما را دوست داشته باشد، می خواهد هر طور که شده اوضاع را بهتر کند.

اما وقتی که دیگر آن آدم عاشق سابق نباشد، دیدگاهی ناامیدانه نسبت به حل مشکلات خواهد داشت و دیگر به دنبال حل مشکلات نیست. اینها پرچم های قرمزی است که نشان می دهد او دیگر شما را دوست ندارد و سعی دارد بفهمد چگونه می تواند این رابطه را به اتمام برساند.


  1. او علاقه اش برای حفظ ارتباط با شما را از دست داده است

مردی که عاشق شماست، از گفتگو با شما لذت می برد و به دنبال برقراری ارتباط با شماست، اما پس از زمانی که علاقه اش را از دست بدهد، ارتباط بین شما متشنج، نامنظم و پرتنش می شود و او بیشتر سعی در گوشه گیری و مکالمات کوتاه دارد.


  1. نحوه پردازش تعارض تغییر کرده است

وقتی که افراد دیگر عاشق نیستند، به طور متفاوت تری نسبت به گذشته، با تعارضات دست و پنجه نرم می‌کنند.

همه زوجین اختلاف نظر دارند و همه سبک برخورد فردی خود را دارند. وقتی رابطه بین دو نفر در شرایط خوبی است، آنها از روشی نسبتاً سازگار برای رسیدگی به استدلال های زندگی استفاده می کنند.

غالباً، افراد کاملاً از مشاجره منصرف می شوند یا درگیری های گیج کننده و ناگهانی را انتخاب می کنند و آنها را بهانه می کنند تا صحنه را ترک کنند و بدین ترتیب، وقت تنهایی ارزشمندتری به دست می آورند.

کسی که دیگر عاشق شما نیست، معمولاً به راحتی از هر گونه اختلاف نظر با شما منصرف می شود یا اینکه به طور کلی از درگیری با شما کاملاً اجتناب می کند.


  1. او دیگر به پیشنهادات شما برای برقراری ارتباط پاسخ نمی دهد

شما معمولا از روش هایی مانند ارسال پیام کوتاه در مورد آب و هوا، به اشتراک گذاشتن اتفاق های کوچک، در طول روز با شریک زندگی خود ارتباط برقرار می کنید.

پزشک متخصص روابط و مشاور ازدواج، دکتر جان گوتمن، این تلاش ها برای برقراری ارتباط را “پیشنهادات” می نامد.

در تحقیقات گاتمن، وی دریافت که افرادی که با هم بودند در ۸۶ درصد مواقع به پیشنهادات یکدیگر برای برقراری ارتباط پاسخ مثبت می دادند. زن و شوهرهایی که از هم جدا شدند، فقط ۳۳٪ از اوقات به یکدیگر پاسخ مثبت می دادند.

اگر با شخصی روبرو هستید که مرتباً تلاش شما برای برقراری ارتباط را نادیده می گیرد، به احتمال زیاد این نشانه این است که او دیگر عاشق شما نیست.


  1. رفتاری بی ادبانه از خودش نشان می دهد

شریک زندگی شما ممکن است به تازگی رفتار بی ادبانه ای را با شما را شروع کرده باشد. در این شرایط او اظهارنظرهای بی احترامی یا منفی می کند که ممکن است در ظاهر کم یا جزئی به نظر برسد اما واقعاً اینگونه نیست.

او ممکن است رابطه شما و زن و شوهر دیگری را از نقطه نظرات منفی مقایسه کند یا تی ممکن است شما را به طور نامطلوبی با زنان دیگر یا پارتنرهای سابق خود مقایسه کند. ناگهان خصوصیات شما که قبلاً فکر می کرد زیبا هستند و بخشی از آنچه باعث منحصر به فرد شدن شما می شود، باعث خشم او می شود.

در این شرایط او آماده است تا با هر چیزی مخالفت کند و این احساس به شما دست می دهد که روی پوسته های تخم مرغ قدم می زنید و منتظر انتقاد یا اهانت بعدی هستید.


  1. روابط جنسی شما دیگر مثل سابق نیست

از کجا بفهمم شوهرم دوستم نداره؟ ۲۰ نشانه دوست نداشتن همسر

دلایل عادی زیادی وجود دارد که باعث می شود زندگی جنسی شما دچار کسادی شود. با این حال، اگر احساس شود که اشتیاق کاملاً از بین رفته است و شریک زندگی شما علاقه ای به احیای آن ندارد، این یعنی رابطه شما به قلمرو “هم اتاقی” تنزل یافته است.

معمولاً، وقتی رابطه ای از نظر جنسی افت می کند، یعنی یک نفر علاقه خود را به رابطه جنسی از دست داده و دیگری کاملاً از تلاش برای شروع منصرف می شود یا در سکوت از این عدم صمیمیت رنج می برد.


  1. بیشتر نسبت به موبایلش محافظه کارانه تر شده است

وقتی مردی عاشق شما نباشد، معمولا سرش را با موبایل گرم می کند و و این راهی است که باعث می شود از ارتباط واقعی با شما سر باز زند. این فرد نسبت به قبل بیشتر روی موبایلش حساس شده و او با بی اعتمادی از تلفنش محافظت می کند مانند اژدهایی که از طلایش محافظت می کند.


  1. او با شما ارتباط برقرار نمی کند

اگر شوهر شما ارتباط کامل با شما را متوقف کرده است، در مورد افکار و احساسات خود مثل گذشته صحبت نمی کند، ممکن است او تصور کند که این امر طبیعی است اما واقعا این طور نیست و همین کم شدن ارتباط به خوبی گویای این است که او مانند گذشته به شما علاقه مند نیست.

تردید او در گفتگو با شما، حتی در مورد چیزهای ساده یا کوچک، نشان می دهد که او علاقه ای به رابطه با شما ندارد.


  1. او از شما خسته شده است

بدترین احساس این است که دائما سعی کنید توجه کسی که دوستش دارید را به خود جلب کنید، در حالی که او واقعا خودشرا علاقه مند نشان نمی دهد.

اگر شوهرتان به طرز دردناکی بی حوصله است و متوجه می شوید که وقتی با هم هستید حوصله اش سر می رود یعنی او از شما خسته شده است. به عنوان مثال ممکن است شما تلاش کنید تا او را به خودتان جلب کنید، اما او ترجیح بدهد تلویزیون ببینید و یا با تلفن صحبت کند.


  1. او همیشه دعوا می کند

مشاجره و اختلاف نظر قسمت های عادی روابط و ازدواج ها است، اما ازکاه کوه ساختن نشانه بدی است. اگر شما دو نفر نتوانید بنشینید و یک گفتگوی درست و حسابی داشته باشید بدون اینکه به یک دعوا تبدیل شود، این یک مشکل وجود دارد. این نشان می دهد که او هیچ تصمیمی برای حل واقعی مسائل در رابطه با شما ندارد.


  1. او کاملا خودخواه است و دیگر به نیازهای شما اهمیت نمی دهد

وقتی متوجه شدید شوهرتان دیگر به حرفهای شما گوش نمی دهد و کارهایی را که از او می خواهید برای کمک به شما انجام دهد انجام نمی دهد، این واکنش یعنی او بیشتر خودخواه شده و به خواسته ها و نیازهای شما اهمیت نمی دهد.

اگر او فقط کارهایی را انجام می دهد که خودش را راضی کند و حتی به شما فکر نمی کند یا شما را مورد توجه قرار نمی دهد، این یک پرچم قرمز است. اگر رابطه شما یک طرفه باشد، به مرور احساس خواهید کرد که تحت فشار قرار گرفته و آسیب دیده اید.


  1. او دائماً شما را طرد می کند

از کجا بفهمم شوهرم دوستم نداره؟ ۲۰ نشانه دوست نداشتن همسر

اگر سعی می کنید برای برنامه ریزی یک قرار ملاقات عاشقانه تلاش کنید و همیشه به دنبال انجام دادن کارهای اشتراکی هستید ولی او همیشه مخالفت می کند، این یعنی او به سمت تمابلات خودخواهانه در حرکت است. او با طرد کردن مداوم شما نشان می دهد که واقعاً به حرفهای شما اهمیت نمی دهد و این نشانه خوبی نیست.


  1. او با دیگران بهتر از شما رفتار می کند

اگر مشاهده کردید که به نظر می رسد شوهر شما در ارتباط با دیگران مودب تر و بخشنده تر است، این نشانه بزرگی است که وی احترام خود نسبت به شما را از دست داده و متعاقباً دیگر عاشق شما نیست.

در یک رابطه باید همیشه احترام متقابل وجود داشته باشد و با رفتار خوب با دیگران در حالی که همان رفتار را با شما نداشته باشد، نشان می دهد او مشکلی برای صدمه زدن به شما ندارد و این نشانه خوبی نیست.

اگر فعالانه سعی می کنید به او روحیه بدهید ولی در عوض چیزی دریافت نمی کنید، او از این لطف شما استفاده می کند و با نشان دادن اینکه با دیگران خوشحال تر است به شما آسیب می رساند.


  1. او نمی خواهد در اطراف شما باشد

این ممکن است یک نشانه واضح باشد، اما اگر شوهر شما در خانه ماندن با شما را متوقف کرده، یا فقط چند شب را در خانه می گذراند و دائماً با دوستانش بیرون است، این نشانه ای است که او نه تنها دیگر شما را دوست ندارد، بلکه حتی تمایل ماندن در کنار شما را هم ندارد.


  1. شما شک دارید که او به شما خیانت می کند

از کجا بفهمم شوهرم دوستم نداره؟ ۲۰ نشانه دوست نداشتن همسر

نشانه های زیادی وجود دارند که نشان می دهند همسر شما در حال خیانت است، پیام کوتاه، ایمیل، تماس تلفنی یا اقدامات مشابهی که باعث می شود شما باور کنید که او با شخص دیگری در ارتباط است.

وقتی از او می پرسید یا از او در مورد خیانت کردن یا نکردن سوال می کنید، ممکن است کلاً از این سوال طفره رود، تردید کند یا دروغ بگوید و شما باید بتوانید تشخیص دهید که آیا او صادق هست یا خیر، چون به هر حال شوهر شما است و شما او را بیشتر می شناسید.


  1. او برای خوشحالی شما کاری نمی کند

در یک رابطه، دو طرف علاقه و عشق خود را از طریق کارهای کوچک به هم نشان می دهند. اگر شما دو نفر در تلاش بوده اید تا رابطه خود را حفظ کنید و متأسفانه او از ادامه راه از خوشحال کردن شما منصرف شده، این بدان معنی است که عشقی که به شما دارد کمرنگ شده است.

اگر حاضر نیست حتی کوچکترین کاری را برای خوشبختی و خوشحالی شما انجام دهد، کارهای زیادی نمی توانید انجام دهید تا نگرش او را تغییر دهید یا او را مجبور کنید که تلاش کند، چون وقتی عشق واقعی است، خوشبختی شما خوشبختی او خواهد بود و قطعا برایش تلاش خواهد کرد


  1. او درباره آینده با شما صحبت نمی کند

برنامه ریزی برای آینده با هم یک قسمت اساسی از هر رابطه طولانی مدت است. به طور معمول، افرادی که هدف جدی در مورد با هم بودنشان دارند، درباره آینده و جایی که خود را در ۵ ، ۱۰ یا ۱۵ سال دیگر می بینند بحث می کنند.

شاید در گذشته زمانی وجود داشته که شما دو نفر در مورد چشم اندازها یا اهداف خود برای آینده، آنچه می خواهید با هم به نتیجه برسانید، بچه، خانه، سفر و… صحبت کرده اید، اما چیزی که مهم است لحظه حال است و اگر دیگر از برنامه های آینده اش با شما حرف نمی زند، این نشانه خوبی نیست. اگر در مورد آینده حرف می زنید و او علاقه ای نشان نمی دهد یا حتی حاضر به صحبت در مورد آن چیزها نیست، ممکن است دیگر آرزوی داشتن آینده ای با شما را نداشته باشد. او می تواند زندگی خود را بدون شما تصور کند زیرا دیگر عاشق شما نیست.


  1. او مستقیماً به شما می گوید که این احساس محبت آمیز نسبت به شما را از دست داده است

اگرچه ممکن است از نظر عاطفی و جسمی از شما دوری کند، بی احترامی کند و تمایلی به هماهنگی با شما نداشته باشد، اما بزرگترین نشانه اینکه او دیگر شما را دوست ندارد این است که این را صریحا به شما بگوید.

اگر این اتفاق افتاد و شوهرتان احساسات واقعی خود را نسبت به شما نشان داد، خود را گول نزنید و واقعیت شرایط را بپذیرید، شما با مردی هستید که مثل گذشته شما را دوست ندارد.



منبع

چگونه همیشه عاشق بمانیم؟ راز زنده نگه داشتن عشق


عشق و علاقه و شوق جنسی نسبت به یکدیگر، تجارب خاصی برای عشاق جوان هستند. شدت جذب فیزیکی که بین این عشاق جوان وجود دارد یکی از عوامل اصلی است که در مراحل اولیه آشنایی و ارتباط‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‍‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‏‌شان، آن‌‌ها را به سوی یکدیگر جذب می‌کند.

به گزارش آلامتو به نقل از psychologytoday؛ آنچه که بسیاری نمی‌دانند و یا یه غلط در مورد آن فکر می‌کنند این است که زرق و برق این شور و شوق و علاقه، چیزی بیش از ارتباط جنسی نیست.

این عاشقان دلباخته مشتاقند تا لحظه لحظه‌های سکوت خود را به یکدیگر پیوند دهند، و از لحاظ تمام جوانب زندگی، یکدیگر را جذب نمایند.

هیچ راهی برای تفکیک این اشتیاق همه جانبه و مربوط دانستن آن به یکی از جوانب این رابطه وجود ندارد. سلیقه‌ها، بوها، انعکاسی از تصویر معشوق، تصاویر، تاریخ، عقاید، شبکه های اجتماعی، معنویت‌ها، روابط خانوادگی، منافع، واکنش‌های احساسی و فیزیکی، همه و همه برای عاشق ناشناخته و جالب به نظر می‌آیند.

اما به دلیل انرژی فراوانی که عشاق در مرحله عشق و عاشقی روابط تازه شکل گرفته شان صرف می‌کنند، این مرحله پرشور نمی‌تواند برای مدت زمان طولانی ادامه یابد و لذا محکوم به افول است.

بعضی از این روابط پر حرارت عاشقانه به سرعت از بین می‌روند و رو به خاموشی می‌نهند اما، اغلب تبدیل این آغاز استثنایی به یک پایان تلخ و یا بالعکس به یک عشق عمیق در حدود شش ماه طول می‌کشد.

اگر رابطه عاشقانه در این دوره زمانی پایان یابد، اکثر مردم به امید یافتن رابطه عاشقانه بعدی‌شان به تلاش برای ایجاد روابط جدید خواهند پرداخت. به خصوص در دنیای دوستی‌های امروزی، گزینه‌های بیشتری نسبت به قبل برای تجربه روابط عاشقانه دلپذیر وجود دارد.

بسیاری از عشاق جوان، خود را بین روابط طولانی مدت اما انحصاری و محدود کننده و عشق‌های کوتاه مدت زودگذر اما توام با شور و شوق و هیجان که می‌تواند جذابیت‌های خاصی داشته باشد مردد می‌بینند.

چگونه همیشه عاشق بمانیم؟ راز زنده نگه داشتن عشق

چگونه برای همیشه عاشق هم باشیم؟

با این حال، اکثر مردم هنوز هم به شدت به دنبال “یک عشق و یک پارتنر” هستند. در این چهار دهه‌ای که من با افراد و زوج‌های مختلف کار کردم و به خیلی از آنها مشاوره دادم، بسیاری از آن‌ها از من می‌پرسیدند چه کاری می‌توانستند یا باید انجام می‌دادند تا روابطشان از هم نمی‌پاشید.

آنها می‌خواستند بدانند چگونه می‌توانند از وقوع دلسردی، بی علاقگی و خستگی در روابط‌‌شان اجتناب کنند، چرا که این موارد اغلب بی سر و صدا روی می‌دهند و آنها متوجه شان نمی‌شوند!

چطور می‌توانند پیشبینی کنند که چه پیش خواهد آمد تا بتوانند رفتارشان را تغییر دهند و آسیب‌های ایجاد شده را کمتر کنند؟ آیا روش‌هایی وجود دارد که بتوانند با فراگیری آن‌ها، در حالی که هنوز در مرحله پرشور روابطشان هستند شانس بیشتری برای تداوم بخشیدن به رابطه داشته باشند؟

در واقع جواب‌های عملی و کاربردی برای این سوالات وجود دارد. عشاق جدید می‌توانند مواردی را فرا گیرند که به آنها کمک می‌کند تا جلوی هر گونه مسئله‌ای را که ممکن است روابطشان را از بین ببرد بگیرند. آنها می‌توانند با فراگیری مواردی چند، نشانه‌های هشدار دهنده را تشخیص دهند و رفتارهای متفاوتی را قبل از اینکه همه چیز خراب شود از خود بروز دهند.

در زیر ۶ تا از مهم‌ترین علائم هشدار دهنده رفتاری بالقوه که برای هر رابطه تازه شکل گرفته‌ای مضر هستند و آنچه که عشاق می‌توانند برای بهبود روابطشان انجام دهند ذکر خواهد شد.

اگر آن‌ها این موارد را مطالعه کرده و بدان عمل کنند، می‌توانند تا حد زیادی احتمال نتایج موفقیت آمیز را افزایش دهند.


شش علامت هشدار دهنده و نحوه برطرف نمودن آن‌ها

  1. پیشنهاد ارتباط

هنگامی که زوج‌ها به تازگی در عشق یکدیگر گرفتار شده‌اند، ناخواسته و به صورت خود به خود نیازها و خواسته‌هایشان با یکدیگر هماهنگ می‌شود و اغلب این اتفاق بدون اینکه برای آن تلاشی کنند رخ می‌دهد.

به نظر می‌رسد که آن‌ها اندیشه و احساس یکدیگر را به سرعت درک می‌کنند و هر زمانی که یکی از پارتنرها دچار اضطراب، تشویش و یا درگیری شود، اولویت اول برای او درد دل کردن با شریک احساسی اش است و مسلما در اوایل رابطه، این شریک احساسی به سرعت اقدام به دلداری فرد می‌کند و همواره در دسترس است.

حتی هنگامی که این دو نفر از یکدیگر دور هستند نیز می‌دانند هر زمانی که بخواهند طرف مقابلشان در دسترس است و می‌توانند با او در تماس باشند. اما اگر تماس‌های یکی از طرفین با بی اعتنایی، توجیه و یا دفاع از خود توام شد چنین تماس‌های احساسی باید کنار گذاشته شوند.

هنگامی که روابط به ماه سوم یا چهارم خود رسیدند، به طور طبیعی از میزان پاسخگویی و درک یکدیگر اندکی کاسته می‌شود. از آنجایی که عشاق از بازگو کردن هر گونه ناراحتی نسبت به رفتار یکدیگر بیزار هستند، ممکن است زمانی که باید با هم کاملا صادق باشند، پنهان کاری را آغاز نمایند.

کاهش علاقه و توجه می‌تواند امری موقت باشد اما در عین حال باید کاملا مورد توجه قرار گیرد. به عنوان مثال یکی از طرفین ممکن است به علت مشغله کاری کمی گرفتار باشد و یا شاید تمایل داشته که طرف مقابلش به حرف‌های او در خصوص چیزی گوش فرا دهد اما این امر به دلیل شدت بالای نیازهای رابطه‌شان نادیده گرفته شده است.

آنچه در چنین شرایطی اهمیت بالایی دارد این است که پارتنرها در این خصوص و در خصوص چیزهایی که دوست دارند طرف مقابل‌شان بداند با یکدیگر صحبت کنند؛ چرا که عدم انجام چنین کاری در اغلب اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم و دوری شود.

حتی اگر به دلیل دسترسی کمتر شریک عشقی‌تان نگران او هستید بهتر است به او بگویید، گفتن چنین چیزهایی به شما کمک می‌کند تا همه چیز مانند قبل شود.


  1. یافتن اشتباه

هنگامی که به طور معمول عشاق بخشنده و مهربان به یکدیگر رجوع می‌کنند، این امر موجبات نگرانی‌های دیگری را به ویژه اگر رفتارهای معشوق مدام توسط فرد مقابل تحمل شوند به وجود خواهند آورد.

همانطور که افراد در یک رابطه جلو می‌روند تا به نحو بهتری یکدیگر را درک کنند، اغلب احساساتی را آزاد می‌کنند تا رفتارهای طرف مقابل را به چالش بکشند. اما اگر، یکی از پارتنرها مدام انتقادهایی را مطرح نماید، طرف مقابل این نظرات و رفتارهای انتقادی ممکن است احساس تهدید و خطر کند. لذا آنچه اهمیت دارد این است که به فرکانس، مدت زمان و میزان افزایش این چالش‌ها توجه داشته باشیم.

تشدید در هر یک از این سه باید یک زنگ هشدار قدرتمند را در درون ما به صدا در آورد، به ویژه هنگامی که این انتقادها با تحریک یا سرزنش نیز همراه باشند.

آنچه اهمیت دارد این است که هر دو طرف به آنچه که طرف مقابل در مورد روابط قبلی اش می‌گوید توجه جدی داشته باشند. مثلا اگر، یکی از پارتنرها دائما در مورد اشتباهات نامزد قبلی اش صحبت می‌کند، این امر مبین پیام واضحی است که نشان می‌دهد بهتر است شریک فعلی چنین اشتباهاتی را تکرار نکند.

بسیاری از عشاق برخی از مشکلات موجود در روابط گذشته خود را هرگز از یاد نمی‌برند. گرچه آنها معتقدند که نارضایتی از طرف پارتنرهای سابقشان بر رابطه فعلی‌شان تاثیر نمی‌گذارد؛ زیرا روابط کنونی بسیار خوب پیش می‌روند اما این امر هرگز درست نیست.

چالشهایی که منصفانه و مهربانانه رفع و رجوع شوند، بخشی از یک رابطه خوب را شکل می‌دهند و عشاق عاطفی که به انتقادات و یا چالش‌ها پاسخ می‌دهند می‌توانند روابط عاشقانه خود را بهبود بخشند.

یک اصل کلیدی و مهم این است که عشاق باید گهگاه بدون پیش داوری و یا دفاع از خود فقط به سخنان طرف نقابل و انتقادات او گوش فرا دهند.


چگونه همیشه عاشق بمانیم؟ راز زنده نگه داشتن عشق

راههای برای تداوم عشق و شور عاشقی

  1. ناپدید شدن بدون توجیه

عشاقی که به تازگی با یکدیگر آشنا می‌شوند اغلب در مورد اینکه طرف مقابلشان کجاست و چه می‌کند تشویش دارند و این تشویش تا زمانی که طرف مقابل رفتارهای قابل اعتمادی را از خود بروز دهد ادامه خواهد یافت. در نهایت، به مرور زمان وقتی که آنها یکدیگر را بهتر می‌شناسند و می‌توانند افکار، احساسات و رفتارهای یکدیگر را پیش بینی کنند، احساس امنیت بیشتری خواهند داشت.

اگر این باورها تضعیف نشود، هر دو طرف دیگر نیازی به چک کردن مداوم طرف مقابل نخواهند داشت. با این حال، اگر با گذشت زمان، یکی از پارتنرها مدام در دسترس نباشد و یا بدون اطلاع دادن به طرف مقابل ناگهان ناپدید شود، این اعتماد می‌تواند از بین برود. و این امر روابط را پر تنش‌تر خواهد کرد به خصوص اگر فرد مذکور در هنگام سوال در مورد علت نبودنش، حالت دفاعی به خود بگیرد.

اگر هر یک از پارتنرها احساس کند که این رفتارهای ناپدید شدن در حال ادامه یافتن است، بهتر است که پرسش‌های ملایمی را مطرح کند و طرف مقابل نیز بهتر است توضیحات صادقانه ای را بیان نماید.

عشاقی که هیچ چیزی برای پنهان کردن از یکدیگر ندارند، سریع متوجه می‌شوند که اقداماتشان ممکن است موجبات نگرانی طرف مقابلشان را ایجاد کرده باشد و لذا به سرعت پوزش می‌طلبند. اما برخی که تمایل جدی به جدایی دارند از توضیح و عذر خواهی طفره می‌روند.

گاهی ممکن است برخی عشاق به تخصیص زمانی برای بودن با دوستان سابق خود و یا حتی تایمی برای احیای شخصیت خود نیاز داشته باشند.

بنابراین اگر در مورد چنین مسائلی با شریک عشقی خود صحبت کند هرگز این امور باعث وخیم شدن رابطه نمی‌شود و هنگامی که این غیبت موقتی تمام شد دو نفر می‌توانند مجددا به ارتباطشان بازگردند.


  1. فروکش صبر و تحمل

به نظر می‌رسد که عشاق جوان دارای صبر بی نهایتی در برابر اشتباهات یکدیگر هستند. آنها سریعا می‌توانند یکدیگر را ببخشند و بر آنچه که در روابط عشقی‌شان برای‌شان لذتبخش است تمرکز نمایند.

نخستین نشانه ای که مبین آن است که دیگر این صبر و حوصله به پایان رسیده، غرولند کردن و نداشتن انرژی سابق است.

در حالی‌که قبلا همواره می‌شد بر گذشت طرف مقابل اعتماد کرد، هم اکنون یک یا هر دو طرف در لاک دفاعی خود فرو رفته‌اند.

این شرایط تا حدی سبب آسیب پذیرتر شدن رابطه می‌شود و بهبودی آن مدت طولانی‌تری زمان می‌برد و گهگاه رابطه آن حالت همیشگی خود را از دست می‌دهد و شاید دیگر هرگز جایی برای بخشش و بازگشت به شرایط قبلی باقی نماند.

این واکنش‌های تند نسبت به مسائل تحریک کننده گاهی اوقات به تدریج فروکش نموده و به صورت ناگهانی تغییر کرده و به حالت قبل باز می‌گردد. آنها اغلب در حین کشمکش با یکدیگر مطلع می‌شوند که این جدال‌ها هیچ فایده‌ای ندارد و البته گاهی هم این اتفاق دیرتر می‌افتد.

زن و شوهر باید به دنبال علت اصلی بی حوصلگی و غرولندهای طرف مقابل و آن‌چه در پشت آن است باشند. هنگامی که پارتنرها از عشق و علاقه طرف مقابلشان مطلع باشند می‌توانند به سرعت بر این مشکلات نیز غلبه کنند.


چگونه همیشه عاشق بمانیم؟ راز زنده نگه داشتن عشق

حفظ شور و اشتیاق ابتدای عاشقی برای همیشه

  1. کاهش انرژی

یکی از قابل توجه ترین ویژگی‌های عشاق جوان، فوق العاده زیاد بودن انرژی آن‌هاست. آن‌ها به معنای واقعی کلمه محل زندگی خود را با انرژی متساعد شده از خود روشن می‌کنند، و اغلب به تاثیر گذار و جذاب ترین مفهوم زندگی طرف مقابلشان تبدیل می‌شوند.

از آنجا که این انعکاس و جاذبه مغناطیسی از روابط دوستانه زوج‌ها ایجاد می‌شود، وقتی نشانه‌هایی از بی تفاوتی و بی حوصلگی رخ می‌دهد می‌توان آن را به وضوح درک کرد.

عشاقی که قبلا در هر لحظه در دسترس طرف مقابل بودند، در حال حاضر مشغول به کار خود هستند و تمایلی برای برقراری رابطه و ایجاد عشق و همدلی ندارند.

البته تمام روابط صمیمی در نهایت نیازی به نقطه‌ای به عنوان نقطه ثبات دارند، نه به این دلیل که آن‌ها کم توجه شده‌اند، بلکه به این دلیل که هم اکنون بیشتر از پیش به یکدیگر اطمینان دارند.

اما بی تفاوتی و بی حوصلگی چیز دیگری است و می‌تواند نشانه ای از خستگی از رابطه باشد. اگر احساسات تمام شده‌اند رابطه نیاز به جرقه‌ای دارد تا دوباره به حالت قبل باز گردد.

وقتی که برای پارتنرها مسجل می‌شود که رابطه آنها انرژی خود را از دست داده، آن‌ها باید به تحلیل این امر بپردازند که چرا این اتفاق افتاده است. آیا واقعا طرف مقابل نسبت به آنها دلسرد شده است؟

آیا این احتمال وجود دارد که شریک عشقی‌شان فرد بهتری را یافته باشد. همه چیز نیاز به تحلیل دارد؟ عشاق واقعی مدام یکدیگر را هیجان زده می‌کنند چرا که آنها نمی‌توانند زندگی بدون هم را متصور شوند.


چگونه همیشه عاشق بمانیم؟ راز زنده نگه داشتن عشق

چگونه بدونه خستگی عاشق بمانیم؟

  1. احساس خستگی

عشاق جوان چه از لحاظ جسمی و چه از لحاظ روحی در هم امیخته شده و احساس فیزیکی و ذهنی مشابهی دارند. آنها به طرق مختلف در تماس دائمی با یکدیگر هستند و به گونه ای یکدیگر را سحر نموده اند. احساس خستگی، نشانه اخطاری است که بیانگر وجود یک مشکل است.

به جای بر طرف کردن آن و به جای اینکه یکدیگر را در آغوش گیرند، زوج‌های جوان معمولا از یکدیگر دور می‌شوند. وقتی عواطف از بین بروند، اغلب اولین علامت،عدم تمایل به ارتباط جنسی و احساس دردناک طرد شدن توسط شریک جنسی است.

این روند در نهایت به سرخوردگی، خشم، یا سرزنش خود منجر می‌گردد و سبب می‌شود تا عشاق از یکدیگر فاصله گیرند.

اگر هر یک از طرفین به جای حذف طرف مقابل بر خودش تمرکز کند و درخواست واقعی خود را مبنی بر اصلاح تمام امور مطرح کند شاید همه چیز تغییر یابد. مهم است که گله‌ها بدون سوء ظن، خشم، یا سرزنش بیان شود.



منبع

۶۳ سوال مهم قبل از ازدواج


۶۳ سوال مهم قبل از ازدواج

سعی کنید بدون آشنایی کامل با طرف مقابل تان وارد تعهدی مانند ازدواج نشوید چراکه ممکن است خیلی زود به مشکل بر بخورید.

ازدواج یک مرحله بسیار مهم از زندگی هر فرد به شمار می رود و داشتن اطلاعات کافی در مورد کسی که قرار است با او ازدواج کنید نیز از اهمیت بسیار زیادی برخوردار است.

آیا در آستانه ازدواج قرار دارید و هنوز در مورد برخی از مسائل اطلاعات زیادی از طرف مقابل تان ندارید؟ آیا نمی دانید از کجا شروع کنید؟ نگران نباشید، در این مطلب کاربردی از مجله آلامتو، ۶۳ سوالی که باید قبل از ازدواج بپرسید را برایتان لیست کرده ایم. لطفا تا انتها با ما همراه باشید.

Janet Brito، روانشناس بالینی در این مورد می گوید: “ارزش های مختلف، می تواند باعث کشمکش و درگیری شود.”

به همین دلیل بسیار مهم است که هرچه زودتر در مورد همه موارد با همدیگر صحبت کنید و سوال بپرسید تا مطمئن شوید که از هر جهت برای هم مناسب هستید.


سوالات ابتدایی و ساده:

اول از همه بیایید با چند مورد آسان شروع کنیم، البته ساده تر بودن این سوالات به این معنی نیست که از اهمیت کمتری برخوردار هستند.

  1. آیا به کتاب خواندن و مطالعه علاقه دارید؟
  2. چه سبک موسیقی را گوش می دهید؟
  3. نظر شما در مورد شبکه های اجتماعی چیست؟
  4. ترجیح می دهید سگ داشته باشید یا گربه؟
  5. معمولا چه نوع برنامه های تلویزیونی را تماشا می کنید؟
  6. بهترین هدیه ای که تا به حال داده اید، چیست؟
  7. شما عاشق چه غذاهایی هستید؟
  8. شما چه سرگرمی هایی دارید؟
  9. معمولا چه سبک لباس هایی می پوشید؟

سوالات مربوط به ارزش های شخصی:

از آنجا که کمتر پیش می آید ارزش های شخصی افراد دستخوش تغییر و تحولات شود، این سوالات از اهمیت بسیار زیادی برخوردار هستند:

  1. آیا شما مذهبی هستید؟
  2. آیا بر اساس اعتقادات مذهبی خود تصمیمات زندگی تان را می گیرید؟
  3. آیا از همسر آینده تان انتظار دارید در مراسمات مذهبی شما شرکت کند؟
  4. اگر اعتقادات معنوی مختلفی داشته باشیم، به نظر شما مشکل ساز خواهد شد؟
  5. آیا اهل سیاست هستید و به مسائل سیاسی علاقه مند هستید؟
  6. اگر ایده آل های سیاسی مختلفی داشته باشیم، مسئله ای است؟
  7. آیا آرمان های سیاسی شما در تصمیم گیری هایتان تأثیرگذار است؟
  8. آیا شغل تان را دوست دارید و از انجام آن لذت می برید؟
  9. رابطه تان با همسر چقدر برایتان مهم است؟
  10. مهم ترین افراد زندگی تان چه کسانی هستند؟
  11. از وقت گذرانی با چه کسانی بیشتر لذت می برید؟

سوالات مربوط به برنامه ریزی خانوادگی:

صحبت کردن و سوال پرسیدن در مورد بچه دار شدن، یکی از مهم ترین ابعاد زندگی هر شخص است و در صورتی که زن و مرد نظرات متفاوتی در این مورد داشته باشند، این موضوع می تواند مشکل ساز شود.

  1. آیا بچه دار شدن را دوست دارید؟
  2. دوست دارید در آینده چند فرزند داشته باشید؟
  3. دوست دارید بعد از گذشت چه مدتی بچه دار شویم؟
  4. رفتار شما در هنگام بارداری و زایمان من چگونه خواهد بود؟
  5. اگر در هنگام بارداری من مشکل پیش بیاید، چه واکنشی نشان می دهید؟
  6. آیا به راه های دیگری برای بچه دار شدن فکر می کنید؟
  7. کودکی شما چگونه بوده است؟
  8. آیا از بودن در کنار خانواده لذت می برید؟
  9. سبک فرزندپروری شما چگونه خواهد بود؟
  10. دوست دارید چه نوع سنت های خانوادگی را اجرا کنید؟

سوالات مربوط به اهداف شغلی:

از آن جایی که اگر یک زوج اهداف شغلی مشترکی داشته باشند، بسیار زودتر پیشرفت خواهند کرد و در راه رسیدن به اهداف بهتر با موانع کنار می آیند، پرسیدن این سوالات از اهمیت بالایی برخوردار است.

  1. خودتان را در ۱۰ سال آینده کجا می بینید؟
  2. شما چند ساعت از روز را در محل کار می گذرانید؟
  3. چقدر علاقه مند به حرفه خودتان هستید؟
  4. چقدر برای اهداف شغلی تان و اجرای آن ها اشتیاق دارید؟
  5. آیا کار شما نسبت به سایر جنبه های زندگی تان، اولویت دارد؟
  6. آیا کار طرف مقابل با برنامه هایی که برای زندگی در نظر دارید تداخل دارد؟
  7. چقدر حقوق می گیرید؟
  8. وقتی از محل کار به خانه می آیید چه احساسی دارید؟
  9. آیا تعادل کار و زندگی تا به حال رابطه شما را تحت فشار قرار داده است؟

سوالات مربوط به سبک زندگی:

  1. تصمیم دارید بعد از ازدواج کجا زندگی کنید؟
  2. در چه نوع خانه ای می خواهید زندگی کنید؟ (خانه، آپارتمان یا …)
  3. شما فردی درونگرا هستید یا برون گرا؟
  4. انتظار دارید چه زمان هایی از روز را با همسرتان بگذرانید؟
  5. انتظار دارید چه اوقاتی را در تنهایی سپری کنید؟
  6. اهل سفر و گشت و گذار هستید؟
  7. تعطیلات ایده آل شما چگونه سپری می شود؟
  8. آیا اهل مهمانی رفتن هستید؟
  9. دوست دارید بعد از کار چه کاری انجام دهید؟
  10. ورزش در زندگی شما چه جایگاهی دارد و چقدر برایتان مهم است؟
  11. بیشتر اهل خرج کردن پول هستید یا اهل پس انداز کردن؟
  12. چه میزان پولی را دوست دارید خرج کنید و چه مقدار را پس انداز کنید؟

سوالات مربوط به برقراری ارتباط که باید از خودتان بپرسید:

  1. از کجا می دانید پارتنرتان ناراحت است؟
  2. پارتنرتان وقتی می داند شما ناراحت هستید، چه می کند؟
  3. آیا او وقتی با شما مشکلی دارد به شما می گوید؟
  4. همسر آینده شما چه کاری برای لبخند زدن شما انجام می دهد؟
  5. آیا تا به حال چیزی بوده است که دوست نداشته باشید به پارتنر خود بگویید؟
  6. آیا تا به حال برایتان اتفاق افتاده که از قضاوت کردن همسرتان بترسید؟
  7. آیا کاملا به او اعتماد دارید؟
  8. شما و پارتنرتان معمولاً در مورد چه موضوعاتی بحث می کنید؟
  9. بعد از مشاجره بین شما دو نفر، چه اتفاقی می افتد؟
  10. آیا عذرخواهی کردن و پذیرش اشتباه برایتان سخت است؟
  11. پارتنر شما چگونه عشقش را به شما ابراز می کند؟
  12. او چگونه احساس امنیت و پذیرش در شما ایجاد می کند؟



منبع

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها


همه خانواده های خوشحال شبیه هم هستند اما خانواده های ناراضی به شیوه خود عمل می کنند. زمانی که صحبت از زوج ها به میان می آید، متخصصان ایده ها و نظرات متفاوتی را بیان می کنند.

برخی از آن ها بر این باورند که بعضی از مشکلات در همه زوج ها یکسان است و بارها و بارها تکرار می شود. بیشتر مشکلات مربوط به برقراری ارتباط هستند و اگر برطرف نشوند می توانند مشکلات حادتر و جدی تری را در میان زوج‌ها ایجاد نمایند.

در این مقاله قصد داریم ۷ مشکل رایجی را بیان کنیم که بیشتر زوج‌ها با آن دست و پنجه نرم می‌کنند. سپس از صحبت‌های متخصصان برای مدیریت و برطرف کردن چنین مشکلاتی کمک می‌گیریم.


کینه داشتن در مورد نارضایتی‌های جزئی:

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها

زمانی که به همراه شریک زندگی خود زیر یک سقف زندگی می کنید یک واقعیت تلخ رخ می دهد.

فردی که حاضر نبودید یک روز دوری اش را تحمل کنید به طور ناگهانی به فردی تبدیل می شود که حوله خیس خود را روی زمین می اندازد و پاکت خالی شیر را در یخچال رها می کند.

این نارضایتی‌های جزئی می تواند با گذشت زمان به مشکلات حادتری تبدیل شود و شما را از هم دور سازد.

نحوه برطرف کردن این مشکل: راه حل این مشکل بسیار ساده است اگرچه این موضوع لزوما به این معنی نیست که شما می توانید به راحتی به چنین راه حلی پایبند باشید.

راه حلی که ما پیشنهاد می کنیم این است: اجازه ندهید خشم و ناراحتی در مورد موضوعات کوچک به یک مشکل وخیم تبدیل شود. زوج‌های موفق به خوبی یاد گرفته اند که نباید به این موضوعات ناراحت کننده کوچک اجازه دهند آن ها را از هم دور سازد و عشقِ بینشان را نابود کند.

اگر فکر می‌کنید فراموش کردن تمیزی اتاق یا خالی کردن زباله‌های حمام همسرتان را ناراحت می کند، به سختی تلاش کنید این وظایف کوچک را به خاطر داشته باشید. به مرور زمان قادر خواهید بود چنین کارهایی را بدون یادآوری انجام دهید و از نارضایتی همسرتان بکاهید.


بی ارزش دانستن عقاید و نظرات طرف مقابل:

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها

همه ما به خوبی می دانیم که افراد کاملی نیستیم اما اینکه بخواهیم به نظرات و عقاید طرف مقابل احترام بگذاریم در برخی از موارد بسیار دشوار است. بیشتر افراد نمی توانند نظر و عقیده طرف مقابل را همانند نظر خود بپذیرند. اما به خاطر داشته باشید که احترام گذاشتن به نظر و عقیده طرف مقابل برای داشتن یک رابطه سالم ضروری است.

اگر باور داشته باشید که هدف و نیت همسر شما این است که زندگی را برایتان تلخ سازد، هرگز رابطه خوبی نخواهید داشت. اگر بر روی این طرز فکر کار کنید که همسرتان بهترین است، همه چیز تغییر می کند.

راه حل این مشکل: سعی کنید خودتان را به جای طرف مقابل قرار دهید و در جایگاه او قرار بگیرید. این موضوع می تواند تغییر زیادی در رابطه شما ایجاد کند به خصوص اگر هر دو طرف به انجام آن میل و رغبت داشته باشید.

بی ارزش دانستن عقاید طرف مقابل نه تنها باعث درگیری می شود بلکه مانع از پیشرفت زوج‌ها می شود. اگر یکی از زوج ها احساس کند طرف مقابل او را دوست ندارد و ارزشی برای افکارش قائل نیست در موضوعات مهم زندگی شرکت نمی کند.


شمارش درصدها:

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها

بیشتر زوج ها بر روی این موضوع توافق دارند که کارهای فیزیکی و روحی باید به طور عادلانه بین دو طرف تقسیم شود. اما اگر این موضوع را به یک گزاره وسواسی تبدیل کنید و بیشتر از قبل خود را درگیر آن سازید، رابطه تان آسیب می‌بیند.

راه حل این مشکل: سعی کنید این عادت را کنار بگذارید و کارهای خود را با کارهایی که همسرتان انجام می دهد مقایسه نکنید. اگر هر دو طرف به وظایف خود اشنا باشند نیازی به شمارش درصدها نیست.

بهترین روش برای حفظ برابری، ارتباط صادقانه و شناخت نیازهایی است که دارید. رابطه به دو شرکت کننده مشتاق نیاز دارد که به خوبی می دانند گاهی اوقات یکی از طرفین به استراحت بیشتری نیاز دارد یا از لحاظ جسمی و روحی توجه بیشتری می خواهد.

برخی از روزها ممکن است همسرتان به ۹۵ درصد از توجه شما نیاز داشته باشد. اگر درک درستی از نیاز طرف مقابل داشته باشید، ارتباط موثرتری خواهید داشت.


قرار گرفتن در مسیر اشتباه:

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها

ممکن است نسبت به نقاط قوت طرف مقابل و بنیان رابطه خود اعتماد کامل داشته باشید اما هر رابطه ای به نکات و استراتژی های متخصصان نیاز دارد. این موضوع در روزهای اولیه ازدواج از اهمیت بسزایی برخوردار است. زوج‌های جوان باید ارزش ایجاد یک بنیان خوب اعتماد را بدانند.

راه حل مشکل: بهتر است در مراحل ابتدایی ازدواج از نظر متخصصان استفاده کنید. اینکار به شما و شریک زندگیتان کمک می‌کند رابطه خوبی داشته باشید و مهارت حل مشکل را یاد بگیرید.

زمانی که زوج‌ها در همان روزهای ابتدایی ازدواج بر روی بنیان عاطفی شان کار می کنند می توانند شانس لذت بردن از رابطه خوب را افزایش دهند.


فراموش کردن نیازهای احساسی و عاطفی خود:

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها

مراقبت نکردن از جسم می‌تواند مشکلات زیادی در میان زوج‌ها ایجاد کند اما مراقبت از روح وروان نیز اهمیت بالایی دارد.بیشتر متخصصان توصیه می‌کنند زوج های جوان آموزش‌های حضور ذهن و تمرکز حواس را انجام دهند.

اینکار به افراد کمک می کند احساسات خود را تنظیم کنند. علاوه بر این، چنین آموزش هایی به زوج ها کمک می‌کند در حال زندگی کنند و رابطه خویش را بهبود ببخشند.

راه حل: در آغوش کشیدن را یاد بگیرید. ایا شریک زندگیتان شما را ناراحت کرده است؟ او را به آغوش بکشید.

یکی از زوج هایی که هر روز صبح به همراه همسرش در کلاس های حضور ذهن و تمرکز حواس شرکت می کرد در این باره چنین می‌گوید: ما به مدت ۳۰ ثانیه به چشم‌های هم نگاه می کردیم، همدیگر را در آغوش می‌کشیدیم و به حال می اندیشیدیم. سعی کنید این موارد را در زندگی خود تمرین کنید.


داشتن انتظارات غیر واقعی:

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها

انتظار داشتن از طرف مقابل یک موضوع عادی و طبیعی است اما اگر این انتظارات را به صورت واضح و شفاهی بیان نکنید، ممکن است طرف مقابل از برآورده کردن آن عاجز باشد.

راه حل این مشکل: در عوض، انتظارات خود را به صورت شفاف بیان کنید. به عنوان مثال می توانید یک بار در هفته بنشینید و در مورد همه چیز صحبت کنید.

اینکه چه بودجه ای دارید، دوست دارید در آینده چه کارهایی انجام دهید، چه زمانبندی برای رسیدن به اهدافتان دارید. در مورد انتظارات خود با طرف مقابل صحبت کنید. واقعیت این است که بیشتر افراد چنین کاری را انجام نمی دهند.


حفظ اسرار:

مشکلات رایج بین زوجین و راه حل آنها

لازم نیست زوج‌ها همه چیز را در مورد اتفاقاتی که برایشان افتاده است بیان کنند. برخی از اوقات لازم است، رازهایی را برای خود نگه دارید. اما به خاطر داشته باشید که اگر حرفی را به خاطر ترس از عصبانیت همسرتان بیان نکنید، ممکن است اوضاع از چیزی که هست بدتر شود.

این موضوع در مورد مسائل کوچک نیز صدق می کند. فرض کنید که هر دوی شما تصمیم گرفته اید به مدت یک ماه بودجه خود را کنترل کنید و در این میان یکی از طرفین تصمیم را نادیده می گیرد و خرید گران قیمتی انجام می دهد.

بدترین چیز در میان زوج ها از دست رفتن اعتماد به طرف مقابل است. اگر اعتماد از بین رود بهبود شرایط بسیار دشوار خواهد بود.

راه حل این مشکل: قبل از اینکه رازی را پنهان کنید به همه چیز خوب فکر کنید. واقعی بودن بسیار مهم تر از خوب بودن است. باید اجازه دهید همسرتان برخی از موارد مهم را بداند. شناختن طرف مقابل از اهمیت ویژه ای برخوردار است.

این موضوع اگرچه در ابتدا باعث ایجاد ناراحتی می شود اما در نهایت به صمیمیت دو طرف منجر می شود. در مورد بیان رازها محتاط باشید و همه جوانب را خوب بسنجید.

اگر آن را پنهان کنید چه اتفاقی می افتد؟ اگر به بیان آن بپردازید چه مشکلی روی می دهد؟ همه چیز را بررسی کنید و بهترین تصمیم را بگیرید.



منبع

راز زندگی زن و شوهر خوشبخت چیست؟ راههای شادی زندگی زناشویی


بررسی میزان رضایت زناشویی از این جهت حائز اهمیت است که رضایت فرد از زندگی زناشویی بخش مهمی از سلامت روانی فردی محسوب می‌شود.

به گزارش آلامتو و به نقل از سپیده دانایی؛ ارتباط با همسر جنبه مرکزی زندگی عاطفی و اجتماعی انسان است و نارضایتی زناشویی ممکن است به توانایی زن و شوهر برای برقراری روابط مناسب با بچه‌ها و سایر اشخاص خارج از خانواده آسیب برساند.

راز زندگی زن و شوهر خوشبخت چیست؟ راههای شادی زندگی زناشویی

روانشناس نامدار، آلبرت اِلیس، رضایت زناشویی را اینگونه تعریف میکند: احساس عینی خشنودی، خرسندی و لذتی که زن یا شوهر وقتیکه همه‌ی جنبه‌های ازدواجشان را در نظر میگیرند به دست میآید.

در تعاریف دیگر، رضایت زناشویی را حالتی میدانند که طی آن زن وشوهر از ازدواج با یکدیگر و با هم بودن احساس شادمانی و خرسندی میکنند. وینچ و همکارانش معتقدند رضایت زناشویی انطباق میان وضعیت موجود و وضعیت مورد انتظار است.

طبق این تعریف رضایت زناشویی زمانی محقق میشود که وضعیت موجود در روابط زناشویی با وضعیت مورد انتظار فرد منطبق باشد. مطابق با نظر هادسِن، ادراک زنوشوهر از میزان، شدت و دامنهی مشکلات موجود در رابطه نشاندهندهی سطح رضایت زناشویی آنهاست.

رضایتبخش بودن روابط میان همسران از طریق علاقهی متقابل، میزان مراقبت از همدیگر و پذیرش و تفاهم با یکدیگر سنجیده میشود.

رضایتمندی زناشویی را پیامد توافق زناشویی که به صورت درونی احساس میشود نیز میدانند. اصطلاح توافق زناشویی بر رابطه مناسب زنوشوهر ناظر است. در رابطه با توافق بالا هم زن و هم شوهر بهگونهای رفتار، تصور و ادارک میکنند که گویا نیازها و انتظارهایشان برآورده شده و چیزی وجود ندارد که در روابطه‌شان خلل ایجاد کند.

در ازدواج بدون توافق زناشویی، مشکلات موجود میان همسران به حدی زیاد است که آنها احساس میکنند نیازها و انتظاراتشان برآورده نمیشود. اغلب زوجها در جایی میان این دو قطب قرار دارند و در مواردی بین آنها توافق برقرار است و در مواردی نه.

رضایتمندی زناشویی مفهومی کلی است که در وضعیت مطلوب روابط زناشویی احساس میشود. از طرفی، رضایتمندی زمانی اتفاق میافتد که روابط زن و شوهر در همه حیطه ها بهنجار باشد.

بنابراین، محققان برای آسانی در سنجش و همچنین عملیاتی کردن این مفهوم، رضایتمندی زناشویی را به ابعاد و معیارهای مختلفی تقسیمبندی کردهاند که به مهمترین آنها اشاره میکنیم.


وینچ هشت معیار را برای رضایت زناشویی مشخص کرده است:

  1. ثبات
  2. انتظارات اجتماعی
  3. رشد شخصیت
  4. مصاحبت
  5. شادی
  6. رضایت
  7. سازگاری
  8. و یکپارچگی.

روف(Rofe) برای رضایت زناشویی چند جنبه را در نظر میگیرد، اما رضایت زناشویی را بهطور کلی در احساسات مثبت، دوست داشتن، رضایت جنسی، توافق در امور اقتصادی، خانهداری ، و تربیت فرزندان میداند.

اما از نگاه بِرای(Bray) رضایتمندی زناشویی به هفت مورد تقسیم میشود:


  1. ارتباط جنسی:

رضایت همسران از کیفیت و کمیت ارتباط جنسی.

  1. حل تعارضات:

کمک زوجی به زوج دیگر که با او نظرات و اهداف و رفتار متضاد دارد، و حل اختلاف و ستیز ناشی از منافع ناهمسو و تضاد اهداف و ادراکات مختلف.


  1. رضایت از ارتباط با خانوادهی اصلی:

رضایت از کیفیت و نوع رابطه با خانواده‌ی خود و خانواده‌ی همسر.


  1. ارزشهـای مذهبی:

میزان همخوانی همسران در اعتقادشان به ارزشهای مذهبی.


  1. فعالیتهای تفریحی (اوقات فراغت):

رضایت از نوع، کیفیت و فراوانی شرکت در فعالیتهای اجتماعی و تفریحی مورد علاقهی هر زوج.


  1. مدیریت منزل:

رضایت از برخورد با خانوادهی اصلی، شیوهی برخورد با فرزندان، نقشهای مساوات‌طلبانه‌ی زن و مرد و ادارهی امور مالی منزل.


  1. ارتباط همسران:

توانایی همسران در توضیح و تشریح نیازها، خواسته ها و تمایلاتشان و نیز توانایی توجه کردن به دیگران به منظور ارائه‌ی پاسخهای مناسب و دعوت از دیگران برای روشنسازی دیدگاه آنان.


۳ نکته طلایی از زوج هایی که ۵۰ سال است باهم‌اند

راز زندگی زن و شوهر خوشبخت چیست؟ راههای شادی زندگی زناشویی

با بررسی علل موفقیت زندگی مشترک زوج هایی که سالها در کنار یکدیگر زندگی کرده اند میتوان به نکات خوبی رسید…

به گزارش آلامتو به نقل از Mindbodygreen؛ دنبال راهی برای کم کردن اختلافات در رابطه‌تان هستید؟ بیشتر ما دنبالش هستیم ، مخصوصا وقتی بحث و دعواهای ما با شریک زندگی‌مان بارها و بارها تکرار می‌شود.

می‌خواهم منبع بزرگی از پندهای مفید و معتبر را به شما معرفی کنم: زوج‌هایی که سالهاست ازدواج کرده‌اند و حتی بیشتر از سن خیلی از شماها ، بحث و جدل‌ها را بین‌شان حل و فصل کرده‌اند.

این‌بار اگر بحثی میان شما افتاد و احساس کردید دارد از کنترل‌تان خارج می‌شود ، این سه تکنیک را امتحان کنید:

  1. زمان مناسبی را برای حرف زدن انتخاب کنید

زمان مناسب برای حرف زدن درباره یک موضوع ، زمانی است که واقعا ” می‌خواهیم ” درباره‌اش حرف بزنیم. قابل درک است که ، اختلاف ، اضطراب برانگیز است و این‌طور به نظر می‌رسد که موضوع مطرح شده ، اورژانسی و فوری است و باید در زودترین زمان ممکن حل و فصل شود.

متاسفانه ، این حس و طرز فکر همیشه در زمان نامناسبی در کمین همسران نشسته است. بهتر است قبل از شروع بحث ، به حال و هوای همسرتان خوب توجه کنید ، وضعیت توان و انرژی‌اش ، ومیزان پریشانی و ناراحتی‌اش.

لئونای ۶۷ ساله در طول زندگیش به این حقیقت رسیده است و بحث‌هایی که او و همسرش داشته‌اند بسیار کم بوده است.او می‌گوید: ” من آدم عصر هستم و شوهرم آدم صبح ، بنابراین از خودمان پرسیدیم چه زمانی از روز ، زمان مناسبی برای گفتگو و بحث درباره چیزی است که نیاز به این بحث دارد ؟ “.

نتیجه این‌که لئونا و همسرش بعد از کارشان با هم حرف می‌زنند ، پیش از آن‌که خیلی دیر شود. به نظر بسیار ساده می‌ آید اما مکاشفه‌ای اساسی و به‌درد بخور است.

  1. کمی دور از هم بمانید و به هم فرصت دهید

حتی وقتی شدیدا احساس می‌کنید همین حالا باید درموردش حرف بزنید.

بسیار ساده است: وقتی مکالمه‌تان خوب پیش نمی‌رود ، متوقفش کنید. البته برای خیلی ها یادگرفتن این مهارت دشوار است اما اگر فکر کردن به آن موضوع را متوفق کنید ، راحت‌تر خواهد شد. این مکالمه را تجربه کرده‌اید ؟:

همسر اول: ” من دیگر نمی‌خواهم در مورد این موضوع حرف بزنم ، به یک وقفه نیاز دارم. “

همسر دوم: ” اوه ، نه نمیشه ! ما باید همین الان به توافق برسیم ، بنابراین همین‌جا می‌مانی ! “. قابل درک است که وقتی مسئله‌ای بین ما و کسی که دوستش داریم پیش می‌آید ، بخواهیم حل و فصلش کنیم اما این طرز رفتار ، شرایط را بدتر و شدیدتر کرده و باعث آزار و رنجش طرف مقابل می‌شود.

جک ِ۷۰ ساله می‌داند که وقتی در رابطه‌ای ، اختلاف پیش می‌آید ، کنترل خشم و عصبانیتش مسئله‌ای جدی است.

راه حلی که او از تجربیاتش ارائه می‌دهد این است که پیش از بالا گرفتن بحث ، چند قدم از آن موقعیت دور شوید. او می‌گوید:

من بدخلق و آتشی مزاج هستم و یاد گرفته‌ام که لازم است دهانم را بسته نگه دارم چون وقتی عصبانی شوم چیزهایی می‌گویم که احساسات دیگران را جریحه‌دار می‌کند. بنابراین ، از آن فضا بیرون می‌روم و در گاراژ وقت تلف می‌کنم و با دستگاه چمن‌زنی یا با ابزار و وسایلم مشغول می‌شوم می‌گذارم شرایط از تب و تاب بیفتد.

سپس برمی‌گردم و سعی می‌کنم وقتی دیگر کسی عصبانی نیست درباره‌اش حرف بزنم ، این توصیه من است ؛ بگذارید زمان بگذرد و همه چیز آرام و سرد شود بعد درباره‌اش صحبت کنید.

بعضی از زوجها حتی قالبی از ” تایم اوت ” یا توقف برای خودشان درست می‌کنند ، مثلا “وقت استراحت” !. شما هم امتحان کنید اما یادتان باشد: این قالب به معنای این نیست که ” موضوع تمام شده “. بلکه، توافقی برای دوباره به بحث برگشتن در زمان مناسب است.

  1. یک ساندویچ بخورید!

و اما پیشنهادی که انتظارش را نداشتم ، اما زمانی که از زبان زوج‌های قدیمی شنیدم، اولین واکنش من این بود که چرا تا به حال به ذهن خودم نرسیده بود ؟! حالا به نظر ساده و بدیهی می آید ولی وقتی از این زوج‌ها نظرسنجی می‌کردیم، تعداد بسیار کمی از ما به فکر ” غذا ” بودیم!

وقتی از آنها در مورد جلوگیری از خشم و دعوای شدید پرس و جو کردیم ، تعداد زیادی از این زوج‌ها توصیه کردند که به همسرتان پیشنهاد بدهید چیزی با هم بخورید یا برای یک وعده کوچک بیرون بروید.

به گفته این زوج‌ها، اگر یکی از شما گرسنه باشد، احتمال بسیار زیادی وجود دارد که بحث‌تان از کنترل خارج شود. شاید میزان قند خون یا خستگی هم بی تاثیر نباشد اما به هر دلیلی که هست، آنها توصیه می‌کنند وقتی یک دعوای بزرگ در حال شکل گرفتن است، راه حل فوری می‌تواند یک ساندویچ یا هر چیز خوشمزه دیگری باشد!

گلوریا ، ۷۳ ساله ، این داستان را تعریف می‌کند:

پسرم و همسرش در سال‌های اول زندگی‌شان مشکلات زیادی داشتند اما چیزهای جالب زیادی در طی آن سال‌ها یاد گرفتند. برای مثال ، هر وقت شروع به دعوا می‌کردند ، عروسم برای پسرم یک ساندویچ درست می‌کرد.

هیچ چیز بیشتر از این پسرم را خشنود نمی‌کند. پسرم به زنش می‌گفت: ” وقتی واقعا خسته هستم ، به ساندویچ نیاز دارم و وقتی گرسنه‌ام رفتارم بد می‌شود. ” و هنگامی که زنش کنترلش را از دست می‌دهد ، پسرم به او یک فنجان چای می‌دهد.

زمانی هم که با هم هستیم اگر بشنوم که عروسم به پسرم پیشنهاد ساندویچ می‌دهد یا پسرم به همسرش یک فنجان چای پیشنهاد می‌دهد ، می‌فهمم که این یک جور رمز و قانون بین‌شان است که یکی به دیگری اعلام می‌کند: به کمکت نیاز دارم !

مطمئنا این توصیه‌ها همه‌گانی نیستند اما چرا امتحانش نکنیم؟

یک خوراکی خوشمزه نه تنها کمتر از مراجعه به مشاور خانواده هزینه دارد بلکه مطمئنا خوشایندتر هم هست! و درس بزرگ‌تری که اینجا وجود دارد: توجه به موقعیت سنجی و یافتن زمان مناسب است، و بالاتر از هر چیزی، دقت و درست اندیشی، بزرگ‌ترین نابود کننده اختلافات است.

به گفته افراد پرتجربه ، چیزی که می‌گویید لزوما به اندازه زمانی که برای گفتن آن موضوع انتخاب می‌کنید مهم نیست.



منبع

چگونه زنم را خوشحال کنم؟ ۱۲ چیزی که مردان متاهل باید بدانند!


چگونه زنم را خوشحال کنم؟ ۱۲ چیزی که مردان متاهل باید بدانند!

ازدواج زندگی هر فردی را تغییر می‌دهد. برخی از زوج‌ها شاد و صمیمی هستند و برخی دیگر روز به روز از یکدیگر دورتر می‌شوند.

در این مدت یاد می‌گیرید که چگونه باید با یک نفر همزیستی کنید.

از خطاها و اشتباهات او می‌گذرید.

یاد می گیرید با کسی زندگی کنید که قبلا او را نمی‌شناختید و ممکن است با شما تفاوت زیادی داشته باشید.

یاد می‌گیرید ببخشید و بخشیده شوید. ازدواج شما را ملزم به مذاکره و سازش می‌کند.

اصلا مهم نیست این موضوع را دوست داشته باشید یا نه. بعد از دو سال زندگی عاشقانه، ممکن است همه چیز برایتان یکنواخت شود.

بعد از فراموش کردن شیرینی‌های ماه عسل، همه چیز برایتان عادی می‌شود و تنها زمانی را کنار یکدیگر می‌گذرانید. دیگر خبری از لحظه‌های عاشقانه و هدیه‌های زیبا نیست.

شاید به جرات می‌توان گفت ازدواج کردن آسان است اما ادامه این ازدواج بسیار دشوار می‌باشد.

برای اینکه بتوانید زندگی خوبی در کنار همسرتان داشته باشید، این نکات و ترفندها را هرگز فراموش نکنید.


۱٫ ازدواج همانند یک کار و تلاش پایدار و بی وقفه است:

هرگز دوست داشتن را متوقف نکنید. همیشه به طرف مقابلتان توجه داشته باشید. یاد بگیرید، به اشتراک بگذاریدو با همسرتان لبخند بزنید. باخودتان رفتار خوبی داشته باشید و با همسرتان بهتر رفتار کنید. هرگز نگاه‌ها، کلمات یا فعالیت‌های خود را نادیده نگیرید.

سعی کنید برای دوست داشتن و عشق ورزیدن سخت تلاش کنید. به دنبال حقیقت باشید نه اینکه بخواهید همیشه حق را به خودتان بدهید. مطمئن شوید که همانند روزهای اول ازدواج توانایی شنیدن حرف‌های همسرتان را دارید.

دهان خود را در برخی از مواقع بسته نگه دارید، غر نزنید و همیشه شاکی نباشید. به طرف مقابلتان کمک کنید، سعی کنید در انجام کارهای مفید او را تشویق نمایید.

زمان رخ دادن طوفان‌های زندگی را بدانید و اجازه دهید عبور کنند. قبل از خواب تمامی مشکلات خود را حل کنید. اگر نیاز دیدید حتما از طرف مقابل عذر بخواهید.

همچنین بخوانید: چگونه شوهرم را خوشحال کنم

۲٫ همه چیز ارزش بحث کردن را ندارد:

بیشتر اوقات، بحث کردن در مورد برخی مسائل بسیار بی ارزش است. سعی کنید جنگ و دعوای خود را به صورت مسالمت آمیز حل کنید. هوشمندانه رفتار کنید. اگر رفتار نادرستی داشته باشید ممکن است رابطه شما را خراب کند.


۳٫ همیشه لبخند بزنید:

اگر نمی‌توانید لبخند بزنید، زندگی خود را از دست خواهید داد. اگر بتوانید این کار را به خوبی انجام دهید، همه شرایط سخت زندگی را مدیریت خواهید کرد.


۴٫ زندگی شما چگونه است؟ از همسرتان راضی هستید؟

سعی کنید در مورد این سوالات فکر کنید. شاید جواب دادن به این سوالات کمی دشوار باشد اما می‌تواند برخی از موانع و مشکلات شما را برطرف نماید.


۵٫ ازدواج ممکن است همانند رانندگی بر روی رولر کوستر باشد:

زندگی زناشویی شما چگونه است؟ پاسخ این سوال در هر روز از زندگی ممکن است متفاوت باشد. امروز خوب و عالی بوده اما شاید فردا وحشتناک باشد. پس به یاد داشته باشید که زندگی پستی و بلندی زیادی دارد. نباید زود جا بزنید.


۶٫ هرگز همسر خود را با هیچ کسی مقایسه نکنید:

مقایسه کردن حتی در کودکان نیز آزار دهنده است . چه برسد به اینکه شما بخواهید همسر و همراه زندگی خود رابا فرد دیگری مقایسه کنید.هرگز اینکار را انجام ندهید.

عواقب مقایسه کردن می‌تواند بسیار ناگوار باشد. مقایسه کردن رابطه، زندگی، اموال و حتی رابطه جنسی می‌تواند نتیجه بسیار بدی به همراه داشته باشد. زندگی تنها متعلق به شماست. سعی کنید از یکدیگر بهترین و ایده‌آل ترین فرد را بسازید . بر روی نکات مثبت همسر خود تمرکز کنید.


۷٫ سعی کنید غریزه و احساس خود را بر منطق و دلیل خالی مقدم بدانید:

این گزینه یکی از سخت ترین بخش‌ها برای بیشتر زوج‌هاست. برخی از اوقات، یک طرف ممکن است علی رغم دلیل نادرست، تقاضای غیر منطقی و درخواست‌های احساسی حق با او باشد.

دلیل خشک و خالی همیشه کافی نیست و ممکن است شما را وارد مسیر نادرستی بکند. در زندگی زناشویی سعی کنید از احساسات نیز کمک بگیرید. به خواسته‌های احساسی طرف مقابل گوش کنید و بعد از او سوالات منطقی بپرسید.

همچنین بخوانید: تاثیر عشق قدیمی روی ازدواج

۸٫ دلتان برای روزهای قبل از ازدواج و دوران نامزدی تنگ شده است؟

اگر جواب شما مثبت است می‌توانید زندگی خود را از حالت خسته کننده در بیاورید و از تجارب روزهای نامزدی استفاده کنید.

اگر دوست داشتن همسر خود را متوقف کنید و همانند روزهای نامزدی به دنبال شاد کردن او نباشید، خیلی چیزها را از دست خواهید داد. اگر جوک گفتن، سینما رفتن، انجام فعالیت‌های هیجان انگیز و داشتن ایده‌های ناب را کنار گذاشته اید، بهتر است دوباره از اول همه چیز را آغاز کنید.

این وظیفه شماست که همسرتان را همیشه شگفت زده کنید. همسر شما هر روز فرد متفاوتی است. با استفاده از موارد دلخواه او، هر روز را برایش هیجان انگیز کنید. همیشه از موارد جدید برای یکبار استفاده کنید. یکنواختی ممکن است حس خوبی در طرف مقابل شما ایجاد نکند.


۹٫ رابطه جنسی خود را بررسی کنید:

اگر اجازه دهید رابطه جنسی شما بد باشد،مطمئن باشید که رابطه خوبی نخواهید داشت. اگر هر کدام از شما در هر بخشی از رابطه به خصوص رابطه جنسی کم بگذارد و مواردی را نادیده بگیرد، ممکن است لذت بردن از زندگی را نابود کنید.


۱۰٫ صبر وشکیبایی را سرلوحه زندگی خود قرار دهید:

صبر و شکیبایی تنها با همسرتان کافی نیست، باید در مقابل خود نیز شکیبا باشید. باید همیشه بر روی خود کار کنید و جنبه‌های مثبت خود را بهبود ببخشید.

صبر وشکیبایی تنها گزینه‌ای است که می‌تواند روزهای ناگوار و سخت زندگی را برایتان آرا‌م‌تر کند. زمانی که دو نفر با عقاید، فرهنگ، افکار و احساسات مختلف کنار یکدیگر زندگی می کنند، باید روش مدیریت و سازماندهی زندگی را نیز بدانند.

در اینگونه مواقع صبر بسیار مفید و موثر خواهد بود. استفاده از روش‌های مدیتیشن گزینه بسیار خوبی است. سعی کنید هر کاری که به افزایش صبر و شکیبایی شما کمک می‌کند را انجام دهید.


۱۱٫ همسرتان همیشه بهترین است و باید در اولویت باشد:

زمانی که همسرتان به شما نیاز دارد خواندن کتاب، انجام کارهای خانه، تماشای تلویزیون و صحبت کردن با گوشی را کنار بگذارید. خود را در اختیار او قرار دهید. اگر اینکار را نکنید به تدریج از شما فاصله می‌گیرد و فراموشتان می‌کند.


۱۲٫ هیچ وقت ساکن نباشید:

اگر اینکار را انجام دهید و زندگی شما وارد یکنواختی شود، مرگ تدریجی آن نیز شروع خواهد شد. سعی کنید زندگی خود را بر اساس بالاترین استانداردها بنا کنید. همدیگر را عاشق هم کنید.



منبع

چگونه به دعوای زناشویی خاتمه دهیم؟ بهترین راه رهایی از دعواهای زن و شوهری


چگونه به دعوای زناشویی خاتمه دهیم؟ بهترین راه رهایی از دعواهای زن و شوهری

خاتمه دادن به دعوای زناشویی یک مهارت مهم در راستای حفظ زندگی زناشویی خواهد بود که هر زوجی به آن نیاز دارند.

سکوت… جواب‌های سربالا… پریشان خاطری…احساس ناراحتی و دوری در این شرایط می‌خواهید موی سر خود را بکنید. دوباره دعوای‌تان شده‌است و حسابی اعصاب‌تان خرد است واقعا دیگر فکری به ذهن‌‌تان نمی‌‌رسد که چه کاری بکنید و چگونه دوباره شادی را به زندگی‌تان برگردانید.

خیلی نگران نباشید چون در زندگی بحث و دعوا بخشی از روابط شما با همسر‌تان یا نامزد‌تان را شکل می‌دهد، امکان ندارد ۲ نفر با ۲ تربیت خانوادگی متفاوت با هم زندگی کنند و اختلافی بین‌شان وجود نداشته باشد. مهم این است که چگونه دعواها و اختلاف نظرهای‌تان را مدیریت کنید تا به صمیمیت و رابطه شما لطمه‌ای وارد نشود.

برای آشتی کردن آماده باشید

اگر احساس می‌کنید که حتی یک درصد برای مصالحه و سازش آمادگی ندارید به هیچ وجه پیش نروید زیرا ممکن است که صحبتی شود و شما کنترل خود را از دست دهید و اوضاع از این‌که هست بدتر شود. برای همین گفته می‌شود که از لحاظ روحی، آمادگی کامل داشته باشید و بعد جلو بروید.

شما از خود‌گذشتگی کنید و به‌رغم تمامی هیجانات منفی خود که به نوعی شما را از این کار منع می‌کند اما باز هم به سمت طرف مقابل خود بروید، و رابطه را ادامه دهید. این کار شما باعث می‌شود که او از عملی که انجام داده پشیمان شود و ارزش شما را بهتر درک کند. در دعواها به تنهایی پیش نروید و قضاوت پیش از موعد نداشته باشید و مانند نوجوانان پرخاش جو و یکه تاز نباشید. شما باید یک فرقی با نوجوانان داشته باشید.

دعواها همیشه بد هم نیستند فقط مهم این است که در هنگام دعواها منصفانه رفتار کنید و حرف بزنید، ‌گاهی بعضی از دعواها حتی می‌تواند باعث شود، شما به درک بهتری از هم برسید و در نتیجه صمیمیت بیشتری بین شما به‌وجود بیاید. شما باید یاد بگیرید، دعواهای‌تان را کاملا مدیریت کنید و به عبارتی منصفانه با هم دعوا کنید.


عذرخواهی میتواند کارسازترین عمل باشد

بسیار پیش می‌آید که افراد با هم دعوا می‌کنند. فقط به این دلیل که نتوانستند به درستی منظورشان را به یکدیگر بفهمانند یا از عبارات و کلماتی استفاده می‌کنند که به درستی منظورشان را نشان نمی‌دهد و باعث سوء‌تفاهم بسیار می‌شود، همین می‌تواند برای زندگی زناشویی شما بسیار مضر باشد. بنابراین نخستین کار بعد از هر دعوا این است که غرور و تکبر‌تان را کم کنید و برای به‌وجود آمدن دعوا و کارها و حرف‌های اشتباه‌تان اظهار تاسف کنید.

در واقع یک عذرخواهی واقعی می‌تواند یکی از دشوار‌ترین پیشنهاداتی باشد که ما به شما می‌‌دهیم. بر خلاف تصور عموم همه افراد قادر به زبان آوردن این کلمه بوده و تا به حال هیچ کس بعد از گفتن آن غش نکرده است.

همچنین بخوانید: چگونه عذرخواهی کنیم؟

دلیل درگیری را پیدا کنید

در بسیاری از ازدواج‌ها، زن و شوهرها هیچ وقت سعی نمی‌کنند ریشه اشتباهات و مشکلات‌شان را پیدا کنند و بعد از آشتی کردن دیگر به دلایل به‌وجود آمدن دعوا فکر نمی‌کنند یا روی مشکلات سرپوش می‌گذارند. در نتیجه گاهی مشکلات حل نشده باقی می‌ماند و دوباره خود را نشان می‌دهد یا جای زخم آن روی روح باقی می‌ماند.

به جای این‌که روی مشکلات را بپوشانید، بهتر است احساسات‌تان را با همسر‌تان مطرح کنید، به احساسات او گوش دهید و سعی کنید با همدیگر بفهمید، چرا و به کدام علت بین شما دعوا پیش می‌آید، اگر شما این کار را انجام دهید، دلایل دعوا را می‌فهمید و در نتیجه از پیش آمدن مشکلات پیشگیری می‌کنید.


دوست داشتن یادتان نرود

معمولا بعد از دعواها احساس می‌کنید که از همسر‌تان دور شده‌اید و نوعی احساس جدایی بین شما پیش می‌آید اما باید بدانید در رابطه‌های مهمی چون ازدواج این‌که فقط به دعوا پایان دهید، کافی نیست. شما باید تمام آسیب‌های ناشی از دعوا را از بین ببرید و سعی کنید رابطه و میزان صمیمیت‌‌تان را به همان سطحی برگردانید که قبل از دعوا بین شما وجود داشته‌است.

یک راه‌حل خوب این است که سعی کنید با هم فعالیتی را انجام دهید که هردوی‌تان لذت می‌برید، مثل این‌که هر ۲ با هم یک فیلم بینید یا به یک برنامه تفریحی بروید می‌توانید با هم به پارک بروید یا…. مهم این است که بعد از هر دعوا لحظاتی را به‌وجود بیاورید که به شما ۲ نفر یاد‌آوری کند که چقدر همدیگر را دوست دارید و از بودن با هم لذت می‌برید.


واقعی آشتی‌ کنید

یکی از راه‌هایی که می‌تواند ازدواج شما را تبدیل به یک زندگی شاد کند این است که آشتی کردن‌های‌تان واقعی باشد. وقتی شما واقعا قصد آشتی داشته‌باشید یعنی تصمیم دارید که دیگر هیچ وقت اشتباه‌تان را تکرار نکنید.

اگر می‌دانید که دوباره همان کار را انجام خواهید داد، آشتی شما به هیچ وجه فایده ندارد. اگر شما به‌طور جدی تصمیم نگرفته‌باشید که اشتباه‌تان را ترک کنید و همسر‌تان دوباره همان کار را از شما ببیند اعتمادش را به شما از دست می‌دهد، مثلا اگر خود شما از دست شوهر‌تان به‌دلیل کمک نکردن او در کار خانه ناراحت باشید اگر او معذرت خواهی کند و دوباره کار خود را تکرار کند خودش بهتر می‌داند که چگونه دیگر به حرف‌هایش اعتماد نخواهید کرد.


لجبازی را کنار بگذارید

خیلی اوقات اتفاق افتاده که در دعوایی که پیش آمده است شما اشتباهی نکرده‌اید اما خود بهتر می‌دانید که بخشش در این مواقع چقدر مهم است.

اگر به شاد بودن زندگی‌‌تان اهمیت می‌دهید، به مشکلات کوچک‌گیر ندهید. تا زمانی که احساسات ناخوشایند‌تان را دور نریزید، شما نمی‌توانید واقعا آشتی کنید، اگر نبخشید و همه چیز را درون خود بریزید تبدیل به عقده می‌شوند و مطمئن باشید که در روزگاری نه چندان دور دوباره باعث بروز مشکلات می‌شوند و شما آن مشکلات را دوباره بر سر او می‌ریزید و در نتیجه آشتی کردن‌‌های شما تنها تبدیل به یک مراسمی می‌شود که شما هرچند وقت یک‌بار آن را اجرا می‌کنید؛ در حالی که مشکلات روز به روز عمیق‌تر می‌شوند.

به‌طور کلی در دعواها به چیزی که در حال روی دادن است توجه کنید. آتش آور معرکه شدن راه به جایی نخواهد برد و با فراموش کردن گذشته زودتر به توافق می‌رسید.

به جای این‌که روی مشکلات را بپوشانید، بهتر است احساسات‌تان را با همسر‌تان مطرح کنید، به احساسات او گوش دهید و سعی کنید با همدیگر بفهمید، چرا و به کدام علت بین شما دعوا پیش می‌آید


به اشتباه خود اعتراف کنید

زمانی‌که به‌طور شفاف مشخص شد که مرتکب اشتباه شده‌اید و مـطـلقا راه گریزی از پیامدهای حاصله از خطاکاری و جرم‌تان وجود نداشت، باید گناه خود را بپذیریـد. برای جبران خرابکاری و رسیدگی کردن به موقـــعیت ایـجـاد شده پیش بروید.

اگـر در این مـرحله در بیان جزئیات متوسل به دروغ شوید، احتمال این‌که او احساس کند، به‌طور کـامـل بـا او صـادق نـیستـید، زیاد می‌شود یا ممکن است داستان شما را به‌صورت متفاوتی از شخصی دیگر بشنود.

رو راست و یک‌دل باشید اما کار غیرعاقلانه انجام ندهید. تا می‌توانید اشتباه خود را بی‌اهمیت جلوه دهید. هـمسر شـما شـدیدا می‌خواهد باور کند که شما قصد اذیت و آزار او را نداشته‌اید، بنابراین تمام تلاش خود را برای پاک کردن ذهـن او بکار ببندید. حتی اگر یک عذر و بهانه به‌نظر شما ناکار آمد برسد، اگر به‌صورت متقاعد‌کننده‌ای آن‌را بیان کنید باز او خریدارش خواهد بود.

عصبانیت نیرویی است که به ما کمک می‌کند تا بتوانیم به خواسته‌های خود برسیم. اما اگر عصبانیت‌تان به حدی است که از بحث اصولی و عاقلانه جلوگیری می‌کند، سعی کنید بحث خود را متوقف کرده و بعد از مدتی بحث را ادامه دهید.


هنگام دعوا چگونه رفتار کنید

داشتن ارتباطات مناسب برای برقراری آرامش دوباره، بسیار حیاتی و مهم است. اغلب دعواهایی که مرتب تکرار می‌شوند، فقط به این دلیل است که یکی از همسران یا هر دوی آن‌ها، احساس می‌کنند طرف مقابل حرف‌هایش را نمی‌شنود و یا به آن اعتنا نمی‌کند.

تکنیک‌های زیر ضمن این که شانس مورد توجه قرار گرفتن شما را توسط همسرتان، افزایش می‌دهند، به شما نیز کمک می‌کنند به همسر‌تان نشان دهید، به او توجه دارید و به حرف هایش اهمیت می‌دهید.

گوش کنید: این مهم‌ترین بخش برای داشتن ارتباطی خوب و مناسب است. به حرف‌های همسر خود بدون حدس و گمان و قضاوت گوش دهید.

کـنــکاش کنـید: سوالاتی بپرسید برای این‌که مطمئن شوید منظور حرف‌های همسر خود را به درستی فهمیده‌اید.

توضیح دهید: این نوع دیگری از کنکاش است. برای این‌که برای درک دیدگاه‌تان، به همسر خود اطلاعات بیشتری بدهید، آماده باشید. توقع نداشته باشید که او ذهن شما را بخواند.

تاکید کنید: خود را به جای همسر‌تان قرار دهید. حدس بزنید که او چه احساسی دارد و بگذارید او بفهمد که شما به او توجه دارید. مثلا بگویید: «می‌دانم که الان چقدر ناراحت هستی؟»

به‌طور گویا بیان کنید: بگویید، منظور‌تان چیست و آنچه می‌گویید چه معنایی دارد. واضح و آشکار سخن بگویید و نکته گویی کنید.

لبخند بزنید: شاید ذکر این راهکار حین دعوا عجیب به‌نظر برسد. اما شوخی کردن و لبخند‌زدن، راهکار بسیار نیرومندی برای توقف یا تغییرمسیر دعواست.

خشم خود را کنترل کنید: عصبانیت نیرویی است که به ما کمک می‌کند تا بتوانیم به خواسته‌های خود برسیم. اما اگر عصبانیت‌تان به حدی است که از بحث اصولی و عاقلانه جلوگیری می‌کند، سعی کنید بحث خود را متوقف کرده و بعد از مدتی آن را ادامه دهید.


جروبحث های مفید زناشویی کدامند؟

چگونه به دعوای زناشویی خاتمه دهیم؟ بهترین راه رهایی از دعواهای زن و شوهری

اینکه شما ۳۰ سال است ازدواج کرده اید یا از ازدواج شما تنها ۶ ماه سپری شده است زیاد مهم نیست. باید بدانید که در مسیر خود با مشکلات و موانع زیادی روبرو خواهید شد و برای حل این مشکلات نیاز دارید با هم صحبت کنید.

همیشه بحث کردن بر سر یک موضوع چیز بدی نیست. برخی از مواقع باید در رابطه خود جایی برای بحث کردن داشته باشید. اگر هیچ وقت به طرف مقابل خود نگویید که با عقاید و نظرات او مخالف هستید، خشم و عصبانیت در وجود شما ریشه می‌دواند و در طولانی مدت می‌تواند دردسرساز باشد.

البته باید به خاطر داشته باشید که همه بحث‌ها با سروصدا و جیغ کشیدن همراه نیستند. این گونه بحث ها نباید به خشونت فیزیکی تبدیل شوند.

در چنین شرایطی هر دو نفر باید بتوانند نگرانی‌های خود را بیان کنند، اولویت‌های خود را بگویند و قادر باشند برنامه ای را برای زندگی ترسیم کنند. در این مقاله قصد داریم ۵ مورد از بحث‌هایی که زوجین باید در زندگی خود داشته باشند را با هم مرور کنیم پس همراه ما باشید.


  1. چگونه پول و درآمد خود را خرج کنید:

چگونه به دعوای زناشویی خاتمه دهیم؟ بهترین راه رهایی از دعواهای زن و شوهری

حتی زوج‌هایی که از همه نظر با هم توافق دارند نیز ممکن است در مورد خرج کردن درآمد حاصل با هم توافق نداشته باشند. به عنوان مثال زوجینی را تصور کنید که در همه جوانب زندگی خود با هم اتفاق نظر دارند اما نمی‌دانند چگونه باید درآمد حاصل را خرج کنند.

در چنین شرایطی بحث کردن می‌تواند بسیار مفید باشد. به خاطر داشته باشید که قرار نیست در مورد خرج پول برای خرید لباس یا ماشین بحث کنید. شما باید در مورد ارزش‌ها صحبت کنید و بر اساس آن تصمیم بگیرید.

دفعه بعد زمانی که در خرج پول با همسر خود مشکل داشتید، بنشینید و با او صحبت کنید. دیدگاه‌های یکدیگر را مورد بررسی و نقد قرار دهید و در نهایت به یک نتیجه منطقی برسید. اگر هنوز سر این موضوع با هم مشکل داشتید بهتر است مکالمه عمیق تری داشته باشید.

مثلا ممکن است یکی از زوجین بر این عقیده باشد که خرید یک ایتم تلف کردن زمان و هزینه است. اگر با چنین مواردی روبرو شدید ، عقاید خود را بیان کنید و اگر می‌توانید او را متقاعد نمایید. روشی را برای حرکت به سمت جلو پیدا کنید.


  1. چند وقت یکبار رابطه جنسی داشته باشید:

رابطه جنسی یکی از موضوعات مهمی است که در زندگی زوجین نقش بسیار مهمی ایفا می‌کند. زوجی که رابطه جنسی خوبی ندارد می‌تواند بسیار اسیب پذیر باشد.

این موضوع در نهایت برای آن‌ها به یک مشکل بزرگ تبدیل خواهد شد. نادیده گرفتن مشکل باعث رفع آن نخواهد شد. در این شرایط باید بنشینید و با شریک زندگی خود صحبت کنید.

در نهایت باید بتوانید به یک توافق دوطرفه در مورد زمان‌های برقراری رابطه جنسی برسید. اگر به تنهایی از عهده حل مشکل بر نیامدید، باید از یک پزشک متخصص کمک بگیرید.

این مورد بسیار مهم است و می‌تواند رابطه را به طور کلی خراب کند. پس وجود چنین مشکلاتی را نادیده نگیرید و در مورد آن با همسر خود صحبت کنید.


  1. چگونه خشم و عصبانیت خود را نشان ‌دهید:

چگونه به دعوای زناشویی خاتمه دهیم؟ بهترین راه رهایی از دعواهای زن و شوهری

اگر نتوانید نحوه بروز خشم خود را تعیین کنید با تنشی در زندگی مواجه خواهید شد که به طور کلی زندگی شما را تحت تاثیر خود قرار می‌دهد.

زمانی که هر دونفرتان آرام هستید در مورد این موضوع صحبت کنید. سعی کنید بفهمید چرا طرف مقابل عصبانی است. در این شرایط قادر خواهید بود نحوه بروز خشم بدون اسیب به طرف مقابل را کشف کنید. خشم نشانه‌ی توقف است پس اگر احساس می‌کنید خشمگین هستید متوقف شوید و خوب فکر کنید.


  1. مادر همسر چه نقشی در زندگی شما بازی می‌کند:

چگونه به دعوای زناشویی خاتمه دهیم؟ بهترین راه رهایی از دعواهای زن و شوهری

آیا شما نیز جزو آن دسته از افرادی هستید که از دخالت مادرشوهر یا مادرزن به ستوه آمده‌اید؟ خوب باید بدانید که زمان ایجاد حد و مرز در زندگی شما فرا رسیده است.

ممکن است شما ایده و نظر یکسانی در این مورد نداشته باشید اما باید در مورد آن صحبت کنید. به خاطر داشته باشید که احترام مادرشوهر یا مادرزن خود را باید حفظ کنید و در عین حال برای زندگی خود تصمیم بگیرید.


  1. چگونه وظایف را در خانه تقسیم کنید:

چگونه به دعوای زناشویی خاتمه دهیم؟ بهترین راه رهایی از دعواهای زن و شوهری

اگر وظایف هر کدام از زوجین در منزل تعیین نشده باشد امکان بروز مشکل وجود خواهد داشت. اگر چنین مشکلی دارید، زمانی را برای صحبت کردن کنار بگذارید.

در مورد هر کدام از وظایف همچون ظرف شستن، تمیز کردن منزل، شستن لباس و بچه داری تصمیم بگیرید. اگرچه همسر شما ممکن است به خاطر مشغله‌های کاری خسته باشد اما باز هم می‌توانید برخی از کارهای منزل را به همراه یکدیگر انجام دهید.

اینکه تمامی کارهای خانه بر عهده یک نفر باشد شرایط سختی ایجاد می‌کند. بنابراین تا جایی که می‌توانید در این مورد صحبت کنید و وظایف را در میان خود تقسیم نمایید.



منبع

چگونه عشقی پایدار و سرزنده داشته باشیم؟ ۱۷ ایده برای تقویت عشق و ازدواج شما


چگونه عشقی پایدار و سرزنده داشته باشیم؟ ۱۷ ایده برای تقویت عشق و ازدواج شما

چه کسی دوست ندارد یک داستان عاشقانه بلند مدت از زندگی خود داشته باشد؟ قطعا هر فردی که وارد یک رابطه عاشقانه می شود دوست دارد عشقش دوام و پایداری زیادی داشته باشد. بیشتر ماها بر این باوریم که به هنگام پیدا کردن پرنسس یا شاهزاده زندگی خود می توانیم برای همیشه کنار هم با عشق و بدون مشکل زندگی کنیم. اما برای بیشتر زوج ها چنین اتفاقی روی نمی دهد.

به گزارش آلامتو به نقل از lifehack؛ با افزایش نرخ طلاق به ۵۰ درصد، واضح است که بیشتر افراد نمی دانند چگونه می توانند رابطه سالمی ایجاد و حفظ کنند. اگر به این موضوع خوب فکر کنید متوجه می شوید که زیاد هم شگفت انگیز نیست.

بیشتر ماها هرگز مهارت های زندگی کردن را نمی آموزیم و مهارتی برای برقراری ارتباط درست و سالم نداریم. به همین خاطر جای تعجب و شگفتی نیست که بیشتر زوج ها نمی توانند با هم زندگی کنند و رابطه سالمی با هم داشته باشند.

افراد همیشه از روابطی که دارند شکایت می کنند. آنها می گویند حفظ رابطه برایشان بسیار دشوار است و من به آنها می گویم: رابطه ذاتا چیز دشوار و ترسناکی نیست. این افرادِ درگیر در رابطه هستند که آن را دشوار و ترسناک می کنند.

خوب حالا چه در مرحله ساخت یک ارتباط جدید هستید یا تلاش دارید رابطه ۵۰ ساله خود با همسرتان را بهبود ببخشید می توانید در این مقاله همراه ما باشید تا ایده هایی را با هم مرور کنیم که به بهبود روابط تان کمک می کند.

همچنین بخوانید: از خود گذشتگی در زندگی مشترک

  1. زبان عشق خود را بشناسید.

اگر تا به حال نام کتاب The Five Love Languages (5 زبان عشق) را نشنیده اید باید آن را مطالعه کنید. این کتاب که توسط گری چاپمن به عنوان درمانگر مشکلات زناشویی نوشته شده است نشان می دهد ۵ روش اصلی وجود دارد که انسان ها به کمک آن نیازهای خود را برای دریافت عشق بیان می کنند. شما و همسرتان ممکن است روش یکسانی برای بیان عشق و نیازهای مرتبط با آن نداشته باشید. مطالعه این کتاب به شما کمک می کند خودتان و همسرتان را بهتر بشناسید.


  1. با همدیگر همدلی کنید.

یکی از مشکلات اصلی که افراد در روابط خود دارند این است که تنها نقطه نظرات خود را می بینند. شکی نیست که زوج ها با هم در مواردی اختلاف نظر دارند. اما این موضوع بدین معنی نیست که رابطه خود را خراب کنید. برای اینکه بتوانید همدیگر را به درستی درک کنید باید به حرف های هم گوش کنید و نقطه نظرات و عقاید هم را بپذیرید. هر فردی دوست دارد مورد درک قرار گیرد.

همچنین بخوانید: چگونه همیشه عاشق بمانیم؟

  1. شب نامزدی برای هم داشته باشید.

متاسفانه بیشتر زوج ها زمانی که سال ها از ازدواجشان می گذرد فراموش می کنند برای هم شب نامزدی بگیرند. آنها بر این باورند که دیگر همه چیز تمام شده و با هم راحت هستند و نیازی به این کارها ندارند.

اما برخی از اوقات شما برای نگه داشتن رابطه خود به یک فعالیت عاشقانه و رمانتیک نیاز دارید. بهتر است در شب نامزدی خود بیرون از منزل باشید و از این شب لذت ببرید.


  1. باید یاد بگیرید موقعیت های سخت و کشمکش ها را مدیریت نمایید.

بیشتر افراد زمانی که کشمکشی در زندگیشان رخ می دهد آن را به شیوه نادرستی مدیریت می کنند. آنها چنین موقعیتی را به عنوان موقعیت من در برابر تو، می شناسند. این افراد فکر می کنند که حق با آنهاست و باید در بحث پیروز شوند.

این یک تفکر رو به عقب است. شما در این رابطه تنها نیستید. باید بدانید که دیگر من یا تویی وجود ندارد. حالا شما تبدیل به ما شده اید. خودتان را به عنوان یک تیم تلقی کنید که برای رسیدن به اهداف و حل مشکلات باید با هم کار کنید.


  1. عقاید و نظرات منحصر به فرد همدیگر را بشناسید و درک کنید.

چگونه عشقی پایدار و سرزنده داشته باشیم؟ ۱۷ ایده برای تقویت عشق و ازدواج شماهر کسی ممکن است در زندگیش کارهای عجیب و غریب زیادی انجام دهد. اگرچه این رفتار ممکن است برای شما قابل قبول نباشد اما باید یاد بگیرید به رفتارها و عقاید هم احترام بگذارید. ممکن است چنین رفتارهایی را دوست نداشته باشید اما باید آنها را بپذیرید و تلاش کنید جلوی خراب شده رابطه تان را بگیرید.
  1. تست شخصیت مایرز-بریگز را امتحان کنید.

یک سایت عالی به نام ۱۶personalities.com وجود دارد که به شما اجازه می دهد تست شخصیتی از خود و همسرتان بگیرید. این تست به شما نشان می دهد چقدر درونگرا یا برونگرا هستید و چه خصوصیات شخصیتی دارید. بعد از اینکه هر دویتان این تست را انجام دادید، نکات شخصیتی را هم بخوانید تا بهتر یکدیگر را بشناسید.


  1. در مورد امور مالی با هم صحبت کنید و بودجه خود را برنامه ریزی نمایید.

پول یکی از موارد مهمی است که باعث جدایی زوجین می شود. شاید یکی از شما ولخرج و دیگری بسیار خسیس باشید. این مشکل بزرگی برایتان ایجاد می کند و باعث ناراحتی و اختلاف می شود. پس بهتر است در مورد مدیریت هزینه ها با هم بحث کنید. با هم مصالحه کنید و در مورد بودجه ای که دارید تصمیم گیری نمایید.


  1. صمیمیت را نادیده نگیرید.

اگر بچه ای دارید ممکن است دیگر مثل گذشته با هم صمیمی نباشید. صمیمی بودن چیزی بیشتر از داشتن رابطه جنسی است. شما باید در مکالمات، به هنگام خواب و در هر موقعیتی با هم صمیمیم باشید.

همچنین بخوانید: چگونه با حق به جانب بودن همسر برخورد کنیم؟

  1. در مورد چیزهای اعتیادآور هوشیار باشید.

هر فردی ممکن است نوعی اعتیاد داشته باشد. لطفا توجه کنید که منظور از اعتیاد تنها اعتیاد به مواد مخدر یا الکل نیست.

افراد ممکن است به خرید، بازی های ویدئویی یا کار با گوشی همراه معتاد باشند. اگر فعالیتی را بیش از حد مجاز انجام می دهید و زمان زیادی برای آن اختصاص می دهید پس به آن معتاد هستید. پس سعی کنید زمان این فعالیت را کاهش دهید و تمرکز خود را بر روی رابطه تان بگذارید.


  1. مغرور نباشید.

چگونه عشقی پایدار و سرزنده داشته باشیم؟ ۱۷ ایده برای تقویت عشق و ازدواج شماآدم ها خیلی راحت به خودشان توجه می کنند و ممکن است در بیشتر موقعیت های موجود تنها به نیازها و خواسته های خود توجه داشته باشند. اما کنار گذاشتن نیازهای شخصی کار آسانی نیست.

گاهی از اوقات تمرکز کردن بر روی نیازهای همسرتان بسیار دشوار می گردد. هر رابطه با کیفیتی به مصالحه و مدارا نیاز دارد.

شما نمی توانید همیشه اولین فردی باشید که نیازهایش برطرف می شود. اگر می خواهید چنین اتفاقی رخ دهد پس وارد هیچ رابطه ای نشوید. اگر چنین شخصیتی دارید بهتر است کل زندگی را مجرد بمانید.


  1. تعادلی بین با هم بودن و مستقل بودن پیدا کنید.

گاهی از اوقات زوجین بین دو موقعیت متفاوت گیر می کنند: یا زیاد با هم ارتباط دارند یا اینکه زیاد از هم دور هستند. هیچ کدام از این ها تشکیل دهنده رابطه سالم نخواهد بود.

برای برقراری ارتباط شما به با هم بودن نیاز دارید اما صرف زمان زیاد در کنار هم، باعث از دست رفتن هویت تان می شود. از سوی دیگر جدایی بیش از حد هم می تواند آسیب رسان باشد. در این شرایط بهتر است به دنبال برقراری تعادل باشید.


  1. با هم صحبت کنید.

بیشتر افراد زندگی پرمشغله ای دارند. کار می کنند، بچه بزرگ می کنند، به خانواده خود می رسند و فعالیت های دیگری را انجام می دهند. در این شرایط نمی توانند به رابطه خود و همسرشان برسند.

مطمئن شوید که با هم صحبت می کنید. تنها در مورد کار یا کودکتان حرف نزنید. برخی از اوقات در مورد خودتان هم حرف بزنید. برای هم وقت بگذارید. وارد مکالمات جذاب و عمیق شوید. اگر فکر می کنید زمان ندارید باید زمان کافی برای خود ایجاد کنید.

همچنین بخوانید: راز سازگاری با همسر در زندگی زناشویی

  1. هر روز برای رابطه خود تلاش کنید.

افراد بعد از اینکه وارد یک رابطه طولانی مدت شدند فکر می کنند همه چیز تمام شده است اما واقعیت چنین نیست. کار واقعی شما تازه آغاز شده است.

باید در مورد رابطه خود فکر کنید و آن را به عنوان یک گیاه در نظر بگیرید که به مراقبت و پرورش نیاز دارد. اگر هر روز به گیاه خود آب ندهید آن را از دست خواهید داد. پس مطمئن شوید هر روز به رابطه خود می رسید.


  1. نیازهای همسر خود را معادل یا برتر از نیازهای خود بدانید.

این گزینه نیز ارتباط نزدیکی با غرور شما دارد. هیچ کس دوست ندارد نیازهای فرد دیگری بر نیازهای خودش ارجح تر و مقدم تر باشد اما در روابط زناشویی من و تو نداریم.

شما باید بدانید همسرتان چه چیزهایی را دوست دارد و از چه چیزی متنفر است. او نیز باید همین درک را در مورد شما داشته باشد.

هر دو طرف باید تلاش کنند همدیگر را راضی و خوشحال سازند. این یک بازی دوطرفه است.


  1. خودآگاهی داشته باشید.

انجام دادن این گزینه برای برخی از افراد راحت تر است. اما داشتن عنصر آگاهی از خود به شما کمک می کند رفتارهایی که بر روی سایر افراد اثر می گذارد را درک کنید. هر روز بازی ویدئویی انجام می دهید؟ خوب ممکن است این موضوع باعث اذیت طرف مقابلتان شود. پس سعی کنید ساعت های بازی خود را کاهش دهید.


  1. ببینید شما چه سهمی در بهتر یا بدتر شدن رابطه دارید.

بیشتر افراد همه مشکلات رابطه را گردن طرف مقابل می اندازند اما همیشه چنین نیست. آیا شما در ایجاد شرایط موجود مقصر نیستید؟ خوب به این موضوع فکر کنید. باید به خودتان و نحوه برقراری ارتباط توجه داشته باشید.

شما چه سهمی در بدتر یا بهتر شدن رابطه داشته اید؟ اگر در مورد خودتان آگاهی کافی نداشته باشید نمی توانید رابطه خوبی با همسرتان برقرار نمایید. باید به دنبال بهبود این شرایط باشید یا از یک روانشناس کمک بگیرید.


  1. همیشه خونگرم و مهربان باشید.

هر فردی نمی تواند خونگرم و گرم مزاج باشد. برخی از افراد هستند که از لمس شدن، بغل شدن و بوسیده شدن توسط سایرین نفرت دارند.

اما واقعیت این است که همه این موارد به قوی ماندن رابطه کمک می کنند. همه موارد بیان شده باعث آزاد شدن مواد شیمیایی خوب در مغز می شوند و رابطه تان را پایدار می سازند. حتی اگر دوست ندارید این فعالیت ها را به صورت مکرر انجام دهید بهتر است هر از چندگاهی آن را امتحان کنید.

همچنین بخوانید: راز زندگی زن و شوهر خوشبخت چیست؟

سخن نهایی

همانطور که در ابتدای مقاله نیز ذکر کردیم رابطه و ثابت نگه داشتن آن امری دشوار است. شما باید بدانید چه چیزی به سالم ماندن رابطه تان کمک می کند و سپس تلاش کنید اینکارها را انجام دهید. باید از ته دل بخواهید همسرتان را شاد و راضی نگه دارید. هرچقدر او راضی تر و شادتر باشد، شما خوشحال تر و راضی تر خواهید بود.



منبع